آیکون خبر

خبر کامل

تغییر ذائقه سینمای ایران: از کمدی به تراژدی پس از جنگ

تغییر ذائقه سینمای ایران: از کمدی به تراژدی پس از جنگ

پس از پایان همه‌گیری کووید-۱۹، سینمای کمدی برای مدتی طولانی پناهگاه روانی مخاطب ایرانی بود؛ ژانری سبک‌بار که امکان گریز از واقعیت را فراهم می‌ساخت. اما اکنون، پس از حمله اسرائیل به ایران، ذائقه مخاطب سینما دستخوش تغییری معنادار شده و اقبال گسترده‌ای به سینمای اجتماعی تراژیک دیده می‌شود. این دگرگونی در فروش بالای فیلم‌های «پیر پسر» ساخته اکتای براهنی و «زن و بچه» از سعید روستایی به وضوح مشهود است.

تغییر ذائقه مخاطب: از کمدی به تراژدی

فیلم‌های «پیر پسر» با ۱۹۰ دقیقه و «زن و بچه» با ۱۳۱ دقیقه، بدون عناصر کمدی و با درون‌مایه‌ای اجتماعی-روانی بر پرده سینما نشستند. کمتر کسی تصور می‌کرد فیلمی بلند با درون‌مایه‌ای اجتماعی پس از ۱۲ روز هولناک بتواند در گیشه موفق شود، اما این دو فیلم با فروش بالا در مدتی اندک، این پیش‌بینی را برهم زدند و نشان دادند که تماشاگر و نیازهایش در سینمای ایران هنوز ناشناخته و غیرقابل محاسبه هستند. این در حالی است که مخاطب ایرانی در دوران پساکرونا، از سالن‌های سینما تنها یک خواسته داشت: خندیدن و فرار از اضطراب؛ اما تنها با گذشت چند سال، همان مخاطب ترجیح داده است درد را بر پرده سینما تماشا کند.

ریشه‌های روان‌شناختی تغییر

پاسخ این پرسش‌ها را باید در «روان جمعی و تجربه‌های تاریخی» جست‌وجو کرد. اگر کرونا اضطرابی تدریجی و پراکنده بود، جنگ یک شوک ناگهانی و عمیق بود؛ تجربه‌ای که وجدان جمعی را زخمی کرده و نیاز به روایت، شنیدن و شنیده شدن، تفسیر و همدلی را میان مردم ایجاد کرده است. سینمای اجتماعی مهجور ایران که تا پیش از این به حاشیه رانده شده بود، اکنون جایگاه خود را بازیافته و بدل به رسانه‌ای برای «درک رنج مخاطب» خود شده است.

فاجعه جنگ برخلاف کرونا، یک «تجربه جمعی شوک‌آور با بار سیاسی و اخلاقی بالا» بود. مخاطب بعد از این شوک، نیاز دارد با واقعیت روبه‌رو شود، آن را بفهمد و از طریق تماشای روایت‌های اجتماعی آن را هضم کند و این‌گونه است که سینمای اجتماعی به نوعی تبدیل به «روایتگر درد مشترک» می‌شود.

تروما و سوگواری جمعی

پس از وقایعی مهیب (مانند جنگ یا بحران‌های ملی) جوامع دچار «تروما» می‌شوند. این تروما نیاز به بازنمایی و مواجهه دارد. هنر و به‌ویژه تراژدی به مثابه ابزاری برای سوگواری جمعی (Collective Mourning) عمل می‌کند و اجازه می‌دهد جامعه با درد خود مواجه شود، آن را روایت کند و آرام‌آرام آن را در حافظه‌اش جای دهد. این سوگواری نه فقط برای قربانیان بی‌گناه، بلکه برای از دست رفتن احساس امنیت و آینده است. سینمای تراژیک اجتماعی پس از جنگ، نوعی سوگواری جمعی است، تلاشی برای بازسازی حافظه و درک آسیب. مخاطب دیگر به دنبال انکار نیست، او نیاز به مواجهه دارد. فیلم‌های «پیر پسر» و «زن و بچه» با مضمون روان‌شناختی و ابعاد انسانی، امکان همذات‌پنداری عمیقی را برای مخاطب خود مهیا ساختند.

