آیکون خبر

خبر کامل

جنگ ۱۲روزه و ترومای جمعی: نیاز فوری به بازیابی روانی جامعه

جنگ ۱۲روزه ایران و اسرائیل که در خرداد و تیرماه سال جاری رخ داد، رویدادی کوتاه اما با پیامدهای عمیق روانی و اجتماعی برای جامعه ایران بود. این بحران، فراتر از یک درگیری نظامی، به اختلال در نظم اجتماعی و ایجاد «ترومای جمعی» منجر شد که نیازمند توجه فوری و برنامه‌ریزی جامع برای بازیابی است.

پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ

این جنگ ۱۲روزه، زخم عمیقی بر پیکره روانی جامعه ایران بر جای گذاشت. جامعه‌ای که پیش از این نیز تحت فشارهای اقتصادی، نااطمینانی سیاسی و آسیب‌های زیست‌محیطی قرار داشت، این بار با بحرانی روانی مواجه شد که نشانه‌های آن از همان روزهای نخست آشکار گشت:

  • اضطراب فراگیر: ترس و نگرانی گسترده در میان اقشار مختلف جامعه.
  • اختلال در خواب: مشکلات جدی در الگوی خواب افراد.
  • حملات عصبی و وحشت: افزایش موارد حملات پانیک و عصبی.
  • فروپاشی احساس امنیت: از بین رفتن حس آرامش و امنیت فردی و جمعی.

خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست دادند، کودکانی که مجبور به جدایی از والدین و اسکان در مدارس یا هتل‌ها شدند، و سالمندانی که ساعت‌ها در تنهایی به صدای پدافند گوش سپردند، همگی اکنون بخشی از جامعه‌ای هستند که نیازمند مراقبت‌های ویژه روانی و اجتماعی است.

اهمیت حمایت اجتماعی در بحران

از منظر روان‌شناسی و جامعه‌شناسی، این جنگ تنها یک بحران نظامی نبود، بلکه نظم اجتماعی را نیز مختل کرد. همبستگی‌های اجتماعی، پیوندهای عاطفی، اعتماد عمومی و نظام حمایت اجتماعی همگی آسیب دیدند. جامعه در معرض «واگیری اضطراب» قرار گرفت؛ ترسی که همچون موجی از فرد به فرد، از خانواده به محله، و از شهر به کشور سرایت کرده و عملکرد طبیعی جامعه را مختل ساخت.

در چنین شرایطی، مفهوم «حمایت اجتماعی» اهمیتی مضاعف پیدا می‌کند. حمایت اجتماعی تنها به حضور یک روان‌پزشک محدود نمی‌شود، بلکه شبکه‌ای از اطمینان، همراهی، اطلاعات و همبستگی است. در بحران‌ها، دانستن اینکه چه کسی در کنار ما می‌ماند، حیاتی است.

«پرسش این نیست که چند دوست در فهرست تماس‌هایمان داریم؛ پرسش این است که در بحران روی چند نفر می‌توانیم حساب کنیم؟»

نمونه‌های همدلی و نیاز به برنامه‌ریزی جامع

در طول این جنگ، نمونه‌های الهام‌بخشی از همدلی و همیاری مشاهده شد؛ مردمی که داوطلبانه با سالمندان تماس گرفتند، گروه‌هایی که اقلام ضروری را در محله‌ها توزیع کردند، پزشکانی که شبانه‌روز در اورژانس‌های روان‌پزشکی حضور داشتند و مددکارانی که در هتل‌های محل اسکان اضطراری به آرام‌سازی روانی خانواده‌ها پرداختند. با این حال، این اقدامات به تنهایی کافی نیست.

جامعه اکنون در مرحله بازیابی پس از بحران قرار دارد؛ مرحله‌ای که به مراتب دشوارتر از تاب آوردن در لحظه بحران است. «زخم‌های روانی» برخلاف دیوارهای تخریب‌شده دیده نمی‌شوند، اما می‌توانند سال‌ها در درون افراد باقی بمانند. به همین دلیل، امروز بیش از هر زمان دیگری به نهادینه‌سازی برنامه‌های حمایت روانی اجتماعی نیاز است. از مدرسه و خانواده گرفته تا رسانه و دولت، همه باید بخشی از این فرآیند ترمیم باشند.

نقش رسانه‌ها و مسئولیت ملی

وظیفه رسانه‌ها، به‌ویژه رسانه‌های رسمی، در این روزها سنگین‌تر است. پرهیز از دوگانه‌سازی‌های مخرب، پرهیز از تقابل‌های بی‌ثمر و تقویت حس وحدت ملی از جمله مسئولیت‌های اصلی آن‌هاست. تقابل‌های کاذب، جامعه را شکننده‌تر می‌کنند. تجربه زلزله بم و فقدان بازیابی روانی بلندمدت آن به ما آموخته است که اگر اکنون اقدام نکنیم، ممکن است دهه‌ها بعد نیز در سوگ این ۱۲ روز باشیم.

جامعه ایران از این بحران نیز عبور خواهد کرد، اگر فرصت بازسازی روانی را از خود دریغ نکند. این امر نیازمند:

  • سیاست‌های توانمندسازی گروه‌های آسیب‌پذیر.
  • آموزش مهارت‌های زندگی در مدارس.
  • برنامه‌های مداخله سریع روانی در مراکز محلی.
  • مشارکت فعال نهادهای مدنی.

ترمیم روان جمعی تنها وظیفه دولت نیست، بلکه مسئولیتی ملی است. ما باید خود را بازیابی کنیم تا کشورمان بتواند با قامتی بلندتر از گذشته به آینده نگاه کند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