آیکون خبر

خبر کامل

«کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم»: روایتی طنزآمیز از زندگی زنان در اروپای شرقی

«کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم»: روایتی طنزآمیز از زندگی زنان در اروپای شرقی

کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» اثر اسلاونکا دراکولیچ، با تمرکز بر تجربیات زنان اروپای شرقی، به بررسی دقیق و طنزآمیز تأثیرات عمیق حکومت‌های توتالیتر بر زندگی روزمره مردم می‌پردازد. این اثر که توسط رویا صدر در روزنامه اعتماد خلاصه شده، نشان می‌دهد چگونه کمونیسم نه در حوزه ایدئولوژی، بلکه در اداره امور پیش‌پاافتاده زندگی شکست خورد و منجر به فرسودگی روحی و سلب رویاپردازی از شهروندان شد.

فرسودگی جمعی روحی در سایه توتالیتاریسم

دراکولیچ با نثری زنده و ملموس، جزئیات زندگی روزمره زنان در جوامع کمونیستی را به تصویر می‌کشد. او از مشاهدات و خاطرات شخصی خود و دیگر زنان اروپای شرقی بهره می‌برد تا نشان دهد چگونه یک حکومت توتالیتر حتی در کوچکترین مسائل زندگی مانند خوراک، پوشاک، مسکن و لوازم بهداشتی دخالت می‌کرده است. این دخالت‌ها منجر به فرسودگی جمعی روحی، ناامیدی و ناتوانی از تصور آینده‌ای متفاوت می‌شد.

«تقریبا امکان نداشت بتوانی به خود دلگرمی بدهی که این دورانی گذراست، خواهد گذشت، باید بگذرد. برعکس، یاد گرفته بودیم فکر کنیم هر کاری هم که بکنیم، وضع همیشه همین‌جور می‌ماند. نمی‌توانیم تغییرش بدهیم. به نظر می‌رسید گویی آن سیستمِ قادر مطلق، خودِ زمان را هم اداره می‌کند. به نظر می‌رسید کمونیسم ابدی است، ما به زندگی در آن محکوم‌ شده‌ایم، خواهیم مرد و فروپاشی آن را نخواهیم دید.» (ص ۳۶)

این شرایط، شهروندان را به خودسانسوری و بی‌حرکتی سوق می‌داد و رویای دنیای «خارج» را به مثابه سرزمینی موعود در ذهنشان می‌پروراند.

بروکراسی و سقوط ارزش‌های اخلاقی

کتاب با تکیه بر خاطرات دراکولیچ و گفتگوهایش، ابعاد انحطاط نظام اداری، فکری و سیاسی را ترسیم می‌کند. بروکراسی عظیم دولتی که تنها برای حفظ قدرت کمونیست‌ها طراحی شده بود، هر حرکت خودانگیخته‌ای را تهدید تلقی می‌کرد و معترضان را مجازات می‌نمود. این فضا به ترس و درماندگی عمومی دامن می‌زد و خودسانسوری را به یک رویه درونی تبدیل می‌کرد که ریشه اصلی سقوط ارزش‌های اخلاقی در جوامع توتالیتر بود.

دراکولیچ با طنزی تلخ، از ناکارآمدی سیستم در تامین نیازهای اولیه مردم سخن می‌گوید. او معتقد است که کمونیسم نه در حوزه ایدئولوژی، بلکه در اداره امور پیش‌پاافتاده زندگی شکست خورد، زیرا در تمام هفتاد سال عمر خود نتوانست نیازهای اولیه زنان را تامین کند.

«اکولوژی فقر» و دگردیسی معنای واژه‌ها

نویسنده به دگردیسی معنای واژگانی چون خوشی، آسایش و لذت در زندگی روزمره اشاره می‌کند. او با طنز، مثال‌هایی از کمبودها و استفاده‌های چندباره از اشیا را مطرح می‌کند؛ از دستمال توالت که محک پیشرفت جامعه می‌شود تا کمپوت آلو که تنها کالای موجود در مغازه‌هاست. این پدیده را «اکولوژی فقر» می‌نامد؛ جایی که به دلیل قحطی و کمبود، اشیا بارها و بارها با کاربری جدید استفاده می‌شوند، نه از روی صرفه‌جویی زیست‌محیطی.