کاتارسیس ارسطویی و پالایش عاطفی

دلیل دیگر را باید در مفهوم «کاتارسیس ارسطویی» جست‌وجو کرد. کاتارسیس موجود در تراژدی، در تجربه جمعی پس از بحران بسیار موثر است. در تراژدی، تماشاگر با دیدن درد و رنج شخصیت‌ها دچار نوعی «پالایش عاطفی» یا «کاتارسیس» می‌شود. پس از بحران‌های ملی، جامعه نیاز دارد تا از طریق بازنمایی هنری، رنج خود را از خشم، اضطراب و سردرگمی پاک کند. این «تجربه پالاینده» به مخاطب این امکان را می‌دهد که با دیدن رنج به آرامی از خشم و ترس خود عبور کند.

نظریه نیاز به معنا (Meaning-making)

برای تحلیل رفتار مخاطب سینما در برخورد با تراژدی پس از جنگ، نباید از نظریه نیاز به معنا (Meaning-making) غافل شد. ویکتور فرانکل، متفکر اتریشی، پس از تجربه تلخ جنگ جهانی دوم و آشویتس، به این نتیجه رسید که در بدترین شرایط هم می‌توان در زندگی معنا را یافت. نظریه لوگوتراپی (معنادرمانی) او بیان کرد که اساساً نیروی محرک انسان، جست‌وجوی معناست و رنجی که اجتناب‌ناپذیر است، با یافتن معنا قابل تحمل خواهد شد.

پس از فجایع، جوامع به شدت نیاز دارند به آنچه گذشته معنا بدهند. هنر، به‌ویژه داستانگویی اجتماعی، به آن‌ها کمک می‌کند تا زنجیره‌ای از معنا را خلق و با گذشته دردناک خود زندگی کنند. این نوع سینما تلاشی است برای معنا دادن به بی‌معنایی جنگ. مخاطب با داستانی که از دل واقعیت بیرون آمده، تجربه تکه‌تکه شده خود را بازسازی می‌کند.

تغییر زیبایی‌شناسی و ارزش اخلاقی سینما

تجربه رنج و فاجعه، ذائقه زیبایی‌شناسی را دگرگون می‌کند. مخاطب به دنبال لذت صرف نیست، بلکه می‌خواهد با اثری مواجه شود که جرأت نزدیک شدن به درد را دارد. این آثار در نگاه تماشاگر ارزش اخلاقی پیدا می‌کنند. در دوران پساکرونا، کمدی راهی برای فرار از اضطراب بود، اما در فضای پساجنگ، نیاز به درک، تأمل و مشارکت عاطفی جای این گریز را گرفت و مخاطب از فرار، به سمت درک حرکت کرد که موجب افول کارکرد گریزگرای کمدی شد.

ظهور فیلم‌هایی که مخاطب را جدی می‌گیرند، مانند آثار براهنی و روستایی، به فضای روحی مخاطب خود احترام می‌گذارند؛ زمان طولانی، روایت پیچیده، شخصیت‌پردازی جدی و پرهیز از شعار، تماشاچی وفادار به جامعه خود را به سینمای تاریک و در بسته پس از جنگ می‌کشاند. مخاطب در چنین دوره‌ای دنبال اثری است که رنجش را بفهمد، نه آنکه با شوخی از آن عبور کند. فیلم «پیر پسر» و «زن و بچه» در همین بستر است که می‌درخشند.

تماشاگر در این دو فیلم، نه‌تنها با داستانی پیچیده و انسانی روبه‌رو است، بلکه با خودش مواجه می‌شود؛ با اضطراب‌هایش، با شکست‌های پنهان خانوادگی‌اش، با تنهایی‌اش. به قول افسانه نجم‌آبادی در کتاب «جریان‌های پنهان خانوادگی»: «فرهنگی که همه چیز را ناگفته می‌گذارد و به جای اینکه درباره وقایع حرف بزند و بازگویشان کند از آن‌ها می‌گذرد.»

نمایش حقیقت در سینمای اجتماعی

با این تفکر، اخلاق سخن را بهانه می‌کند و به حفظ لسان فرامی‌خواند، حالا در سینمایش از تقدس‌گرایی محض خانواده به نمایش عریان حقیقت روی آورده است. در «پیر پسر» از رستم ضحاک‌خوی افیون‌زده‌ای می‌گوید که به جای نبرد با شمشیر و ضربه به دژخیم، با رقص شمشیر پیروزی و غلبه دروغین خود بر زنی بی‌پناه را به بزم می‌نشیند. شخصیت علی داستان نیز بر اساس همین تربیت، حفظ لسان، با مصلحت‌اندیشی و انفعال خود در برابر راز شوم پدر موجب فجایعی دیگر می‌شود که در پایان او را وادار به خشونتی بی‌مرز می‌کند. در فیلم «زن و بچه» نیز قیم قانونی فرزند مهناز، عامل آسیب به فرزند او، از هم گسستن خانواده و تحمیل رنجی غیرقابل جبران به آن‌ها است؛ بزرگ‌تری که با خودخواهی و بی‌خردی خود در برابر یک نوجوان بازیگوش او را به وادی خوفناکی می‌فرستد.

