خبر کامل
موج تعدیل نیرو در کسبوکارهای ایرانی: از شوک «جنگ ۱۲ روزه» تا ترس از آینده
در پی بحران اخیر و «جنگ ۱۲ روزه»، موج گستردهای از تعدیل نیرو در کسبوکارهای ایرانی آغاز شده که برخی شرکتها را تا مرز تعطیلی کشانده است. این پدیده، که در مواردی تا ۶۰ درصد نیروی انسانی را شامل میشود، نه تنها استارتاپهای نوپا بلکه شرکتهای باسابقه و موفق را نیز درگیر کرده و پرسشهایی جدی درباره تابآوری و آینده اکوسیستم کسبوکار کشور مطرح ساخته است.
تعدیل نیرو: طبیعی یا نگرانکننده؟
فرشاد حقپناه، قائممقام مدیرعامل گروه آچاره، تعدیل نیرو را بخشی اجتنابناپذیر از چرخه عمر کسبوکارها میداند، اما تأکید میکند که «هر تعدیلی طبیعی نیست.» به گفته او، کاهش ۵ تا ۱۰ درصدی نیروی انسانی میتواند بخشی از استراتژی اصلاح ساختار باشد، اما تعدیل ۴۰ تا ۶۰ درصدی نشانهای از بحرانی عمیقتر است.
عواملی چون مرحله رشد کسبوکار، ماهیت صنعت و شرایط بازار، نقش تعیینکنندهای در میزان تابآوری شرکتها دارند. بنابراین، برای قضاوت درباره تعدیلهای پس از بحران، باید به حوزه فعالیت و میزان آسیبدیدگی شرکتها توجه کرد.
وقتی میشنویم شرکتی بیش از ۴۰ درصد تعدیل داشته است، باید ببینیم جنس آن شرکت چیست، در چه مرحلهای از چرخه عمرش است و سابقهاش چقدر است.
استارتاپها با منابع مالی محدود و چابکی بالا، در مواجهه با شوکهای اقتصادی و سیاسی تابآوری کمتری دارند. اما شرکتهای بالغ با سابقه ۸ تا ۱۰ سال فعالیت و ارزشگذاری قابلتوجه، نباید با یک بحران دست به تعدیل ۶۰ درصدی بزنند. تعدیل ۴۰ درصدی در یک شرکت بالغ، نشانهای بسیار نگرانکننده است، در حالی که در یک استارتاپ کوچک با ۳۰-۴۰ نفر نیرو، شاید شدت نگرانی کمتر باشد.
حقپناه اشاره میکند که در اکوسیستم استارتاپی، اگر شرکتی بداند با سرمایه فعلی تنها ۹ تا ۱۲ ماه دوام میآورد و جذب سرمایه جدید ۶ تا ۹ ماه زمان میبرد، به محض احساس کاهش درآمد، مجبور به اتخاذ تصمیمات سخت میشود. او میافزاید: «اگر به این فضا، عدم قطعیت را هم اضافه کنیم — مثلاً شرکت نداند این بحران ۱۰ روز طول میکشد یا یک ماه یا حتی یک سال — شاید طبیعی باشد که مدیرانش تصمیمهای سخت بگیرند.»
شرکتهایی که دیگر در مرحلهی رشد نمایی نیستند، ولی همچنان همان سبک قبلی را در جذب نیرو و مدیریت حفظ کردهاند، در بحرانها تابآوری پایینتری خواهند داشت. این موضوع به DNA شرکتها بازمیگردد. شرکتها معمولاً شبیه بنیانگذارانشان میشوند. اگر مدیرعامل از ابتدا سبک مدیریتی خاصی داشته، اغلب همان سبک را ادامه میدهد. حتی اگر این سبک تا کنون موفق بوده، ممکن است بهروزرسانی سبک مدیریت برای ادامه مسیر لازم باشد.
مدیران ارشد شرکتها، با وجود دانش مدیریت و شناخت کسبوکار، در تحلیل مسائل سیاسی با دشواری مواجهاند، زیرا ابزار کافی برای پیشبینی در اختیار ندارند.
نیاز به الگوی بومی تابآوری
حقپناه معتقد است کسبوکارهای ایرانی برای بقا در شرایط پرریسک اقتصادی، سیاسی و فناورانه، به الگویی بومیشده از تابآوری نیاز دارند. این الگو باید نه تنها بر دانش کلاسیک مدیریت، بلکه بر تجربیات زیسته مدیران ایرانی و فضای استارتاپی کشور استوار باشد. به باور او، تابآوری واقعی زمانی معنا پیدا میکند که سازمانها بتوانند در دل بحرانها، بدون از دست دادن هویت و هدف خود، سازگار و انعطافپذیر باقی بمانند و حتی رشد کنند.

