آیکون خبر

خبر کامل

بحران منابع در ایران: ریشه‌ها و ضرورت بازنگری در حکمرانی اقتصادی

بحران منابع در ایران: ریشه‌ها و ضرورت بازنگری در حکمرانی اقتصادی

ایران این روزها با بحران‌های بی‌سابقه‌ای در منابع حیاتی خود دست و پنجه نرم می‌کند؛ از کمبود بی‌سابقه ذخایر آبی سدها در یک قرن اخیر گرفته تا چالش‌های مداوم در تامین برق و گاز. این وضعیت، پرسش‌های جدی را درباره ریشه‌های این بحران‌ها و راهکارهای برون‌رفت از آن مطرح می‌سازد.

ریشه‌های بحران: فراتر از تغییرات اقلیمی

اگرچه تغییرات اقلیمی و کم‌بارشی در سالیان اخیر نقش مهمی در تشدید بحران آب داشته‌اند، اما کارشناسان معتقدند که این عوامل به تنهایی نمی‌توانند تبیین‌کننده کامل وضعیت موجود باشند. کشورهای همجوار ایران با وجود شرایط اقلیمی مشابه، با چنین سطح از کمبود منابع انرژی مواجه نیستند. علاوه بر این، مشکلات مشابهی در تامین برق و گاز نیز در سال‌های اخیر در کشور مشاهده شده که نشان‌دهنده وجود ریشه‌های عمیق‌تر در این بحران‌هاست.

بخش عمده این مشکلات را باید در شیوه مدیریت منابع و سبک حکمرانی اقتصادی جستجو کرد. جامعه‌شناسان، جامعه را نظامی متشکل از خرده‌نظام‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می‌دانند که هرگونه ناهماهنگی یا کژکارکردی در آن‌ها، مانع از دستیابی به اهداف توسعه‌ای می‌شود. در این میان، خرده‌نظام سیاسی نقش کلیدی در بسیج و هماهنگی امکانات عمومی ایفا می‌کند.

ناهماهنگی سیاست‌ها و واقعیت‌های سرزمینی

بسیاری از سیاست‌ها و برنامه‌های توسعه‌ای در ایران، فاقد هماهنگی بین‌بخشی و تناسب با نیازها، اولویت‌ها و مزیت‌های نسبی مناطق مختلف هستند. به عنوان مثال، تاکید بر سیاست خودکفایی در تولید مواد غذایی در کشوری که با بحران منابع آبی سطحی و زیرسطحی مواجه است، نمونه‌ای از یک سیاست نامتوازن با شرایط اقلیمی و ویژگی‌های طبیعی ایران است.

«با وجودی که بیش از ۹۰ درصد از منابع آبی ایران در بخش کشاورزی به کار گرفته می‌شود، محصولات زراعی پاسخگوی نیازهای خوراکی و صنایع تبدیلی بخش کشاورزی نیست.»

این تعارض‌ها نه تنها جامعه را به اهداف توسعه‌ای نمی‌رسانند، بلکه منابع و فرصت‌های توسعه‌ای را نیز از دست می‌دهند. لازم است عناصر توسعه‌ای جامعه بر اساس مزیت‌های نسبی اولویت‌بندی شوند؛ برای مثال، باید مشخص شود که کدام منابع کشور برای سرمایه‌گذاری اولویت بیشتری دارند و کدام یک توجیه‌پذیری لازم را ندارند.

کشاورزی آب‌بر در اقلیم خشک: یک پارادوکس

در کشوری با اقلیم خشک و نیمه‌خشک مانند ایران، این پرسش مطرح می‌شود که آیا صنعت گردشگری توجیه‌پذیرتر است یا صنعت کشاورزی آب‌بر؟ با وجود اینکه بیش از ۹۰ درصد منابع آبی کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود، محصولات زراعی همچنان پاسخگوی نیازهای داخلی نیستند. برنامه‌ریزی‌های تک‌بعدی و غفلت از دانش و شناخت درباره منابع و اولویت‌ها، منجر به وضع قوانینی شده که اقتضائات اقلیمی کشور را نادیده می‌گیرند.

در برنامه هفتم توسعه، با وجود تجربه مشکلات منابع آب و کاهش بارش، همچنان بر خودکفایی محصولات کشاورزی تاکید شده است. این در حالی است که هزاران هکتار از زمین‌های کشاورزی به دلیل خشکسالی از زیر کشت خارج شده، روستاها خالی از سکنه شده‌اند، چاه‌های آب کشاورزی خشک شده و پدیده فرونشست زمین بالاتر از میانگین جهانی در مناطق مختلف کشور مشاهده می‌شود.

رشد جمعیت و کاهش قابلیت‌های زیستی

تعارض دیگر، مربوط به افزایش چندبرابری جمعیت کشور طی پنج دهه گذشته است. از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۵، جمعیت ایران دست‌کم ۲.۵ برابر شده، در حالی که قابلیت‌های زیستی و اقلیمی کشور برای تامین منابع خوراکی و سایر نیازها به شدت کاهش یافته است. تامین نیازهای جمعیت رو به رشد به شغل، امکانات رفاهی، بهداشتی، آموزشی، مسکن و خوراک، نیازمند سرمایه‌گذاری کافی در امکانات زیستی، به ویژه منابع انرژی است.

نمی‌توان سیاست جمعیتی افزایشی را ترسیم کرد، اما به نیازهای بنیادین و زیستی جمعیت بی‌توجه بود. اگر اولویت‌بندی سیاست‌ها بر پایه آمایش سرزمینی و سازگاری برنامه‌ها با نیازها و مزیت‌های نسبی کشور باشد، شاید بتوان جمعیت بیشتری را نیز پاسخ داد. اما با الگوی فعلی که تعارض در داشته‌ها و خواسته‌ها مشکلات حادی را در حوزه منابع زیستی پدید آورده است، نمی‌توان به افزایش رشد جمعیت در کشور خوشبین بود.

ضرورت بازنگری علمی در سیاستگذاری

بحران‌های کنونی در منابع انرژی و سایر مسائل اقتصادی و اجتماعی، پیامد عدم پیش‌بینی علمی و ترسیم سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی بدون در نظر گرفتن واقعیت‌ها است. برای کاهش و پرهیز از تکرار این مشکلات، نیاز است که همانند جوامع علم‌محور، داشته‌ها، قابلیت‌ها و مزیت‌ها در کنار مشکلات و موانع طبیعی و غیرطبیعی، در فرآیند برنامه‌ریزی‌ها مورد ارزیابی قرار گیرند و انتظارات بر اساس مزیت‌های نسبی اولویت‌بندی شوند.

کشورهای موفق با برنامه علمی مدیریت می‌شوند، در حالی که کشورهای ناموفق با آرزوها، به روزمرگی و سپس مشکلات بزرگ دچار می‌شوند. اگر روند حکمرانی اقتصادی جامعه بر مدار دانش و برآوردهای علمی قرار گیرد، می‌توان به برون‌رفت از این مشکلات امیدوار بود؛ در غیر این صورت، جامعه در چرخه باطل تاکتیک‌های مسکن‌وار و مقطعی گرفتار خواهد شد. جامعه ایران برای تکرار نشدن این مشکلات، نیازمند بازنگری اساسی در رویه‌های سیاستگذاری اقتصادی و توسعه‌ای است.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