آیکون خبر

خبر کامل

پرویز شاپور؛ طنزپرداز پیشرو و خالق کاریکلماتور

پرویز شاپور؛ طنزپردازی که زمان را پیشی گرفت

پانزدهم مردادماه، یادآور سالروز درگذشت پرویز شاپور (۱۳۰۲-۱۳۷۸)، طنزپرداز و پژوهشگر برجسته ایرانی است که نامش با «کاریکلماتور» گره خورده است. این واژه که ترکیبی از کاریکاتور و کلمات است، به آثاری اشاره دارد که کلمات را به شکلی موجز، شوخ‌طبعانه و دیدنی در ذهن مخاطب مجسم می‌کند. نام‌گذاری «کاریکلماتور» ابتکار احمد شاملو در سال ۱۳۴۶ بود، زمانی که شاپور قطعات کوتاه خود را در نشریه «خوشه» به سردبیری شاملو منتشر می‌کرد.

تثبیت یک قالب ادبی نوین

آثار شاپور در واقع بازتعریفی از قالبی است که ریشه‌های آن را می‌توان در گزین‌گویه‌های سنتی، اندرزنامه‌های فارسی میانه و فرهنگ عامه یافت. با این حال، پیش از ظهور کاریکلماتور، این آثار به عنوان یک قالب مستقل ادبی شناخته نمی‌شدند. هنر شاپور در تثبیت این سبک به عنوان یکی از قالب‌های شناخته‌شده و مهم در ادبیات فارسی نهفته است.

پیشرو در طنزنویسی

پرویز شاپور تا پایان عمر خود به نگارش قطعات کوتاه ادامه داد. پیش از همکاری با «خوشه»، نوشته‌های موجز او در نشریات مختلفی از جمله نشریات محلی اهواز، «سپید و سیاه» و «توفیق» به چاپ می‌رسید. در آن زمان، کمتر کسی تصور می‌کرد که این جملات کوتاه به عنوان یک سبک مستقل در طنز شناخته شود. گویی شاپور چندین دهه از زمان خود جلوتر بود و نیاز به گذر زمان داشت تا ارزش و اهمیت آثارش برای جامعه ادبی و هنری آشکار شود.

شاپور در گفت‌وگو با سالنامه ۱۳۷۳ «گل‌آقا» نقل کرده است که در نشریه «توفیق» به او لقب «کاغذ سیاه‌کن» داده بودند، زیرا زیاد می‌نوشت. او در این باره می‌گوید: «بعضی از دوستان می‌خواستند ما را از راه راست منحرف کنند و می‌گفتند داستان بنویس و فلان کن ولی من پایم را از گلیمم درازتر نکردم. همین جملات کوتاه را ادامه دادم.»

معروف است که او نوشته‌هایش را در «توفیق» روی کاغذهای بسیار کوچکی به اندازه دو بند انگشت می‌نوشت که در ستون‌هایی مانند «برخورد عقاید و آرا» و گاهی نیز در «دارالمجانین فکاهیات» به چاپ می‌رسید؛ عنوانی که به خوبی بازتاب‌دهنده نگاه غیرجدی اولیه به آثار او بود. با این حال، سبک او به تدریج و پس از همکاری با نشریه «خوشه» و انتشار مجموعه‌آثارش در داخل و خارج از کشور مورد توجه قرار گرفت.

انتشار آثار و طراحی‌های منحصر به فرد

در سال ۱۳۵۰، نخستین کتاب کاریکلماتور شاپور توسط انتشارات نمونه منتشر شد و پس از آن، هشت عنوان دیگر از مجموعه‌کاریکلماتورهایش توسط ناشرانی چون بامداد، مروارید و دنیا به بازار نشر عرضه شد. شاپور همچنین به طراحی می‌پرداخت و طرح‌هایش نیز مانند کاریکلماتورهایش خاص و منحصر به فرد بودند. این طرح‌ها در چندین نمایشگاه شرکت کرده و مورد استقبال بخش آوانگارد جامعه هنری قرار گرفتند.

