خبر کامل
چالشهای اقتصادی و زیستمحیطی طرحهای کلان انتقال آب دریا در ایران
بحران آب در ایران، با کاهش منابع تجدیدپذیر و افزایش تقاضا، به یکی از چالشهای اساسی کشور تبدیل شده است. در این میان، طرحهای کلان شیرینسازی و انتقال آب دریا به استانهای کمآب، به عنوان راهکاری برای مقابله با این بحران مطرح شدهاند. اما بررسیهای دقیقتر نشان میدهد که این طرحها با چالشهای جدی اقتصادی، مالی و زیستمحیطی مواجه هستند که توجیهپذیری آنها را زیر سوال میبرد.
چالشهای اقتصادی و مالی طرحهای انتقال آب
هزینه سرمایهگذاری اولیه برای ظرفیت ۹۲۰ میلیون مترمکعب در سال، معادل ۴۸۰ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. این مبلغ، ۴.۹ برابر کل اعتبارات بخش آب کشور در بودجه سال ۱۴۰۲ است که اجرای آن را خارج از توان دولت میسازد. علاوه بر این، وابستگی به مواد و تجهیزات وارداتی، نیاز به اعتبارات ارزی را افزایش میدهد.
یکی از مهمترین مسائل، قیمت بالای آب انتقالی است. سهم اصلی هزینه تمامشده آب ناشی از خط انتقال است، به طوری که قیمت آب در مقاصد دور از دریا تا ۵ برابر بیش از قیمت ساحلی آن (۰.۶ تا ۰.۸ یورو بر مترمکعب) خواهد بود. به عنوان مثال، قیمت آب ۰.۶ یورویی سیریک، در اصفهان به ۳.۹۷ یورو میرسد. این افزایش شدید قیمت، مطلوبیت اقتصادی آب را به شدت کاهش داده و بازار مطمئنی برای فروش آن ایجاد نمیکند.
از نظر مالی، تامین بیش از ۵۰ درصد سرمایهگذاری اولیه به تسهیلات صندوق توسعه ملی وابسته است. تجارب گذشته نشاندهنده عدم موفقیت در تامین سرمایه اینچنینی بوده و مدل فعلی تامین مالی طرحها با عدم قطعیت جدی مواجه است.
ناترازی انرژی و تاثیر آن بر طرحها
تامین انرژی مورد نیاز برای اجرای این طرحها، به ویژه با سوخت یارانهای، ناترازی گاز در زمستان و کمبود برق در تابستان را تشدید میکند. این مساله، یکی از مهمترین چالشهای ساختاری در فضای اقتصادی کشور است که باید در ارزیابی طرحهای شیرینسازی و انتقال آب دریا مورد توجه قرار گیرد.
ظرفیت تولید اندک در برابر نیاز کشور
در حال حاضر، ۶ سامانه کلان انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان به ۸ استان کشور (هرمزگان، بوشهر، اصفهان، کرمان، یزد، فارس، خراسان جنوبی و خراسان رضوی) وجود دارد که تنها فاز یک خلیج فارس به بهرهبرداری رسیده است. مجموع مصارف آب استانهای هدف طرحهای انتقال آب دریا (به جز هرمزگان) ۳۳.۷ میلیارد مترمکعب است که ۹۰.۶ درصد آن مربوط به کشاورزی است.
حجم آب شیرین تولیدی در فاز نخست تنها ۳.۳ درصد و در فاز نهایی ۴.۳ درصد از کل مصارف موجود را پوشش میدهد. این در حالی است که حدود ۲۳۹۳ میلیون مترمکعب اضافهبرداشت از چاههای غیرقانونی وجود دارد. بنابراین، این حجم ناچیز آب شیرین تولیدشده در طرحهای موجود نمیتواند بحران فعلی آب را حل کند.
راهکارهای جایگزین برای مدیریت بحران آب
با توجه به هزینههای گزاف و ظرفیت تولید اندک طرحهای انتقال آب، اولویت حکمرانی آب کشور باید بر راهاندازی بازار آب و مدیریت مصرف (بازتخصیص) باشد. این رویکرد، ابزاری کمهزینهتر برای عبور از بحران فعلی آب است.
برای حفظ منافع عمومی و ثروتهای بیننسلی، ضرورت دارد توجیهپذیری اقتصادی طرحها با در نظر گرفتن بازار هدف، لحاظ کردن نقش بخش خصوصی در سرمایهگذاری طرحها و شرایط بهرهمندی بخشهای مختلف از یارانه انرژی به صورت جدی ارزیابی شود.
همچنین، در برآورد هزینههای طرحهای اینچنینی، هزینه ارائه مشوقهای دولتی نیز باید مدنظر قرار گیرد تا توجیهپذیری واقعی طرحها مشخص شود. طرحهای توسعهای مناطق خشک و بیابانی کشور باید به گونهای تعریف شوند که ضمن وجود تناسب با ظرفیت آبی این مناطق، بیشترین تولید ثروت و اشتغالزایی را به همراه داشته باشند.
در نهایت، با توجه به ریسکها و ابهامات مرتبط با طرحهای شیرینسازی و انتقال آب و عدم پیشبینی سازوکار جامع برای مدیریت آتی آن، سامانههای کلان شیرینسازی و انتقال آب دریا نمیتوانند در اولویت تامین آب برای مناطق درونسرزمینی دور از دریا قرار گیرند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
