خبر کامل
تهران: پایتختی در آستانه فروپاشی؛ بحرانها و راهکارهای پیش رو

تهران: پایتختی در آستانه فروپاشی؟
اظهارات اخیر رئیسجمهور مبنی بر «عدم امکان ادامه بقای تهران بهعنوان پایتخت»، بار دیگر بحرانهای عمیق این کلانشهر را به صدر اخبار آورده است. شهری که قرار بود با جمعیتی معادل ۵.۵ میلیون نفر اداره شود، اکنون میزبان حدود ۱۵ میلیون نفر جمعیت ثابت است و با چالشهای بیشماری از جمله فرونشست زمین، بحران آب و انرژی، آلودگی هوا و ترافیک دست و پنجه نرم میکند. این وضعیت، پرسش جدی را مطرح میکند: آیا تهران هنوز جایی برای زندگی است؟
فرونشست زمین: تهدیدی فعال و نگرانکننده
یکی از جدیترین بحرانهای تهران، پدیده فرونشست زمین است که دیگر یک تهدید بالقوه نیست، بلکه بحرانی فعال و در حال گسترش است. نرخ فرونشست در مناطق جنوبی و جنوبغربی استان تهران به شدت نگرانکننده است و در برخی نقاط به طور متوسط بین ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر در سال و حتی در منطقه ۱۸ شهرداری تهران در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۲ سانتیمتر در سال رسیده است. این پدیده، زیرساختهای حیاتی شهر از جمله راهآهن، مترو، پلها، شبکههای آب و فاضلاب، گاز و برق، و همچنین ساختمانها و بناهای تاریخی را به شدت تهدید میکند.
مهدی زارع، زلزلهشناس و عضو فرهنگستان علوم، تأکید میکند: «فرونشست غیرقابل برگشت است و پس از وقوع، بازگرداندن زمین به حالت اولیه تقریباً غیرممکن است. فرونشست همین الان در حال وقوع است.»
او میافزاید که برداشت بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی برای مصارف شرب، کشاورزی و صنعتی، عامل اصلی این بحران است. دشتهای شهریار، کرج، ری و ورامین بخش مهمی از قابلیتهای طبیعی خود را از دست دادهاند و پیشبینی میشود که در صورت ادامه این روند، سفرههای آب زیرزمینی استان تهران تا دو دهه آینده به طور کامل خشک شوند. وضعیت منابع آب تهران در پنج سال آینده بسیار سخت خواهد بود و نیاز به اقدامات فوری برای مهار این بحرانها وجود دارد.
تهران در وضعیت اضطراری دائمی
به گفته مهدی زارع، تهران در یک «وضعیت اضطراری دائمی» قرار دارد و باید به طور مستمر روی کاهش آسیبپذیری خود کار کند. کاهش ریسک مخاطرات نیازمند برنامهریزی طولانیمدت، سرمایهگذاریهای بزرگ و همکاری بین تمام نهادهای دولتی و مشارکت مردم است. یکی از اقدامات محوری، کاهش جمعیت شهر و استان تهران است که البته مسئلهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است.
او به تفکیک راهکارهای مقابله با سوانح مختلف اشاره میکند:
- زلزله: نیازمند مقاومسازی ساختمانها و زیرساختها.
- فرونشست: مربوط به مدیریت منابع آبی زیرزمینی و جلوگیری از گسترش آن.
آگاهیرسانی و آموزش همگانی مردم برای مشارکت و آمادگی در برابر حوادث، همچنین رعایت استانداردهای ساختوساز، فرآیندی زمانبر است که باید با جدیت پیگیری شود. مدیریت روانابها، اصلاح مسیلها، افزایش نفوذپذیری خاک در مناطق شهری، مدیریت مصرف آبهای زیرزمینی، استفاده از منابع آب جایگزین و نظارت بر چاههای غیرمجاز از کارهای اصولی برای کنترل بحران آب و فرونشست زمین است.
