خبر کامل
جامعهشناس: جنگ ترکیبی با اسرائیل، جامعه ایران را عمیقاً متحول میکند

تحلیل جامعهشناسانه از تاثیر تنش با اسرائیل بر جامعه ایران
جامعه ایران در پی تنشهای اخیر با اسرائیل، دستخوش تحولات عمیقی شده است. مریم زارعیان، جامعهشناس، در گفتوگو با هفتهنامه تجارت فردا، ابعاد مختلف این تاثیرات را بررسی کرده و به تحلیل پدیدههایی چون «جنگ ترکیبی»، تفاوت واکنش نسلها و دوگانگی رفتارهای اجتماعی در شرایط بحران پرداخته است.
جنگ ترکیبی و فرسایش ساختارهای اجتماعی
به گفته مریم زارعیان، جامعه ایران در شرایطی پیچیده قرار دارد که تهدیدات بیرونی (تنش با اسرائیل) با چالشهای داخلی (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی) گره خورده است. او این وضعیت را مصداق «جنگ ترکیبی» میداند که شامل ابعاد نظامی، اقتصادی و روانی است.
- بعد نظامی: ایجاد حس ناامنی و آمادهباش دائمی، تاثیر بر تخصیص منابع و روحیه جمعی.
- بعد اقتصادی: ملموسترین بعد برای شهروندان عادی؛ تحریمها، تورم، بیکاری، کاهش قدرت خرید و تشدید نابرابریها.
- بعد روانی: هدف قرار دادن افکار عمومی برای ایجاد تفرقه، دلسردی و ناامیدی از طریق اخبار نادرست و پروپاگاندا.
زارعیان نقش رسانههای خارجی مانند ایران اینترنشنال را در بزرگنمایی شرایط بحرانی و القای حس ناامنی و ناامیدی پررنگ میداند که منجر به افزایش اضطراب عمومی میشود.
در نهایت، تمام این ابعاد به بعد اجتماعی ختم میشوند که در آن ساختارهای اجتماعی دچار فرسودگی، نهادها تضعیف، سرمایه اجتماعی کاهش و ارزشها دستخوش تغییر میشوند. این وضعیت میتواند به افزایش آسیبهای اجتماعی، مهاجرت و تغییر در الگوهای زندگی منجر شود.
نسل جوان و تجربه متفاوت از بحران
جامعهشناس معتقد است که نسل جوانتر، که تجربه مستقیم جنگ تمامعیار را نداشته، مواجهه متفاوتی با شرایط کنونی دارد:
- برای این نسل، بحران بیشتر در قالب فشارهای مزمن اقتصادی و روانی تجلی مییابد تا تهدید نظامی مستقیم. نگرانیهای معیشتی اولویت اصلی آنهاست.
- دسترسی به شبکههای اجتماعی و اطلاعات متنوع باعث میشود نسبت به روایتهای رسمی انتقادیتر باشند و تمایل کمتری به همراهی بیقیدوشرط با جنگ داشته باشند.
- فقدان تجربه مستقیم جنگ باعث میشود با ابعاد فاجعهبار آن کمتر آشنا باشند و آمادگی روانی کمتری برای پذیرش سختیها داشته باشند.
شباهتها و تفاوتها با جنگ تحمیلی
زارعیان به مقایسه شرایط کنونی با جنگ هشتساله ایران و عراق میپردازد:
- شباهتها: هر دو درگیری ماهیت «تهدید وجودی» برای بقای کشور دارند و هر دو جنگ ماهیتی نامتقارن دارند (حمایت قدرتهای جهانی از طرف مقابل).
- تفاوتها: نسل قدیمیتر جنگ با عراق را کاملاً دفاعی و وجودی میدانست با انسجام بیسابقه و مشروعیت بالا. اما برای نسل جدید، درگیری با اسرائیل بیشتر در چهارچوب اهداف ایدئولوژیک و ژئوپولیتیک فرامرزی تعریف میشود و نگرانیهای معیشتی اولویت دارد.
او همچنین به تفاوت در وضعیت ساختار اداری (فساد بیشتر امروز)، کاهش اعتماد عمومی و تفاوت در فضای اطلاعاتی (عدم کنترل کامل جریان اطلاعات امروز) اشاره میکند که مدیریت بحران را دشوارتر میسازد.