در هر دو اثر با مفهوم جوان روبه‌رو هستیم، چیزی که در ادبیات ما با «بهار»، «صبح» و «زندگی» مقایسه می‌شود که نشانی از آغاز و شکفتن دارد. جوان معانی استعاری زیادی از جمله: آرمان‌خواهی، شور زندگی، ناپختگی، آزادی و فردیت را در خود جای داده است و سلب حیات از او غمی بزرگ را برای جامعه همراه خواهد داشت.

همذات‌پنداری و فهم جامعه

آنچه سینمای اجتماعی را از دیگر گونه‌ها متمایز می‌کند، قدرت بی‌بدیل آن در داستانگویی درباره رنج‌های به ظاهر معمولی، اما عمیق است. برخلاف فیلم‌های ژانری که گاه فاصله‌ای میان مخاطب و شخصیت‌ها ایجاد می‌کنند، سینمای اجتماعی از دل زیست روزمره بیرون می‌آید و مستقیماً با تجربه زیسته مخاطب پیوند می‌خورد. در چنین فضایی، قدرت اصلی نه در جلوه‌های ویژه یا پیچش‌های روایی، بلکه در امکان «همذات‌پنداری» است. ساختار چند لایه‌ای اجتماعی و سیاسی دو فیلم مورد بحث، هر کدام از مخاطبان را از ظن خود با داستانش همراه می‌سازد.

تماشاگر در مواجهه با شخصیت‌های شکست‌خورده، تنها، درمانده یا حتی خاطی، احساس قرابت می‌کند؛ چراکه آن‌ها را نه در مقام قهرمان یا ضدقهرمان، بلکه به عنوان انسان‌هایی آشنا و شبیه به خود می‌بیند. داستانگویی اجتماعی، مجالی است برای آنکه مخاطب بدون قضاوت، به تماشای نسخه‌ای پنهان از خود بنشیند. در این فرآیند، سینما به آیینه‌ای بدل می‌شود که مخاطب در آن، نه لبخند مصنوعی، بلکه زخم‌های واقعی خود را بازمی‌یابد و تلاش به التیام آن می‌کند.

همین ظرفیت است که پس از جنگ دوباره اهمیت پیدا کرد. تماشاگر ایرانی، در مواجهه با بحران، نه دنبال خیال‌پردازی، بلکه در جست‌وجوی فهم است؛ فهم خود، فهم دیگری، فهم جامعه و این فهم، تنها از مسیر داستان‌هایی می‌گذرد که بتوان در آن‌ها زندگی کرد، نه اینکه فقط آن را نگاه کرد.

نتیجه‌گیری: سینما، صحنه سوگواری و تأمل

در سایه نظریه‌هایی مانند تروما، کاتارسیس و زیبایی‌شناسی فاجعه، گرایش مخاطب به سینمای اجتماعی پس از جنگ نه اتفاقی سلیقه‌ای، بلکه پاسخی فرهنگی به بحران است. سینما برای تماشاگر ایرانی به صحنه‌ای برای سوگواری، معناسازی و بازسازی روان جمعی تبدیل شده است.

کمدی اگرچه همچنان جایگاه خود را حفظ کرده، اما دیگر به تنهایی پاسخگوی وضعیت پیچیده پساجنگ نیست. مخاطب دیگر نمی‌خندد تا فراموش کند، بلکه تماشا می‌کند تا بفهمد. شاید وقت آن رسیده که سینمای ایران، نه صرفاً برای سرگرمی، بلکه برای هم‌حسی و تحلیل، بازتعریف شود. مخاطب دیگر از سالن سینما «فرار» نمی‌خواهد؛ او جایی برای «تأمل» می‌خواهد. مخاطب پس از جنگ نه تنها به سینمای اجتماعی اقبال نشان می‌دهد، بلکه آن را واجد شأن اخلاقی می‌داند؛ چراکه بازنمایی درد را شجاعانه و ضروری می‌بیند.

نویسنده: لیلا ایرانپور

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