آیکون خبر

خبر کامل

«عبور واژه‌ها و شطح یک عشق»: تلفیق تنبور و کوئینتت زهی پس از یک دهه انتظار

در شرایطی که تولید آلبوم‌های موسیقی در سال‌های اخیر به دلیل چالش‌هایی نظیر تورم اقتصادی با کاهش چشمگیری مواجه بوده، انتشار آثار فاخر و ارزشمند همچنان کورسوی امیدی برای علاقه‌مندان به موسیقی جدی است. آلبوم «عبور واژه‌ها و شطح یک عشق» به آهنگسازی صیاد محمدی و تنظیم سینا رضازاده، پس از یازده سال انتظار، به تازگی منتشر شده و نویدبخش تلفیقی بدیع از موسیقی عرفانی و کلاسیک است.

«عبور واژه‌ها و شطح یک عشق»: تلفیق تنبور و کوئینتت زهی

آلبوم «عبور واژه‌ها و شطح یک عشق» که دومین اثر صیاد محمدی در مقام آهنگساز است، تجربه‌ای منحصر به فرد در هم‌نشینی ساز تنبور با کوئینتت زهی را ارائه می‌دهد. این اثر، فضای عمیق موسیقی عرفانی را با ساختار موسیقی کلاسیک در هم می‌آمیزد و رویکردی نوین در آهنگسازی را به نمایش می‌گذارد.

صیاد محمدی، متولد ۱۳۶۷ در کرمانشاه و دارای دکترای داروسازی از دانشگاه علوم پزشکی تهران، موسیقی را نزد اساتیدی چون علی اکبر مرادی، هوشنگ کامکار، حیدر کاکی و محسن الهامیان فراگرفته است.

روند شکل‌گیری و چالش‌های انتشار

محمدی در گفت‌وگو با ایلنا، به جزئیات شکل‌گیری این آلبوم پرداخت. ایده اولیه این پروژه در سال‌های دانشجویی و در جمع دوستان نزدیک، از جمله سینا رضازاده و نیما سرهنگی، شکل گرفت. قطعات اصلی بین شهریور ۹۰ تا انتهای ۹۱ ساخته شدند و سینا رضازاده تنظیم آن‌ها را بر عهده گرفت. ضبط آلبوم در تیرماه ۱۳۹۳ انجام شد، اما به دلیل مهاجرت سینا رضازاده به آمریکا، انتشار آن بیش از یک دهه به طول انجامید.

«عبور واژه‌ها و شطح یک عشق» اولین پروژه‌ای بود که ضبط کردم (تیرماهِ سال ۱۳۹۳)، اما «سلوک صبح» که سال ۹۸ ضبط شد، اولین کاری بود که از من منتشر شد (تیرماهِ سال ۱۳۹۹)، و تقدم و تاخر در انتشار بنا به دلایلی رعایت نشد. اما سعی بر این بوده از تکرار بپرهیزم و اثر متفاوتی ارائه دهم.

نوآوری در انتخاب سازها و پرهیز از کلیشه

محمدی در پاسخ به سوالی درباره تفاوت‌های این آلبوم با آثار قبلی خود، بر اهمیت سیر تکامل هنرمند و پرهیز از کلیشه‌ها تأکید کرد. او با وجود امکان تولید انبوه، ترجیح داده است که گزیده‌تر کار کند و در «عبور واژه‌ها و شطح یک عشق» به دنبال فضایی نو بوده است. انتخاب سازها، ساختار قطعات و حتی طرح جلد، همگی با هدف ارائه اثری متفاوت صورت گرفته‌اند.

در این آلبوم، ایده هم‌نشینی تنبور با سازهای موسیقی کلاسیک، که پیش از این تنها در کنسرت گروه شمس با ارکستر فیلارمونیک اوکراین به صورت غیررسمی تجربه شده بود، به صورت جدی پیگیری شده است. محمدی ابتدا قصد داشت پروژه را برای دونوازی تنبور و ویلنسل آماده کند، اما با احساس نیاز در مراحل مختلف، سازهای دیگر نیز به تدریج اضافه شدند و به ترکیب کوئینتت رسیدند. این ترکیب، بستری مناسب برای همراهی با تنبور فراهم کرده است. به عنوان مثال، در قطعه «وسوسه عاشقی»، کنترباس و ویلنسل، تنبور و سازهای کوبه‌ای را همراهی می‌کنند.

اهمیت فرم و معنا در آفرینش هنری

در بحث فرم و محتوا، محمدی معتقد است که این دو بعد آفرینش هنری، همچون «دو جامِ یک صدف» هستند و پرداختن موازی به آن‌ها، به اثر حجم و عمق می‌بخشد. او با اشاره به مثنوی معنوی مولانا، که والاترین مفاهیم را در مناسب‌ترین قالب ارائه داده، بر اهمیت تعادل میان فرم و معنا تأکید می‌کند. به باور او، اثری که تنها به یکی از این دو بپردازد، ممکن است در کوتاه‌مدت مورد توجه قرار گیرد اما در گذر زمان به فراموشی سپرده خواهد شد.

سه‌گانه «شطح»، «عبور» و «عشق» در این آلبوم، فراتر از واژه‌ها، بار معنایی و فلسفی عمیقی دارند. محمدی برداشت خود از این مفاهیم را به زبان موسیقایی ارائه داده و به چگونگی شکل‌گیری جهان‌بینی انسان از تحلیل مسائل حیات اشاره می‌کند.

تأثیر ادبیات و عرفان بر آثار صیاد محمدی

محمدی علاقه خود به ادبیات معاصر را ابراز کرده و آن را آینه‌ای کامل از زندگی انسان امروز می‌داند. او از شاعرانی چون نیما، مهدی اخوان ثالث، محمدرضا شفیعی کدکنی و فریدون مشیری، و نویسندگانی نظیر ابراهیم گلستان، هوشنگ گلشیری، محمود دولت‌آبادی و عباس معروفی تأثیر پذیرفته است.

عرفان ایرانی، به عنوان اساس و بستر تنبور مناطق صحنه و گوران، نقش پررنگی در آثار محمدی دارد. او ادبیات کلاسیک ایران را گنجینه‌ای سرشار از عرفان و معرفت می‌داند و به هم‌تنیدگی عرفان و ادب در تاریخ ایران اشاره می‌کند. آثاری چون «نیروانا و نور» در آلبوم «در سلوک صبح» ملهم از فلسفه اشراق سهروردی و «در پای دار حلاج» تصویری از تذکره‌الاولیای عطار است. این تأثیرگذاری‌ها، به مشغله فکری هنرمند تبدیل شده و در آثارش متجلی می‌شوند.

چالش‌های فنی در هم‌نشینی تنبور و سازهای کلاسیک

یکی از چالش‌های اصلی در این پروژه، تفاوت فواصل دستان تنبور با فواصل گام تامپره سازهای کلاسیک بوده است. تنبور فاقد ربع پرده (کرن و سری) است که مشخصه موسیقی ایرانی است، اما این ویژگی باعث شباهت آن به سازهای کلاسیک می‌شود. با این حال، فواصل خاص و منحصر به فرد تنبور، گاه استفاده از نیم‌پرده‌های کروماتیک متوالی را دشوار می‌کرد و منجر به استفاده از تکنیک‌های کمتر شایع مانند فواصل نامطبوع شد که در نهایت به جزئی از ویژگی‌های کار تبدیل شد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