خبر کامل
فارن افرز: حملات به برنامه هستهای ایران شکست خورد و عزم تهران را جزمتر کرد
در تحولی بیسابقه، نشریه «فارن افرز» در گزارشی تحلیلی به بررسی حملات هوایی اخیر علیه برنامه هستهای ایران پرداخت و این عملیات را سومین تلاش نظامی در چهار دهه اخیر برای وادار کردن یک کشور در غرب آسیا به تسلیم هستهای دانست. این حملات که با حمله هوایی رژیم صهیونیستی در ۱۳ ژوئن آغاز شد و سپس با بمباران سه سایت هستهای ایران توسط بمبافکنهای بی-۲ ایالات متحده در ۲۲ ژوئن ادامه یافت، شامل تاسیسات زیرزمینی فردو، نطنز و اصفهان بود. با این حال، گزارش فارن افرز با تردید به ادعاهای «دونالد ترامپ» مبنی بر نابودی کامل این تاسیسات مینگرد و شواهد قوی دال بر عدم موفقیت کامل این حملات را ارائه میدهد.
عدم موفقیت حملات و شواهد موجود
«دونالد ترامپ»، رئیسجمهور ایالات متحده، این عملیات را «موفقیتآمیز و چشمگیر» خواند و مدعی شد که تاسیسات هستهای ایران بهطور کامل نابود شدهاند. اما این ادعا با تردیدهای جدی مواجه است:
- عدم ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی اتمی: آژانس بینالمللی انرژی اتمی به دلیل محدودیت ۴۰ مایلی، قادر به ارزیابی میزان خسارات وارد شده به سالنهای زیرزمینی نطنز و فردو نبوده است.
- تعدیل ادعای ترامپ: وزارت دفاع آمریکا نیز بعدتر ادعای ترامپ را تعدیل کرد و اذعان داشت که از محل نگهداری ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران اطلاعی ندارد.
- شواهد تخلیه مواد هستهای: «دیوید آلیسون» در گزارش خود به شواهد ضمنی قوی اشاره میکند که تهران قبل از حمله، مواد هستهای و سانتریفیوژهای پیشرفته را از سایتهای هدف تخلیه کرده بود. تصاویر ماهوارهای نیز فعالیت قابل توجه کامیونها را در سایت فردو در روزهای قبل از حمله ۲۲ ژوئن نشان میدهد.
- عدم افزایش تشعشعات: مقامات نظارتی ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش دادهاند که پس از بمباران، هیچ افزایشی در سطح تشعشعات اندازهگیریشده در مناطق اطراف تاسیسات هدف مشاهده نشده است، که نشاندهنده عدم نابودی ذخایر اورانیوم ایران است.
این شواهد حاکی از آن است که ایران احتمالاً هنوز بخش عمده یا حتی تمام ذخایر اورانیوم غنیشده با غنای بالای خود را در اختیار دارد.

تله بمب هوشمند و درسهای تاریخی
نشریه فارن افرز معتقد است که دولت ترامپ، مانند اسرائیل در گذشته، در «تله بمب هوشمند» گرفتار شده است؛ یعنی اعتماد اشتباه به قدرت سلاحهای دقیق برای جلوگیری از دستیابی به سلاح هستهای یا حتی تحریک فروپاشی نظام. تاریخ نشان میدهد که تخریب زیرساختها به ندرت امنیت پایدار را به همراه دارد و حملات نظامی به برنامههای هستهای، به جز نوپاترین آنها، به ندرت به اهداف بلندمدت خود دست مییابند.
بمباران برنامه هستهای یک کشور ممکن است به طور موقت توانایی فیزیکی آن را برای ساخت یک وسیله کاهش دهد، اما چنین حملهای تقریباً همواره این باور کشور هدف را تقویت میکند که ساخت سلاحهای هستهای برای بقای آن ضروری است.
این گزارش به دو نمونه تاریخی اشاره میکند:
- حمله به تاسیسات هستهای سوریه (۲۰۰۷): این حمله اگرچه مؤثر بود، اما یک استثنا محسوب میشود. موفقیت آن به عواملی چون وابستگی شدید سوریه به کمکهای خارجی، فقدان تخصص داخلی، و تشدید نظارت بینالمللی پس از حمله وابسته بود. همچنین، برنامه هستهای سوریه پیش از حمله در آستانه فروپاشی قرار داشت.
- حمله به راکتور عراق (۱۹۸۱): این حمله «صدام حسین» را متقاعد کرد که به یک عامل بازدارنده هستهای نیاز دارد و برنامه هستهای عراق را به فعالیتهای زیرزمینی سوق داد. آنچه در نهایت برنامه صدام را متوقف کرد، حملات هدفمند نبود، بلکه کنترلهای بوروکراتیک و قانونی پس از جنگ خلیج فارس، شامل تحریمهای جامع سازمان ملل و رژیم بازرسیهای سرزده بود. حمله بعدی ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ بر اساس یک برنامه خیالی سلاحهای کشتار جمعی، نمونه محکمی برای ایران و کره شمالی در مورد خطرات فقدان بازدارندگی هستهای است.


