آیکون خبر

خبر کامل

چالش‌های خلیج فارس: میانجی‌گری در سایه بی‌اعتمادی به آمریکا و جاه‌طلبی‌های اسرائیل

چالش‌های خلیج فارس: میانجی‌گری در سایه بی‌اعتمادی به آمریکا و جاه‌طلبی‌های اسرائیل

کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، با تکیه بر ثروت عظیم نفتی و موقعیت ژئوپلیتیک استراتژیک، در تلاشند تا با مدیریت هوشمندانه رقابت قدرت‌های جهانی و بهبود روابط با رقبای منطقه‌ای، جایگاه خود را در عصر پس از نفت تثبیت کنند. اما جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل و حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، آسیب‌پذیری‌های این کشورها را آشکار ساخته و آن‌ها را در موقعیتی دشوار میان دو قدرت منطقه‌ای قرار داده است.

نقشه خاورمیانه

دیپلماسی دلارها: مدیریت واشنگتن توسط شیخ‌نشین‌ها

در ابتدای سال جاری میلادی، کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به اوج اقتدار اقتصادی رسیدند. بحران انرژی ناشی از همه‌گیری کرونا، درآمدهای این دولت‌ها را به شدت افزایش داد و جایگاه آن‌ها را به عنوان بازیگران کلیدی در بازار جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (برای قطر) تقویت کرد. این کشورها با مهارت، رقابت میان قدرت‌های جهانی مانند چین، روسیه و ایالات متحده را مدیریت کرده و همزمان روابط خود را با رقبای منطقه‌ای از جمله ایران و ترکیه بهبود بخشیدند.

دونالد ترامپ در نخستین سفر خارجی مهم خود پس از آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری، به قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی سفر کرد. این کشورها با امضای قراردادهای چند تریلیون دلاری و توجه ویژه به منافع اقتصادی خانواده ترامپ، توانستند دستاوردهای دیپلماتیک چشمگیری کسب کنند، از جمله:

  • قراردادهای عظیم تسلیحاتی
  • دسترسی انحصاری به فناوری‌های پیشرفته آمریکایی
  • وعده‌های واشنگتن برای رویکردی عمل‌گرایانه‌تر در قبال خاورمیانه

با وجود این دیپلماسی هوشمندانه، کشورهای عرب خلیج فارس اکنون با پیامدهای بحران‌هایی مواجه‌اند که پیش‌تر درباره آن‌ها به غرب هشدار داده بودند. در ماه ژوئن، منطقه شاهد جنگی دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل بود که با حملات هوایی ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای ایران و شلیک موشک‌های بالستیک ایرانی به پایان رسید.

این جنگ نه تنها آسیب‌پذیری‌های سیاسی و امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس را آشکار ساخت، بلکه نشان داد نزدیکی به ترامپ تضمینی برای اثرگذاری بر سیاست‌های آمریکا و تأمین منافع حیاتی منطقه نیست.

حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران: تضعیف موقت یا تشدید عزم تهران؟

اگرچه آمریکا مدعی است تأسیسات هسته‌ای ایران را از بین برده، اما این نبرد بیش از آنکه برنامه هسته‌ای ایران را محدود کند، عزم جمهوری اسلامی را برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای تقویت کرده است. ایران توانایی واکنش متقابل علیه همسایگانش را به نمایش گذاشت و گزینه‌های بالقوه خود برای تشدید تنش را نشان داد. این واقعیت، ارزیابی‌های خوش‌بینانه واشنگتن و تل‌آویو را نزد دولت‌های عرب حوزه خلیج فارس با تردید جدی مواجه ساخت.

کشورهای عرب خلیج فارس خود را میان یک قدرت هسته‌ای بی‌پروای منطقه‌ای (اسرائیل) و همسایه‌ای قوی (ایران) می‌بینند. این شرایط چشم‌انداز توسعه ملی و پیوندهای جهانی آن‌ها را تضعیف کرده است. حتی در سایه یک آتش‌بس شکننده، نشانه‌های بی‌ثباتی و احتمال بازگشت تنش‌های نظامی همچنان پررنگ است.

ایران، علی‌رغم آسیب‌های اخیر، به احتمال زیاد روند بازسازی و توسعه برنامه‌های هسته‌ای و موشکی خود را شتاب خواهد داد. اسرائیل نیز تمایل آشکاری به تداوم اقدامات نظامی پیش‌دستانه در سراسر منطقه دارد، مانند حمله به تأسیسات دولتی سوریه در دمشق در اوایل ژوئیه. از سوی دیگر، ایالات متحده با سیاست‌هایی غیرقابل پیش‌بینی، بر ابهامات منطقه‌ای دامن می‌زند.