واکنشهای اجتماعی: نارضایتی در برابر وطنپرستی
در شبکههای اجتماعی، دو جریان اصلی واکنش مشاهده میشود:
- گروه ناراضی: این گروه که از نظام حاکم ناراضی است، ممکن است به اشتباه درگیری با اسرائیل را محملی برای تغییر داخلی تفسیر کند و جنایات طرف مقابل را نادیده بگیرد. این پدیده ریشه در سرخوردگی عمیق و احساس ناکارآمدی نهادهای داخلی دارد.
- گروه وطنپرست: این گروه با وجود نارضایتیها، هویت ملی و تمامیت ارضی را خط قرمز میدانند و در مواجهه با تهدید خارجی، اولویت را به حفظ ایران میدهند. مفهوم وطنپرستی در اینجا دفاع از موجودیت ایران است، نه لزوماً حمایت بیچونوچرا از حکومت.
این دوگانگی نشاندهنده چندپارگی جامعه و تفاوت در اولویتبندیها و تحلیل از دشمن و دوست است.
رفتارهای متضاد در بحران: کمکرسانی و سودجویی
در شرایط بحرانی، شاهد بروز رفتارهای متضاد مانند کمکرسانی و سودجویی هستیم. زارعیان هر دو را تا حدی طبیعی میداند:
بحرانها همواره بهترین و بدترین وجوه یک جامعه را آشکار میکنند. در واقع، این دو، دو روی یک سکه انسانیت هستند.
او غریزه بقا و تمایل به سودآوری در شرایط کمبود را عامل رفتارهای سودجویانه و حس همبستگی و نوعدوستی را عامل کمکرسانی میداند. میزان شیوع هر یک به مدیریت بحران و فرهنگسازی جامعه بستگی دارد.
تاثیر جنگ بر هویتهای محلی در مناطق مرزی
در مناطق مرزی با تنوع قومی و زبانی، تهدید خارجی میتواند مرزهای هویتی داخلی را کمرنگ کرده و منجر به «همبستگی وجودی» شود. اما جنگ همچنین میتواند توازن ظریف هویتهای چندگانه (قومی، ملی، فرامرزی) را بر هم زند و افراد را در شرایط ناامنی به هویتهای محلی پناه دهد.
عملکرد نخبگان محلی و سیاستگذاران در مدیریت بحران و رفع تبعیض نقش مهمی در جلوگیری از تشدید تنشهای قومی و تضعیف هویت ملی دارد.
انتظارات از سیاستگذاران برای تقویت انسجام ملی
در شرایط خطیر، انتظار از حکمرانان برای تقویت انسجام ملی شامل موارد زیر است:
- شفافیت حداکثری و صداقت با مردم: ارائه صادقانه وضعیت موجود و پیامدهای احتمالی برای ایجاد درک مشترک و جلب مشارکت آگاهانه.
- پایان دادن به قطبیسازی و حرکت به سوی فراگیری: گشودن باب گفتوگو با همه گروهها و جلب اعتماد بخشهای ناراضی.
- تمرکز بر مهار بحران اقتصادی: مقابله با تورم، جلوگیری از افزایش قیمتها و تضمین دسترسی به کالاهای اساسی.
- مدیریت هوشمندانه روایتها و مقابله با جنگ روانی: تولید محتوای صحیح و واقعگرایانه، ایجاد بستر گفتوگوی ملی و تقویت رسانههای داخلی.
به گفته زارعیان، سیاستگذار باید به دنبال بازسازی قرارداد اجتماعی میان دولت و ملت باشد تا بتوان به همگرایی ملی واقعی امید داشت.
توصیه به جامعه ایران
توصیه پایانی مریم زارعیان به مردم ایران، تجهیز خود به سواد رسانهای و تفکر انتقادی برای تشخیص واقعیت از پروپاگاندا است. او همچنین بر لزوم جستجوی نقاط امید و همبستگی، پرهیز از دامن زدن به اختلافات داخلی و اتکا به توانمندیهای جمعی برای عبور از شرایط دشوار تاکید میکند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۲۰:۰۷ - ۱۴۰۴/۰۴/۱۹