مقاومت و عزم ایران
ایران در طول سالیان متمادی حملات مختلفی را پشت سر گذاشته است که نتوانستهاند آسیب جدی به برنامه هستهایاش وارد کنند. این حملات شامل موارد زیر است:
- حمله سایبری استاکسنت: این حمله مشترک آمریکا و اسرائیل در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ به حدود ۱۰۰۰ سانتریفیوژ در نطنز آسیب رساند.
- ترور دانشمندان هستهای: موجی از ترور دانشمندان هستهای ایران توسط اسرائیل بین سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲.
- اقدامات خرابکارانه: اقدامات خرابکارانه اخیر اسرائیل علیه تاسیسات نطنز در سالهای ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱.
ایران به هر حملهای با مقاومتر کردن زیرساختهای فیزیکی خود پاسخ داده است، از جمله ساخت سانتریفیوژهای پیشرفتهتر و انتقال تاسیسات کلیدی مانند فردو به اعماق زمین. تسلط ایران بر چرخه سوخت هستهای نیز از مزایایی است که فراتر از حملات هوایی است.

تلاشها برای حمله به برنامه هستهای ایران، عزم این کشور را جزمتر کرده است. مقامات ارشد ایران حملات ایالات متحده را «نقض وحشیانه» قوانین بینالمللی محکوم کرده و علناً خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) را مورد بحث قرار دادهاند. این اقدام میتواند به نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی پایان دهد و همکاری ایران را کاهش دهد. از نظر سیاسی، این حملات دیدگاه مقامات ایرانی مبنی بر افزایش آسیبپذیری با سازش را تقویت میکند.
فارن افرز هشدار میدهد که تلاشهای ضد گسترش سلاحهای هستهای علیه تهران، فراتر از مرزهای ایران طنینانداز خواهد شد. خروج ایران از انپیتی میتواند منجر به تغییر منطقهای به سمت گسترش سلاحهای هستهای شود، به طوری که عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز برنامههای خود را تسریع خواهند کرد و جبهههای جدیدی در مسابقه هستهای خاورمیانه باز خواهند شد. به این ترتیب، حملهای که با هدف حل یک مشکل هستهای انجام شده، میتواند در نهایت منجر به ایجاد چندین مشکل دیگر شود.

دیپلماسی، راهکار امنیت پایدار
گزارش آلیسون تخمین میزند که حمله ایالات متحده در بهترین حالت ممکن است برنامه هستهای ایران را تقریباً ۱۲ تا ۱۸ ماه به تاخیر انداخته باشد، اما ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده نشان میدهد که این تاخیر میتواند به کوتاهی چند ماه باشد. تلقی این وقفه به عنوان یک پیروزی استراتژیک، یک خطای اساسی خواهد بود. تهران در پاسخ به این حملات، تاسیسات هستهای خود را در عمق بیشتر، پراکندهتر و با دفاع شدیدتر خواهد ساخت و در نتیجه اثربخشی حملات بعدی را کاهش خواهد داد.
نگارنده به آمریکا توصیه میکند که واشنگتن باید از این فرصت کوتاه برای دنبال کردن یک مسیر دیپلماتیک استفاده کند. چنین توافقی میتواند شامل الزام ایران به بازگشت به تعهدات گذشته خود در زمینه عدم اشاعه هستهای و اعطای دسترسی فوری به آژانس بینالمللی انرژی اتمی و اختیار بازرسی سرزده از سایتهای هستهای آن باشد، شاید در ازای کاهش تدریجی تحریمها و تعهد کشورهای خلیج فارس به صرف نظر کردن از غنیسازی اورانیوم خودشان.
فارن افرز در پایان تاکید میکند که مذاکرهکنندگان اکنون با ایرانی روبرو هستند که توسط دو ارتش در جهان مورد حمله قرار گرفته و ممکن است هرگونه مصالحهای را به عنوان فریبی برای حملات آینده ببیند. تجربه نشان میدهد که یک کشور آسیبدیده از حملاتی که از آنها جان سالم به در میبرد، درس میگیرد، زیرساختهای خود را تقویت میکند و با پنهانکاری و عزم سیاسی بیشتر به کار خود باز میگردد.
بمبها میتوانند زمان بخرند اما تنها دیپلماسی است که میتواند امنیت پایدار را فراهم کند.

درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
