خبر کامل
«میشل عزیز» به چاپ دوم رسید: روایتی از جدایی و جستجوی معنا در روابط خانوادگی
«میشل عزیز»، رمانی عمیق و تأثیرگذار از ناتالیا گینزبورگ، به تازگی به چاپ دوم رسیده است. این کتاب که در قالب نامهنگاری روایت میشود، به بررسی روابط پیچیده خانوادگی و تأثیر سیاست بر زندگی فردی میپردازد و تصویری واقعگرایانه از جدایی و جستجوی معنا در دنیای مدرن ارائه میدهد.
درباره کتاب «میشل عزیز»
بخش عمدهای از کتاب «میشل عزیز» را نامههایی تشکیل میدهند که شخصیتهای مختلف برای میشل نوشتهاند. میشل، که عزیزکرده پدر است و پس از درگیری با مسائل سیاسی کشور را ترک کرده، از سوی دوستان صمیمی، مادر، خواهر و دختری که با او رابطه داشته، نامههایی دریافت میکند. این نامهها روایتگر زندگی آنهاست و میشل نیز گاهی پاسخهای کوتاهی به آنها میدهد. همچنین، شخصیتهای داستان نامههایی را بین خود رد و بدل میکنند.
ناتالیا گینزبورگ، نویسنده این اثر، همچون دیگر آثارش، در این کتاب نیز به روابط خانوادگی و مسائل سیاسی میپردازد. تفاوت دیدگاهها و اهداف میشل با اعضای خانواده و دوستانش، شاید دلیل اصلی این جدایی خودخواسته او از آنها باشد.
با وجود اینکه خانواده میشل او را شخصیتی عجیب و خارج از عرف جامعه میدانند، اما پس از مهاجرت او و از طریق نامههایی که برایش میفرستند، درماندگی و بیزاری خود را از دور باطل و بیهدفی که خودشان برای خود بافتهاند و اکنون گرفتار آن شدهاند، نشان میدهند. میشل کسی است که توانسته از همه چیز دل بکند و آنگونه که میخواهد زندگی کند. مالاندوزی و درگیر روابط انسانی بودن، انتخاب او نیست و خانوادهاش، شاید در عین سرزنش رفتارهای او، آرزوی زندگی آزادانه و رها او را دارند.
این کتاب با عنوان اصلی Caro Michele در سال ۲۰۱۳ در ۱۸۶ صفحه به زبان ایتالیایی منتشر شد.
ناتالیا گینزبورگ: نویسندهای از ایتالیا
ناتالیا گینزبورگ، متولد ۱۴ ژوئن ۱۹۱۶، نویسندهای برجسته ایتالیایی بود. او در پالرمو به دنیا آمد، اما بیشتر دوران کودکی خود را در تورین گذراند. گینزبورگ در ۱۷ سالگی، یعنی در سال ۱۹۳۳، اولین داستان خود را در یک مجله ادبی به چاپ رساند. او در زمینههای مختلفی از جمله رمان، داستان کوتاه و مقاله فعالیت میکرد و بیشتر آثارش به زبان انگلیسی ترجمه شدهاند. ناتالیا گینزبورگ در ۷ اکتبر ۱۹۹۱ درگذشت.
بهمن فرزانه: مترجم پیشگام
بهمن فرزانه، متولد بهمن ۱۳۱۷، نویسنده و مترجم بیش از ۵۰ کتاب به زبان فارسی است. ترجمههای او بسیاری از نویسندگان مطرح جهان را به جامعه ادبی ایران معرفی کرده است. فرزانه به زبانهای ایتالیایی، انگلیسی، اسپانیایی و فرانسوی تسلط کامل داشت و سالها در شهرهای فلورانس و رم ایتالیا زندگی کرد. او در بهار ۱۳۹۲ به قصد استراحت به ایران بازگشت و اعلام کرد که دیگر قصد بازگشت به ایتالیا را ندارد.
فرزانه در ۲۶ سالگی اولین کتاب خود را از تنسی ویلیامز ترجمه کرد و پس از آن مدتی با شرکتهای فیلمسازی ایتالیا همکاری داشت و حتی فیلمنامهای نیز نوشت که به تولید فیلم منجر شد.
