خبر کامل
انگیزههای اسرائیل از تشدید حملات به سوریه و سناریوی تجزیه

در هفتههای اخیر، حملات رژیم اسرائیل به سوریه افزایش یافته است. این حملات به بهانه حمایت از اقلیت دروزیها در استان سویدا صورت میگیرد که درگیر نبردهای خونین با نیروهای دولت مرکزی و قبایل بادیهنشین هستند. این وضعیت، سوالاتی جدی درباره انگیزههای اسرائیل و توانایی دولت مرکزی سوریه برای مدیریت بحرانهای داخلی مطرح میکند.
ریشههای درگیری در سویدا و نقش بازیگران خارجی
درگیریها در استان سویدا، با وجود چندین بار اعلام آتشبس، همچنان ادامه دارد. این وضعیت دو دلیل عمده دارد:
- دخالت کنشگران خارجی: نهادهای اطلاعاتی و سیاسی اسرائیل به طور جدی بر سویدا متمرکز شدهاند.
- دینامیسمهای داخلی: خشم و اختلافات شدید بین دروزیها و گروههای افراطی سنی، مهار وضعیت را دشوار کرده است.
با این حال، طی سه روز گذشته، میانجیگریهایی از سوی تام باراک (نماینده ویژه ترامپ در سوریه)، هاکان فیدان (وزیر امور خارجه ترکیه) و طرفهای اردنی و اماراتی صورت گرفته است. این میانجیگریها ظاهراً به تفاهمی موقت بین اسرائیل و دمشق منجر شده و اوضاع تا حدودی کنترل شده است.
نگرانیهای اسرائیل و انگیزههای مداخله
اسرائیل از چند موضوع کلیدی در سوریه نگران است که انگیزههای اصلی مداخلهاش را شکل میدهد:
- هماهنگی ترکیه و دمشق: اسرائیل شاهد سطح بالایی از هماهنگی بین ترکیه و دمشق است و عملاً یک دولت تحتالحمایه آنکارا در دمشق بر سر کار آمده است. دولت ترامپ و نمایندهاش باراک نیز با رویکردی عملگرایانه با این وضعیت کنار آمدهاند.
- تغییر ساختار امنیتی سوریه: برای هفتاد سال، اسرائیل با شناخت عمیق از دولت ضعیف خاندان اسد، نظام امنیتی و اطلاعاتی سوریه را تحلیل کرده بود و غافلگیر نمیشد. اما اکنون، ساختار اطلاعاتی-امنیتی سوریه به طور کامل توسط سرویس اطلاعاتی میت ترکیه مهندسی شده و مصر، امارات متحده عربی و سیا نیز در آن دخیل هستند. این تغییر، آسودگی خاطر اسرائیل را از بین برده است.
سناریوی تجزیه سوریه: موافقان و مخالفان
بسیاری از تحلیلگران سیاسی بر این باورند که اسرائیل به دنبال تجزیه سوریه و ایجاد خودمختاری برای دروزیها، علویان و کردها است. محمدعلی دستمالی، کارشناس مسائل غرب آسیا، معتقد است که اگر اسرائیل به این نتیجه برسد که راهی جز تجزیه باقی نمانده و سناریوی حمایت از خودمختاریها با مخالفت جدی روبرو نیست، حتماً این کار را خواهد کرد. با این حال، او تاکید میکند که اسرائیل فعال مایشاء نیست و اهداف واحد و ثابتی ندارد.
«بازمهندسی و تجزیه و ترکیب مجدد ساختار سیاسی منطقه، موضوعی نیست که فقط با خواست و ارادهی اسراییل مرتبط باشد. بدون شک آمریکا با چنین طرحی مخالف است، ترکیه کاملاً مخالف است، دمشق مقاومت خواهد کرد، حامیان عربی سوریه هم مخالف خواهند بود و در نتیجه اجرای این سناریو آسان نیست.»
دستمالی به «سیالیت اهداف» در رویکرد منطقهای اسرائیل اشاره میکند. به این معنی که اسرائیل در تحقق اهدافش، انعطافپذیری و پویایی دارد و لزوماً بر یک نقطه واحد متمرکز نمیشود. این رویکرد باعث میشود تحلیلها درباره اهداف اسرائیل پیچیدهتر شود.