در چنین شرایطی، نقش کشورهای عرب حوزه خلیج فارس به عنوان تنها گزینه‌های میانجی‌گری برای دستیابی به توافقی پایدار میان ایران و ایالات متحده برجسته‌تر شده است، هرچند چشم‌انداز موفقیت این تلاش‌ها اندک به نظر می‌رسد.

آتش‌بس شکننده: چرا عربستان به آمریکا اعتماد ندارد؟

کشورهای عربی خلیج فارس زمانی از ایالات متحده خواسته بودند برنامه هسته‌ای ایران را به‌کلی نابود کند. این رویکرد تهاجمی در دوران ریاست‌جمهوری اوباما و حتی در دولت نخست ترامپ ادامه یافت. اما تحولات اخیر، معادلات امنیتی و دیپلماتیک این کشورها را به شدت تغییر داده است.

نقطه عطف این روند، حمله نیروهای انصارالله به تأسیسات نفتی عربستان سعودی در سال ۲۰۱۹ بود. در آن مقطع، دونالد ترامپ از هرگونه حمایت نظامی یا دفاع مستقیم از عربستان سعودی خودداری کرد. این بی‌تفاوتی کم‌سابقه، پرسش‌هایی اساسی درباره آینده اتحاد امنیتی خلیج فارس و آمریکا ایجاد کرد و نارضایتی رهبران منطقه را به اوج رساند.

در شرایطی که کشورهای عرب خلیج فارس نسبت به آسیب‌پذیری‌های اقتصادی و امنیتی خود در برابر ایران آگاه شده و از کاهش اعتبار و حمایت واشنگتن ناامید بودند، مسیر تنش‌زدایی با تهران هموارتر شد. عربستان سعودی با میانجی‌گری چین، در مارس ۲۰۲۳ توافقی را برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک با ایران امضا کرد. امروز روابط ایران و عربستان سعودی در بهترین وضعیت خود طی دو دهه گذشته قرار گرفته است.

فضای تنش‌زدایی چنان پررنگ بود که اغلب دولت‌های عربی منطقه ترجیح دادند به ائتلاف نظامی آمریکا علیه حوثی‌ها در دریای سرخ و یمن نپیوندند. این توازن شکننده تا زمانی حفظ شد که ایالات متحده دست به حملات گسترده علیه تأسیسات هسته‌ای ایران زد؛ اقدامی که بلافاصله با واکنش تهران و حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا در قطر پاسخ داده شد.

اتحاد بی‌سابقه عرب‌ها در محکومیت اسرائیل

در شرایط جدید منطقه‌ای، کشورهای عرب خلیج فارس باید نقشی فعال‌تر در میانجی‌گری و تسهیل دستیابی به توافقی پایدار میان ایران و ایالات متحده ایفا کنند. آن‌ها اکنون حتی آمادگی پذیرش توافقی را دارند که برنامه هسته‌ای ایران را محدود کند، حتی اگر این توافق اجازه غنی‌سازی اورانیوم برای اهداف پزشکی یا انرژی را بدهد.

در واکنش به حملات نظامی اسرائیل به ایران، تمامی کشورهای عرب حوزه خلیج فارس با لحنی کم‌سابقه موضعی واحد اتخاذ کردند. حتی بحرین و امارات متحده عربی که روابط خود را با تل‌آویو عادی کرده‌اند، این اقدام را محکوم کردند. عربستان سعودی حملات اسرائیل را «تجاوزات آشکار علیه جمهوری اسلامی» و «نقض صریح قوانین و هنجارهای بین‌المللی» خواند. عمان نیز تل‌آویو را متهم کرد که «عامدانه» روند دیپلماتیک را تخریب می‌کند.

کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نه تنها حامی وقوع جنگ میان ایران و اسرائیل نبودند، بلکه فعالانه تلاش کردند از شعله‌ور شدن آن جلوگیری کنند. فیصل بن فرحان، وزیر خارجه عربستان سعودی، در نشست داووس امسال آشکارا هشدار داد: «جنگ میان ایران و اسرائیل… چیزی است که باید تا حد امکان از آن جلوگیری کنیم.»

