خبر کامل
ناترازی برق: چالش دیرینه و راهکارهای پیشرو در اقتصاد ایران
ناترازی برق و انرژی در ایران، معضلی دیرینه است که همواره مورد هشدار کارشناسان قرار گرفته است. با وجود سرمایهگذاریهای زیرساختی مناسب در گذشته، عدم سرمایهگذاری کافی در سالهای اخیر و رشد فزاینده تقاضا، کشور را با بحران شدید ناترازی برق، بهویژه در فصول گرم، مواجه کرده است. این وضعیت، وعدههای جبرانی را بیاثر ساخته و قطع برق صنایع، رکود، بیکاری، تورم و ورشکستگی را به دنبال داشته است.
ریشههای ناترازی و پیامدهای آن
ایران با وجود برخورداری از زیرساختهای مناسب در حوزه انرژی، طی سالیان اخیر با چالش ناترازی شدید برق مواجه شده است. این ناترازی، عمدتاً ناشی از عدم سرمایهگذاری کافی در بخش تولید برق و رشد بیرویه تقاضا برای مصرف است. پیامدهای این وضعیت، بهویژه در فصل تابستان، به وضوح قابل مشاهده است.
وعدههایی که برای جبران این ناترازیها در تابستان داده شده بود، از ابتدا معلوم بود که عملی نیست.
قطع برق واحدهای صنعتی، ضربه مهلکی به اقتصاد کشور وارد میکند. این اقدام نه تنها به رکود اقتصادی و افزایش بیکاری منجر میشود، بلکه تورم و ورشکستگی صنایع را نیز در پی دارد. در واقع، زیان این سیاست به صورت مستقیم و آنی متوجه برخی بخشها و به صورت غیرمستقیم و با تأخیر زمانی، متوجه عموم مردم میشود.
راهکارهای مقابله با ناترازی برق
برای رفع ناترازی برق، چند راهکار اصلی مطرح است که هر یک با چالشهای خاص خود روبرو هستند:
- واردات برق: این گزینه به دلیل اینکه اکثر کشورهای همسایه ایران خود واردکننده برق هستند، بعید به نظر میرسد.
- افزایش تولید: این راهکار نیازمند زمان و سرمایهگذاری کلان است که در حال حاضر به دلیل افزایش شاخص ریسک ژئوپلیتیک ایران، بهویژه پس از تحولات اخیر، دسترسی به آن دشوار است.
- تنظیم و کاهش مصرف: این راهکار که در حال حاضر به صورت قطعی برق در بخشهای مختلف (صنعت، کشاورزی، تجاری، مسکونی و اداری) اعمال میشود، اصلیترین گزینه موجود است.
کاهش مصرف نیز خود دارای دو رویکرد اصلی است:
- افزایش قیمت برق: این راهکار به دلیل محدودیتها و عدم رضایت عمومی در شرایط کنونی، با چالش مواجه است.
- قطع برق زمانبندی شده: این روش که ظاهراً راحتترین راهکار است، مسئله اصلی را در نحوه اعمال آن ایجاد میکند.
اولویتبندی در قطع برق: صنعت یا خانوار؟
تصمیمگیری در مورد اینکه قطع برق از منازل آغاز شود یا از صنعت، عیار سیاستگذاری را مشخص میکند. اگر رویکردی آیندهنگرانه اتخاذ شود و منافع بلندمدت بر منافع کوتاهمدت ترجیح داده شود، صرفهجویی باید از بخشهای مسکونی و اداری آغاز شود.
اما اگر رضایت کوتاهمدت مردم و جلوگیری از اعتراضات در اولویت باشد، چارهای جز قطع برق صنایع و بخش تولید نیست. این سیاست، از سال 1400 و در دولت رئیسی اجرایی شد؛ شرکتهای بزرگ فولادسازی، پتروشیمی و سیمان با قطعی برق مواجه شدند تا مردم در آرامش باشند. اما نتیجه این سیاست، که ناشی از فقدان اعتماد میان دولت و مردم بود، به زیان آینده کشور تمام شد.
تداوم قطعی برق برای صنایع نوعی دادن امتیاز گذرا به اکنون مردم از جیب آینده مردم بود.
این مسئله همچنان حل نشده باقی مانده و در شرایط کنونی، میتواند تعابیر دیگری نیز داشته باشد. همبستگی ملی نمیتواند جایگزین اعتماد اجتماعی شود؛ برای سنجش میزان اعتماد و حتی همبستگی، انتخاب سیاستهای بلندمدت ضروری است.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۳:۱۶ - ۱۴۰۴/۰۴/۲۹