زیستپذیری اکولوژیک تهران: در مسیر نابودی؟
تهران از وضعیت زیستپذیری اکولوژیک بسیار نامطلوبی رنج میبرد. این شهر یکی از آلودهترین کلانشهرهای جهان است و آلودگی هوا سالانه جان تعداد زیادی از شهروندان را میگیرد. گسترش بیرویه شهر و ساختوسازهای غیرمجاز، فضاهای سبز، باغها و روددرهها را از بین برده و ظرفیت طبیعی شهر برای تصفیه هوا و مدیریت روانابها را به شدت کاهش داده است.
مدیریت نامناسب پسماندها و حجم بالای زباله، چالش دیگری است که محیطزیست و سلامت مردم را تهدید میکند. فضاهای سبز و اکوسیستمهای طبیعی تهران به جزیرههایی از هم گسیخته تبدیل شدهاند که تابآوری اکولوژیک شهر را در برابر تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی به شدت کاهش داده است.
اگر سیاستهای فعلی و روند توسعه شهری بدون توجه به اصول اکولوژیک ادامه یابد، آلودگی هوا، بحران آب و فرونشست زمین وخیمتر شده و خطر سیلابهای مخرب افزایش مییابد. بخشهایی از جنوب و جنوبغربی شهر نیز ممکن است غیرقابل سکونت شوند.
راهکارهای بهبود زیستپذیری:
- ایجاد شبکه اکولوژیک منسجم با اتصال فضاهای سبز شهری به طبیعت اطراف.
- کنترل مصرف آب زیرزمینی و استفاده از فناوریهای جدید برای تصفیه پسابها.
- توسعه حملونقل عمومی پاک و غیرموتوری و محدود کردن تردد خودروهای فرسوده.
- اجرای طرحهای تفکیک از مبدأ، بازیافت و کاهش تولید زباله.
- افزایش آگاهی و مشارکت شهروندان در حفاظت از محیطزیست شهری.
آیا تهران میتواند پایتخت بماند؟
ظرفیت اکولوژیک طبیعی تهران برای زیست حدود ۲.۵ میلیون نفر و با مهار آب سدها برای حدود ۴.۵ میلیون نفر است، در حالی که جمعیتی بالغ بر سه برابر این ظرفیت در تهران و پیرامون آن ساکن شدهاند. این تمرکز جمعیت، مشکلات متعددی از جمله آلودگی هوا، بحران آب، ترافیک حلنشدنی و خطر زلزله بزرگ را تشدید کرده است.
تهران روی چندین گسل فعال قرار دارد و بافت فرسوده و غیرمقاوم در بسیاری از مناطق، در صورت وقوع زلزله، میتواند فاجعهای انسانی به بار آورد. تراکم بالای جمعیت و نبود زیرساختهای لازم برای مدیریت بحران، امدادرسانی را در صورت زلزله بزرگ بسیار دشوار میسازد. پایتخت بودن تهران و تمرکز تمام امکانات، فرصتهای شغلی و مراکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در این شهر، موجب مهاجرت از سایر نقاط کشور و تشدید مشکلات آن شده است.
انتقال پایتخت: راهکار یا توهم؟
مهدی زارع و بسیاری از کارشناسان، انتقال پایتخت را مهمترین و پرهزینهترین راهکار برای کاهش فشار بر تهران میدانند. این اقدام میتواند بار جمعیتی و سیاسی را از تهران کاهش دهد. انتقال مراکز اداری و جابهجایی برخی وزارتخانهها و سازمانهای دولتی به شهرهای دیگر نیز میتواند به کاهش ترافیک و جمعیت تهران کمک کند.
اما سیدامیر منصوری، عضو هیئتعلمی دانشگاه تهران، نگاه دیگری دارد و معتقد است که انتقال پایتخت راهحل اصلی مشکلات تهران نیست. او بر این باور است که مشکلات اصلی تهران شامل ایمنی، مسکن و آلودگی هوا هستند که باید با برنامههای مسئلهمحور و دانشبنیان حل شوند. منصوری تأکید میکند که انتقال ۵۰۰ هزار کارمند دولت، تغییر جدی در جمعیت عظیم تهران ایجاد نخواهد کرد و انتقال جمعیت عظیمتر نیز امکانپذیر نیست.