نمونهای از سیالیت اهداف: سیاست خارجی ترکیه در سوریه
برای درک بهتر سیالیت اهداف، میتوان به رفتار دولت ترکیه در طول بحران سوریه اشاره کرد. دولت اردوغان چندین رفتار متفاوت را به نمایش گذاشته است:
- دوستی با بشار اسد: در ابتدا، اردوغان و بشار اسد روابط دوستانهای داشتند.
- تلاش برای اصلاحات: احمد داوداوغلو، وزیر امور خارجه وقت، تلاش کرد بشار اسد را به انجام اصلاحات سیاسی در آغاز بهار عربی متقاعد کند.
- حمایت از معارضین: سپس، اردوغان و داوداوغلو سرنگونی رژیم اسد و حمایت از معارضین سوری را در دستور کار قرار دادند.
- ارتباط با گروههای مختلف: همزمان با کرد سوری، ترکمن سوری، عرب سکولار و عرب اخوانی ارتباط برقرار کردند.
- تشکیل دولت در تبعید و حمله به کردها: در گامهای بعدی، دولت خارج از کشور برای معارضین تشکیل دادند و ارتش ترکیه به قلمرو کردها حمله کرد.
- همکاری با قدرتهای مختلف: از یک سو با آمریکا و اروپا و از سوی دیگر با ایران و روسیه همکاری کردند.
- عادیسازی روابط با دمشق: پس از آرام شدن اوضاع، هیئت تحریر الشام را در ادلب نگه داشتند و برای عادیسازی روابط با دمشق وارد بازی شدند.
- تغییر پس از طوفان الاقصی: پس از طوفان الاقصی و تغییر شرایط برای ایران، سوریه، حزبالله لبنان و روسیه، ترکیه به سمت حلب و دمشق حرکت کرد تا حکومت را در دست بگیرد.
این تغییرات نشاندهنده انعطافپذیری و سیالیت اهداف است که به ترکیه نتایج متفاوتی داده است. در مقابل، ایران تمام تخممرغهای خود را در سبد حمایت از اسد و همسویی با روسیه گذاشت. این تحلیل نشان میدهد که استراتژی از دید متفکران امنیتی اسرائیل، یک فرآیند است نه یک طرح انعطافناپذیر، و بر اساس شرایط میدانی تغییر میکند.
توانایی دولت انتقالی احمد الشرع و دیدگاه آمریکا و کشورهای عربی
دولت انتقالی احمد الشرع تاکنون توانایی کافی برای کنترل امنیت کل سوریه را نشان نداده است. دلایل این ضعف عبارتند از:
- عدم تجربه کشورداری: تجربه حکمرانی محدود ادلب با اداره کشوری مجروح و پیچیده مانند سوریه بسیار متفاوت است.
- مخالفان داخلی: الشرع در میان رفقا و همقطاران سلفیاش نیز دشمنانی دارد که با گفتمان او موافق نیستند.
- عدم ساماندهی ساختارها: ساختار نیروهای مسلح، امنیتی و انتظامی هنوز سامان نیافته است.
در نتیجه، اداره امور عملاً در دست ترکیه و آمریکا است. الشرع با هوش است و میداند که عملکرد تند و هیجانی میتواند به از دست دادن موقعیتش منجر شود، بنابراین در رفتار او نوعی مدارا و دوراندیشی دیده میشود.
در مورد اختلاف نظر میان آمریکا و کشورهای عربی حامی دولت انتقالی سوریه درباره میزان قدرت حکومت مرکزی دمشق، شواهد نشان میدهد که همه خواهان فعالیت یک دولت واحد و یکپارچه در دمشق هستند. اظهارات تام باراک، نماینده ویژه ترامپ، به صراحت از «نیروهای سوریه دموکراتیک» (SDF) خواسته است که در ارتش سوریه ادغام شوند. کشورهای عربی نیز از عربستان و امارات و قطر گرفته تا مصر و حتی عراق، تا اینجای کار نشان دادهاند که با تداوم اقتدار الشرع مشکلی ندارند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۰:۳۸ - ۱۴۰۴/۰۵/۰۱