او در انتخاب کتاب برای ترجمه دقت فراوانی به کار میبرد و کار ترجمه را به طور منظم و در ساعات مشخص انجام میداد. به گفته خودش، «من هنوز قدیمی ماندهام و هنوز با دست مینویسم» و از رایانه استفاده نمیکرد. از جمله آثاری که او به فارسی برگردانده است میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- تنسی ویلیامز
- گراتزیا کوزیما دلدا
- آلبا دسس پدس
- لوئیچی پیراندللو
- گابریل گارسیا مارکز
- آنا کریستی
- اینیاتسیو سیلونه
- رولد دال
- گابریل دانونزیو
- واسکو پراتولینی
- ایروینگ استون
- جین استون
بهمن فرزانه در هفدهم بهمن ۱۳۹۲ در سن ۷۵ سالگی در تهران درگذشت.

برشی از متن کتاب
۲ آوریل ۷۱
مارای عزیز،
آنجلیکا آمد و کیمونوی تو را گرفت. خیلی عقبش گشتیم چون در کشوی کمد نبود. آن را در اطاق دفتر من، زیر خرواری روزنامه پیدا کردیم. کثیف و گرد و خاکی شده بود. خیال داشتم بدهم بلیندا آن را برایت بشوید ولی دیدم بهتر است تو را به یاد او نیندازم. صبح روزی که تو رفتی، او، بلافاصله تمام آثار تو را از خانه محو کرد. تمام کرمهای صورت تو را که در حمام من جا مانده بود با تمام قوطیهای شیرخشک بچه را بیرون ریخت. به او گفتم که من از شیر خشک خوشم میآید ولی در جوابم گفت که این شیرخشکها از یک مارک ارزان قیمت و بد است. آنجلیکا با دست کمی گرد و خاک کیمونو را پاک کرد و گفت که آن را همانطور برایت خواهد فرستاد.
برایت مقداری پول فرستادم چون میدانم که احتیاج داری. آنجلیکا الان به پست خانه میدان سان سیلوسترو رفته تا هم کیمونو را پست کند و هم وجه تلگرافی برایت حواله کند.
از اینکه مرا ترک کردی از تو ممنونم. خیلی مایل بودم تو از اینجا بروی و تو خوشبختانه این را درک کردی. شاید هم چون من با رفتار خودم آن را به تو حالی کنم. شاید جملات من به نوع بیهودهای ظالمانه باشد. ظالمانه، ممکن است. ولی بیهوده نیست. اگر هنوز در ته قلبت ذرهای فکر مراجعت به اینجا وجود دارد بهتر است همان یک نقطه روشن را هم خاموش کنی. من نمیتوانم با تو زندگی کنم. احتمالا با هیچ کس نمیتوانم زندگی کنم. اشتباهم در این بود که میخواستم خودم را گول بزنم، میخواستم تو را گول بزنم. میخواستم به زور رابطه طولانی بین تو و خودم به وجود بیاورم.
ولی من تو را به اینجا نیاورده بودم خودت آمده بودی. و در آن زندگی توام، آن رابطه مختصرشکنندهای هم که بین ما وجود داشت، شکست و خرد شد. به هر حال من نسبت به تو خودم را مقصر میدانم. نمیخواهم خودم را تبرئه کرده و گناه را از گردت خودم بردارم. این حس، زندگی سنگین مرا بیش از بیش سنگینتر کرده است. به تو ترحم میکردم ولی شجاعت این را نداشتم به تو بگویم از اینجا بروی. لابد خواهی گفت مرد ترسوئی هستم. در حقیقت، این لغت درست اخلاق مرا توصیف میکند. به هر دویمان ترحم میکردم. ترحم اشخاص ترسو. چند وقت پیش وقتی به خانه برگشتم و یادداشت تو را خواندم.
دلم یک مرتبه برایت تنگ شد. با احساس تهی روی مبل نشستم. اما در آن حس، نوعی هم راحتی خیال وجود داشت. یک نوع شعف، نوعی شادی و وجد که نباید از تو پنهان کنم. چون تو باید بدانی که من از رفتن تو چقدر خوشحال شدم. به عبارت دیگر تحمل تو را نداشتم.
امیدوارم دارای زندگی خوبی بشوی. امیدوارم خوشبخت بشوی. البته اگر خوشبختی وجود داشته باشد. من شخصا به آن اعتقاد ندارم و لی بقیه دارند و شاید حق با بقیه باشد.
پلیکان.
کتاب «میشل عزیز» نوشته ناتالیا گینزبورگ و ترجمه بهمن فرزانه، در قطع رقعی، جلد شومیز، کاغذ بالکی، در ۱۶۰ صفحه و با شمارگان ۱۰۰ نسخه، در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات جاویدان به چاپ دوم رسید.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