ویژگی‌های کاریکلماتورهای شاپور

  • بازی با کلمات: «شیر باغ‌وحش چکه می‌کرد.»
  • نزدیکی به شعر: «با نگاهت قلبم را چراغانی می‌کنم.»
  • جملات قصار: گاهی رنگ جملات قصار به خود می‌گیرند.
  • تصاویر سوررئال: «قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست.»
  • طنز فلسفی: «بشر در شبانه‌روز زندانی است.»

آنچه آثار نوشتاری و ترسیمی شاپور را، با وجود تفاوت مضامین، به هم پیوند می‌دهد و آنها را در میان تمامی آثاری که متأثر از سبک او خلق شدند، بی‌مانند می‌سازد، آمیزش نگاهی انسانی و برخاسته از روحی مهربان با شاعرانگی و ظرافتی بی‌نظیر است. شاپور معتقد بود: «طنز دنده‌خلاص زندگی است و نمی‌تواند جدی بنویسد.»

دنیای درونی شاپور در آثارش

این شوخی و به بازی گرفتن دنیا در طرح‌ها و کاریکلماتورهای شاپور به وضوح دیده می‌شود که دنیایی متفاوت، فراواقعی و گاه وارونه را می‌سازند؛ دنیایی که از جان و روح او برمی‌آید و روایتگر دنیای درونش است. در این دنیا، عناصر بی‌جان و جاندار مانند قفس و پرنده، آب و آسمان، شب و روز، خورشید و ستاره، اشک و باران، مرگ و زندگی، سکوت و درخت، عینک و رخت‌آویز، ماهی و پرنده، و موش و گربه در هم می‌آمیزند تا دنیایی عجیب، گاه روشن و گاه تیره را خلق کنند. این آمیزش و تنوع، تنهایی انسان‌ها را به تصویر می‌کشد و هر پدیده‌ای می‌تواند نمادی از این تنهایی باشد؛ دنیایی که در آن «ابر تا مرز نابودی می‌گرید.»

قلب مهربان و کمک به فروغ فرخزاد

کسانی که از نزدیک با شاپور در ارتباط بودند، گواهی می‌دهند که او قلبی مهربان داشت و کسی را نمی‌آزرد. با وجود شکست در زندگی شخصی، او هرگز درباره همسر سابقش، فروغ فرخزاد، سخنی نمی‌گفت. او بیان کرده بود: «از زندگی شخصی‌ام فقط می‌توانم این را عرض کنم که من در زندگی شانس نیاوردم، ولی واقعاً هرچه دارم از دوستان است. اگر آن‌ها نبودند کلاهمان پس معرکه بود!» با این حال، کتاب‌هایی مانند «اولین تپش‌های عاشقانه قلبم» که شامل نامه‌های فروغ فرخزاد به اوست، نشان می‌دهد که شاپور در سال‌های اولیه پس از جدایی نیز دست یاری همسر سابقش را رد نمی‌کرد و به کمکش می‌شتافت.

نگاه انسانی در طنز شفاهی

این نگاه مهربان در آثار و طنز شفاهی شاپور نیز حضور داشت. عمران صلاحی نقل می‌کند که روزی در دفتر توفیق، باران شدیدی می‌بارید و او نگران دیر رسیدن به اتوبوس‌های جوادیه بود. شاپور به او گفت: «من می‌رسانمت.» وقتی صلاحی پرسید: «مگر ماشین دارید؟» شاپور پاسخ داد: «نه، چتر دارم!»

در دنیای طرح‌های شاپور، سنجاق‌قفلی حضوری پررنگ دارد و وقتی از او علت آن را می‌پرسیدند، می‌گفت که سنجاق‌قفلی را دوست دارد چون «مددکار بشر است و برای وصل کردن آمده.» قلب مهربان شاپور «اگر بخواهد پرنده را محبوس کند قفسی به بزرگی آسمان می‌سازد» و «خودنویسش را با سیاهی شب پر می‌کند تا از سپیدی صبح بنویسد.» این احساس انسانی و آمیزش آن با طنزی شاعرانه و متفاوت، گاه شیرین و گاه تلخ، همچنان آثار او را بی‌مانند کرده است.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