او سرمایهگذاری بیش از اندازه در داراییهای غیرعملیاتی مانند بورس یا املاک را نشانهای از عدم تابآوری میداند. در زمان شوک اقتصادی، عدم دسترسی به نقدینگی میتواند منجر به تصمیمات غلطی چون تعدیل بیش از حد نیرو شود.
اگر شما سرمایهتان را جایی قرار میدهید که بعداً بخواهید در عملیات از آن استفاده کنید، باید یک سطحی از تنوع سرمایهگذاری (diversification) داشته باشید که اگر مشکلی پیش آمد، بتوانید سریع اقدام کنید. اگر نتوانید، مجبور به اجرای تصمیمات غلطی مثل تعدیل بیش از اندازه لازم میشوید و این دقیقاً یعنی عدم تابآوری.
حقپناه برای توسعه تابآوری سازمانی، مدلی سهمرحلهای شامل «شناسایی»، «ایجاد ساختار» و «مدیریت انگیزهها» پیشنهاد میدهد. این مدل از شناخت آسیبپذیریها آغاز شده، با بهینهسازی ساختارها ادامه مییابد و با ایجاد سازوکارهایی برای حفظ انگیزه و مشارکت، به تثبیت فرهنگ تابآوری در سازمان میانجامد.
ترس از آینده: ریشه اصلی تعدیلهای اخیر
فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر حوزه کار، مهمترین عامل تعدیلهای اخیر را نه بحران اقتصادی فعلی، بلکه ترس از آینده میداند. او میگوید:
وقتی کسبوکار نداند در آینده مشتری خواهد داشت یا نه، طبیعی است که فعالیتش را کاهش دهد، نیرو تعدیل کند یا حتی کسبوکارش را تعطیل کند.
او هشدار میدهد که اگر وضعیت مبهم فعلی برای چند ماه دیگر ادامه یابد، بسیاری از کسبوکارها یا تعطیل خواهند شد یا سرمایه خود را به خارج از کشور منتقل میکنند.
موج اخیر تعدیل نیرو، بیش از همه در کسبوکارهای نو و اینترنتمحور رخ داده است. اسماعیلی توضیح میدهد:
کسبوکارهایی که با اینترنت سروکار دارند، در شرایطی بودند که بعضی روزها حتی دسترسی به اینترنت ممکن نبود یا تمرکز لازم برای کار فراهم نبود. اینها نه به پایداری رسیده بودند و نه چشمانداز روشنی از آینده داشتند.
همین عدم اطمینان باعث شده تا بسیاری از این شرکتها برای جلوگیری از بحران مالی، دست به کاهش هزینهها بزنند و در اولین گام، سراغ تعدیل نیرو بروند. در چنین شرایطی، مردم نیز دچار سردرگمی شده، کمتر خرج میکنند و بیشتر پسانداز میکنند که منجر به افت تقاضا و تشدید چرخه رکود میشود.
روند نابهسامان فعلی تا کجا ادامه دارد؟
اسماعیلی تأکید میکند که شفافیت اقتصادی و تحلیلپذیری دادهها مهمترین اقداماتی هستند که دولت میتواند برای حمایت از کسبوکارها انجام دهد. او میگوید:
کسبوکارها نیاز به تحلیل دارند؛ چه تحلیل تکنیکال، چه بنیادی. مشاور دارند، داده جمع میکنند و بر اساس آن تصمیم میگیرند. اما اگر منابع اطلاعاتی کافی و شفاف نباشند، امکان برنامهریزی دقیق برای ادامهی مسیر کسبوکار وجود ندارد.
او در پاسخ به این سوال که آیا این روند ادامه خواهد داشت، میگوید که به متغیرهای زیادی وابسته است. اما اگر وضعیت ابهام و آتشبس فعلی تا ۵ یا ۶ ماه دیگر ادامه پیدا کند، «قطعاً کسبوکارهایی که چشمانداز روشنی ندارند، یا سرمایهشان را منتقل میکنند، یا تعطیل میشوند.»
با وجود این هشدارها، اسماعیلی امیدوار است که با ورود بهموقع نهادهای دولتی و ایجاد شفافیت، بخشی از این روند متوقف شود؛ مشروط بر اینکه تصمیمگیران، نقش اساسی اطلاعات و تحلیل را در مدیریت بحران بپذیرند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۸:۳۲ - ۱۴۰۴/۰۴/۲۴