آیکون خبر

خبر کامل

کتاب «فصل باران، روایت‌هایی از زندگی با حسین(ع)» منتشر شد

کتاب «فصل باران، روایت‌هایی از زندگی با حسین(ع)» مجموعه‌ای از ۳۲ روایت است که توسط نویسندگان و روزنامه‌نگاران مختلف نوشته شده و تجربه‌های زیست با امام حسین(ع) را به تصویر می‌کشد. این روایت‌ها شامل موضوعاتی از عاشورا، محرم و اربعین حسینی هستند، اما امام حسین (ع) تنها به ماه محرم محدود نمی‌شود و در تمام زمان‌ها و مکان‌ها حضور دارد.

مهدی قزلی در ابتدای کتاب اشاره کرده است که در ابتدا برای انتشار ۴۰ داستان برنامه‌ریزی شده بود، اما با توجه به کیفیت متن‌های ارسالی، این تعداد به ۳۲ کاهش یافته است. او در بخشی از کتاب می‌نویسد:

کتاب «فصل باران» سند نسبت‌دار بودن ماست با حسین که دلیل دلخوشی و دل‌آشوبه و دل‌دادگی و دل‌آرامی ما همیشه به نحوی به او برمی‌گردد.

در این کتاب، روایت‌های مختلفی از جمله «آلما» نوشته زهرا افخمی‌نیا، «لباسی برای امیرعباس» نوشته زینب عطایی، «مهمان» نوشته رضا بایرامی و دیگر نویسندگان جمع‌آوری شده است.

قسمتی از متن کتاب

پیرمرد کوچه به کوچۀ کربلا را از روی نقشه‌ای که مسئول پذیرش برایش کشیده بود، قدم زده بود تا بالاخره بعد از این همه سال، دستش را گره بزند به ضریحی که سال‌ها نامۀ حاجت‌هایش به دست این و آن توی آن انداخته می‌شد. این‌بار خودش دست برد به جیب جلوی پیراهن و نامه را درآورد که بیندازد داخل ضریح. جمعیت اجازۀ آن همه توقف جلوی ضریح را نمی‌داد؛ اما پیرمرد با حوصله کاغذ نامه‌اش را از جیب درآورد و ورانداز کرد. چشمش افتاد به خط‌ها و مربع‌هایی که مسئول پذیرش هتل پشت نامه کشیده بود. کوچه‌ها، فلافلی‌ها، موکب‌ها و مغازه‌ها را که همه چند خط و چند مربع بودند، نگاه کرد. آرام دست کشیده روی مربع بزرگی که رویش نوشته بود:«حرم حسین علیه السلام»

با همان نامه از ضریح عقب کشید. دوباره به نقشه‌ای که در دست داشت، نگاه کرد. آرام کربلای کاغذی‌اش را بوسید، با احترام تاکرد و گذاشت توی جیب جلوی پیراهن. درست سمت چپ قفسۀ سینه‌اش. جایی که هربار دست رویش می‌گذاشت و از دور به مقصد نامه‌هایش سلام می‌داد.

نامه‌های کوفی که دست حسین (درود خدا بر او) رسیده بود، به دست خودش تا جایی که می‌شد طوری از بین رفت که آن چیزی نباشد که از کربلا می‌ماند. از کربلا چند نامه ماند از حسین به حبیب و چند تن دیگر که شناسنامۀ کربلا شد. روز ششم محرم سال ۶۱ هجری قمری، نامه‌ای از کربلا به سمت مدینه رفت که احتمالاً وقتی از مهروموم باز شد، بین سروبدن نویسنده‌اش کیلومترها فاصله بود. نامه‌ای که انگار پیش از آن و پس از آن، هیچ چیز نبوده و نیست.

از حسین پسر علی به محمد پسر علی و دیگر پسران هاشم. اما بعد، گویی که دنیا هیچ‌گاه نبوده. و گویی که آخرت همیشه هست. والسلام. (از روایت عریضه صفحه ۲۰۴ و ۲۰۵)

کتاب «فصل باران، روایت‌هایی از زندگی با حسین(ع)» به کوشش مهدی قزلی در قطع رقعی، جلد شومیز، کاغذ بالکی، در ۲۷۶ صفحه، با شمارگان هزار و ۲۵۰ نسخه، منتشر شده است.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