منصوری میگوید: «ما باید برای جمعیت ساکن در شهر تهران و شهرهای اقماری آن فکری اصولی کنیم که زودتر از مسائل واقعی خود نجات پیدا کنند. راهحل بهرسمیت شناختن مسئلهها و رویکردهای دانشبنیان است.»
بحرانهای پنهان و آشکار تهران
میثم بصیرت، استاد پیشین شهرسازی و مدیریت شهری دانشگاه تهران، به عوامل بنیادین بحران تهران اشاره میکند:
- نادیدهگرفتن تخصصها: سپردن جایگاههای مهم تصمیمگیری در مدیریت شهری به افراد فاقد صلاحیتهای علمی-حرفهای.
- بحران شهرفروشی: اتکای مدیریت مالی شهرداری بر مدل ناکارآمد شهرفروشی، منجر به تخریب سیمای شهری و گسترش بیرویه سازهها شده است.
- بحران پسماند: تولید روزانه بیش از ۹ هزار تن زباله و دفن بخش عمده آن، مجتمع آرادکوه را به «بمب زیستمحیطی» تبدیل کرده است.
- مهاجرتها: نبود راهبرد ملی برای ساماندهی مهاجران، تهران را درگیر حاشیهنشینی، اقتصاد غیررسمی و نابرابری اجتماعی کرده است.
- بافت فرسوده: حدود ۳۰ درصد از بافتهای شهر تهران فرسودهاند و مدیریت نوسازی شهری ناکارآمد است.
- ضعف پدافند غیرعامل: تهران در یکی از زلزلهخیزترین پهنههای جهان قرار دارد، اما زیرساختهای آمادگی در برابر بحران در وضعیت حداقلی هستند.
- ورشکستگی آب و انرژی: قطعیهای مکرر برق و افت شدید منابع آب زیرزمینی، نشانهای از شکنندگی زیرساختی و ناکارآمدی مدیریت است.
بصیرت تهران را «ابرسیاهچاله توسعه فضایی» مینامد که منابع انسانی، سرمایه و امکانات را به درون خود میکشد، بدون آنکه بازدهی متناسبی در توزیع مجدد داشته باشد. این تمرکز افراطی، ضمن تضعیف سایر شهرهای کشور، خود تهران را نیز به فروپاشی تدریجی سوق داده است.
در گزارش اکونومیست ۲۰۲۴، تهران در رده ۱۶۳ از میان ۱۷۳ شهر از نظر زیستپذیری قرار دارد که نشاندهنده جایگاه نامطلوب آن حتی در مقایسه با پایتختهای کشورهای منطقه است.
هنوز امید هست؟
با وجود تصویر بحرانی از شرایط تهران، بصیرت معتقد است که آینده هنوز نوشته نشده است و تغییر ممکن است. او راهکارهای خروج از این بحران را شامل موارد زیر میداند:
- بازتعریف نظام حکمروایی شهری تهران با اتکا بر شایستگان و متخصصان.
- استقرار نظام حکمروایی منطقه کلانشهری تهران مبتنی بر قانون مدیریت و برنامهریزی پایتخت.
- کاهش نقش سوداگری در اداره شهر و توسعه درآمدهای پایدار.
- اصلاح مدل فضایی شهر با تأکید بر تراکم هوشمند و توسعه حملونقل عمومی.
- پیگیری سیاستهای پایتختزدایی متوازن و انتقال بخشی از کارکردهای ملی به دیگر نقاط کشور.
- بهرهگیری از دانش روز جهانی و همکاریهای بینالمللی.
- نهادسازی مشارکتی و افزایش آگاهی شهروندان.
او تأکید میکند که اگر نظام حکمروایی شهری بازسازی شود، سیاسیون غیرمتخصص تهران را رها کنند، صدای متخصصان شنیده شود و شجاعت تغییر در سطح ملی وجود داشته باشد، هنوز هم میتوان آیندهای زیستپذیر، پایدار و شکوفا برای تهران تصور کرد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۴:۱۰ - ۱۴۰۴/۰۵/۱۲