خبر کامل
افزایش شدت کار: تهدیدی پنهان برای بهرهوری و سلامت روان در محیط کار
آیا تا به حال احساس کردهاید که زیر بار وظایف متعدد له شدهاید، درگیر تعارضات بیپایان کاری هستید یا نمیتوانید پروژهای را به سرانجام برسانید؟ اینها نشانههای «افزایش شدت کار» هستند؛ پدیدهای که بهرهوری را کاهش داده و سلامت روان کارکنان را به خطر میاندازد.
افزایش شدت کار: پدیدهای پنهان در دنیای امروز
«افزایش شدت کار» (Work Intensification) یکی از روندهای ناخوشایند و کمتر مورد توجه قرار گرفته در دنیای کار امروز است که میتواند منجر به فرسودگی شغلی و کاهش بهرهوری شود. پژوهشگران اروپایی سالهاست که این پدیده را بررسی کرده و سه عامل اصلی را برای آن شناسایی کردهاند که اغلب به صورت همزمان رخ میدهند:
- حجم کار بیش از حد: وظایف متعدد در بازه زمانی کوتاه، مانند جلسات بیپایان یا حجم غیرمنطقی بستهبندی محصولات.
- وابستگی بیش از حد بین وظایف: دخیل بودن افراد زیاد در یک کار مشخص که منجر به پیچیدگی و ناکارآمدی میشود. جیمی دیمون، مدیرعامل جیپی مورگان، به این مشکل اشاره کرده که برای یک تصمیم ساده نیاز به تأیید ۱۴ کمیته است.
- محیطهای کاری چالشبرانگیز عاطفی: افزایش بیاحترامی به کارکنان خط مقدم خدمات (بهداشت و درمان، خدمات مشتریان، فروشندگان) به ویژه پس از پاندمی کرونا.
در آوریل ۲۰۲۵، شرکت مشاوره «آنتروم اینسایت» با همکاری «پاتریک هیلند»، روانشناس سازمانی، پژوهشی را با نظرسنجی از ۱۰۰۰ نیروی کار در ۵ حوزه مختلف انجام داد. نتایج این تحقیق هشداردهنده بود:
- یکچهارم پاسخدهندگان همیشه تحت فشار و از خستگی مفرط رنج میبردند.
- نیمی از آنها گاهی با این احساس مواجه بودند.
- بیش از نیمی (۶۲ درصد) احساس میکردند بار کاریشان بیش از توانشان است.
- بیش از یکچهارم درگیر بوروکراسی و نبود اولویتبندی بودند.
- تقریباً یکسوم با همکاران، مدیران یا مشتریان خشمگین سروکله میزدند.
پیامدهای مخرب کار فرساینده بر بهرهوری و سلامت روان
افزایش شدت کار نه تنها به فرسودگی شغلی و آسیب به سلامت روان کارکنان منجر میشود، بلکه میتواند دلیل اصلی نرخ بیسابقه جابهجایی مدیران عامل و مالی باشد. برخلاف تصور اولیه که کار بیشتر به معنای بهرهوری بیشتر است، واقعیت چیز دیگری است.
«کار درباره کار» و اتلاف انرژی
بسیاری از کارهای اضافی، ارزش واقعی ایجاد نمیکنند. تا ۶۰ درصد از وقت کاری صرف «کار درباره کار» میشود؛ یعنی هماهنگیها، جلسات و ارتباطات مربوط به کاری که باید انجام شود. این فعالیتها انرژی زیادی میبرند، اما مانند چیپس و شیرینی، کالری بالا بدون مواد مغذی هستند و به بهرهوری سالم منجر نمیشوند.
فروپاشی نظام اولویتبندی
وقتی سیل وظایف گوناگون به سمت فرد سرازیر میشود و همه چیز مهم تلقی میگردد، کارهای واقعاً مهم گم میشوند. ذهن انسان توان پردازش محدودی دارد؛ به عنوان مثال، برای به خاطر سپردن لیستی با بیش از هفت مورد دچار مشکل میشود. اگر ۱۴ اولویت مختلف وجود داشته باشد، ذهن قفل کرده و اغلب روی وظیفه اشتباهی تمرکز میکند.
محیط روانی مسموم و کاهش تمرکز
پیچیدهتر کردن فرآیندها هرگز به بهرهوری بیشتر منجر نشده است. فرهنگ کاری غلطی که از فیلمهای استارتآپی نشأت گرفته و محیطهای پرشور و فریاد را بهرهورتر میداند، اشتباه است. این رفتارهای نمایشی صرفاً ظرفیت ذهنی کارکنان را اشغال کرده و تمرکزشان را از بین میبرند. «نشخوار ذهنی» ناشی از تنشهای کاری، خواب و سایر ابعاد زندگی شخصی را مختل میکند و هیچکس را در موقعیتی قرار نمیدهد که موثرتر کار کند.
راهکارهای مقابله با افزایش شدت کار
برای مقابله با این پدیده، راهکارهای عملی در سه سطح فردی، تیمی و سازمانی وجود دارد:
در سطح فردی: تمرکز، مرزبندی و کنارهگیری هوشمندانه
- مذاکره فعال با مدیران: صادقانه درباره حجم کار صحبت کنید و روی اولویتهای مهم تمرکز کنید.
- اجتناب مودبانه از فرآیندهای پیچیده: میزان دخالت در فرآیندهای ناکارآمد را به حداقل برسانید یا مودبانه کنارهگیری کنید.
- ایجاد مرزهای روانی: بین خود و موقعیتهای کاری متشنج دیوار بکشید و استراتژیهایی برای مدیریت آنها داشته باشید. مثلاً در دعواهای همکاران میانجیگری نکنید و در جلسات تنشزا فضا را به حالت عادی برگردانید.
در سطح تیمی: شفافسازی، اولویتبندی و حذف کارهای زائد
- گفتوگوی منظم درباره نقشها و وظایف: این کار فشار، پیچیدگی و تعاملات تنشزا را کاهش میدهد.
- گفتوگو درباره اولویتها: این یک «کار برای کار» ارزشمند است. جوهره استراتژی در واقع همان چیزی است که انجام نمیدهیم.
- کاهش تعاملات احساسی بیدلیل: تیمها باید بدانند چه کارهایی ارزش انجام دادن ندارند و چه افرادی نباید درگیر چه فرآیندهایی شوند.
در سطح سازمانی: تغییر درست طرز فکر مدیریتی
مدیران باید با این قواعد شروع کنند که: نه هر کاری، کار خوبی است. نه هرکسی باید در هر کاری دخیل باشد. نه هر موضوعی باید به یک بحران احساسی تبدیل شود.
با افسانههای غلطی مانند «کار زیاد افتخار است»، «همکاری یعنی همه همیشه با هم در یک فضا باشند» یا «هیجانات زیاد به نتایج زیاد منجر میشود» مبارزه کنید. درک اینکه این اسطورهها مانع بهرهوری هستند، دریچههای جدیدی برای ساختارهای موثرتر، کار تیمی سالمتر و نتایج واقعی میگشاید.
آگاهی از سه مولفه اصلی (وظایف زیاد، وابستگی زیاد و بار احساسی زیاد) و مقابله آگاهانه با آنها، احساس کارآمدی افراد را به شدت افزایش میدهد. در واقع، با شناخت دقیق مشکلات و مقابله هوشمندانه با آنها، سازمانها و افراد میتوانند به پیشرفت واقعی دست یابند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۲۰:۳۰ - ۱۴۰۴/۰۴/۳۰