«وقتی رهبران داشتند درباره آینده‌ای درخشان حرف روی حرف می‌انباشتند، مردم مشغول ذخیره‌ کردن آرد و شکر، شیشه دردار، پیاله، جوراب‌شلواری، نان خشک، چوب‌پنبه، طناب، میخ و کیسه پلاستیکی بودند. فقط اگر سیاستمداران این بخت را می‌داشتند که به گنجه‌ها، سرداب‌ها، کمدها و کشوهای ما سرکی بکشند -البته نه در پی یافتن کتاب‌ها و چیزهای ضد دولتی- می‌دیدند که چه آینده‌ای در انتظار طرح‌های بی‌نظیری است که برای کمونیسم ریخته‌اند. اما نگاه نکردند.» (ص ۲۴۱)

آیا کمونیسم واقعاً رفت؟

دراکولیچ در بخش پایانی کتاب به دوران پساکمونیسم می‌پردازد و با تردید در «رفتنِ» کامل کمونیسم، تاکید می‌کند که تغییر حکومت به معنای دموکراسی خودبه‌خودی نیست. او معتقد است که ساختارهای ذهنی، ترس‌ها و «زخم‌های ناسیونالیسم» به راحتی از بین نمی‌روند و زندگی سپری شده با ترس به آسانی فراموش نمی‌شود.

«آیا می‌توان تنها با تغییرات ظاهری - عوض شدن حکومت و فرم سیاسی کشور، اسامی خیابان‌ها، پرچم و مجسمه میادین و ساختن بناهای یادبود جدید به جای بناهای یادبود قدیمی - توسط دولت‌های جدید که خیال می‌کنند تاریخ و حافظه مردم زمینِ کوچک بازی آنهاست، اعلام کرد: کمونیسم رفت؟»

او با طنزی کنایه‌آمیز بیان می‌کند که پس از سقوط کمونیسم، تنها چیزی که تغییر کرد، چهره سیاستمداران، اسامی خیابان‌ها و پرچم‌ها بود، نه کیفیت زندگی مردم.

الگوی فمینیسم بومی برای زنان اروپای شرقی

یکی از ویژگی‌های برجسته کتاب، تلاش نویسنده برای دستیابی به یک الگوی بومی از فمینیسم برای زنان اروپای شرقی است. دراکولیچ تاکید دارد که دغدغه‌های این زنان با زنان غرب کاملاً متفاوت بوده و آثار فمینیست‌های غربی برای آن‌ها بیشتر شبیه داستان‌های تخیلی است. او از مقاومت جامعه مردسالار در برابر تلاش‌های زنان برای ایجاد تشکل‌ها و پیگیری مطالباتشان سخن می‌گوید، زیرا «مسائل زنان همچنان در هیچ سخنرانی ضد کمونیستی جای ندارد، چون اینها از دید مردان مسائل جزیی است.»

کتاب مخاطراتی را که زنان برای حفظ «زن بودنشان» در برابر تضییقات حکومتی متحمل شدند، روایت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه مردان نیز همپای زنان قربانی نظام توتالیتر بودند.

طنز به عنوان راهی برای غلبه بر سرکوب

نثر کتاب روان و خواندنی است و با آمیزه‌ای از طنز تلخ و شیرین همراه است که نویسنده از آن به عنوان «تنها راه غلبه بر فشار عصبی سرکوب‌شده» یاد می‌کند. این طنز گاه با مایه‌هایی از هجو همراه است تا نیشخندی باشد بر رنگ باختن آرزوها و آرمان‌هایی که زندگانی چند نسل را قربانی خود کرد.

کتاب «کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم» در سال ۱۹۹۳ منتشر شد و در ایران نیز چاپ اول آن با ترجمه رویا رضوانی در سال ۱۳۹۲ و چاپ بیستم آن در سال ۱۳۹۸ توسط نشر گمان به چاپ رسید.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