پشت پرده سکوت محتاطانه عرب‌ها پس از حمله آمریکا به ایران

کشورهای عرب حوزه خلیج فارس با تکیه بر وعده‌های دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ‌های بی‌پایان آمریکا و کاهش تنش‌ها در خاورمیانه، امید زیادی به توانایی او برای برقراری صلح در منطقه بسته بودند. رهبران عرب منطقه بر این باور بودند که ترامپ در مواجهه با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، قاطع‌تر از جو بایدن عمل خواهد کرد و می‌توانند او را با وعده قراردادهای سودآور اقتصادی و تسلیحاتی به اتخاذ مواضع همسو با منافع خلیج فارس ترغیب کنند.

در آغاز، این امیدواری‌ها بی‌دلیل به نظر نمی‌رسید. ترامپ، اسرائیل را تحت فشار گذاشت تا با یک آتش‌بس دوماهه در غزه موافقت کند و زمینه توافق صلحی پایدار را فراهم آورد. دولت ترامپ همچنین تسهیل‌کننده چندین دور مذاکرات هسته‌ای با ایران بود و در میانجی‌گری آتش‌بس میان حوثی‌ها و سایر بازیگران منطقه‌ای نقش‌آفرینی کرد.

اما به‌محض آغاز حملات اسرائیل به ایران و ورود مستقیم ایالات متحده به کارزار نظامی، بسیاری از امیدها و تصورات دولت‌های عرب خلیج فارس فرو ریخت. رهبران منطقه با واقعیتی تلخ روبه‌رو شدند: کاخ سفید، حتی در عصر ترامپ، شریکی قابل اعتماد برای مهار اسرائیل یا تضمین‌کننده پایان پایدار جنگ در خاورمیانه نیست.

با وجود این سرخوردگی، دولت‌های عرب حوزه خلیج فارس ناگزیر شدند توازنی شکننده را حفظ کنند تا خشم یا واکنش غیرقابل پیش‌بینی ترامپ را برنیانگیزند. به همین دلیل، عمان، قطر و عربستان سعودی هر سه حمله آمریکا به ایران را محکوم کردند، اما این محکومیت‌ها عمدتاً محتاطانه و تا حدی صوری بود.

خطر نقشه‌های نتانیاهو: آیا خاورمیانه در آستانه موج جدید افراط‌گرایی است؟

جنگ دوازده‌روزه نه تنها ایران را از مسیر خود منصرف نکرد، بلکه باور به فریبکاری غرب را در میان ایرانیان تقویت کرد. رفتار دولت ترامپ که دیپلماسی را بیشتر به‌عنوان ابزاری برای انحراف و وقت‌کشی به کار بست، این بی‌اعتمادی را عمیق‌تر ساخت. حمایت اعضای کلیدی اتحادیه اروپا از حملات اسرائیل نیز، آن‌ها را از دید تهران عملاً از حلقه میانجی‌های بی‌طرف کنار گذاشت.

اسرائیل اکنون بیش از هر زمان دیگری تمایل یافته تا دیپلماسی را به حاشیه رانده و به اقدامات نظامی بدون نیاز به توجیه یا تحریک قبلی روی بیاورد. تل‌آویو منطقه را عرصه‌ای بی‌مرز برای عملیات نظامی می‌داند و بارها در غزه، ایران، لبنان، سوریه و حتی یمن، بی‌محابا دست به حمله زده است.

کشورهای عرب حوزه خلیج فارس با نگرانی، جاه‌طلبی آشکار بنیامین نتانیاهو برای «ترسیم دوباره» نقشه خاورمیانه را زیر نظر دارند؛ پروژه‌ای که به باور آن‌ها، نه تنها منافعشان را به حاشیه می‌راند، بلکه ممکن است زمینه‌ساز احیای موج جدیدی از گروه‌های افراطی از جمله القاعده و داعش در منطقه شود.

در شرایط فقدان سایر میانجی‌های قابل اعتماد، کشورهای عرب خلیج فارس باید ابتکار عمل را برای تسهیل یک توافق هسته‌ای میان ایران و ایالات متحده به دست گیرند. این تنها راه برای شکستن چرخه خشونت و بی‌ثباتی است که منطقه را گرفتار کرده است. موضع اصولی آن‌ها در قبال حملات آمریکا و اسرائیل بر اعتبارشان به عنوان میانجی‌های بی‌طرف افزوده است. نقش حیاتی قطر در پایان دادن به جنگ و نفوذ عربستان سعودی و امارات در واشنگتن، دارایی‌های ارزشمندی در این مسیر محسوب می‌شوند.

میانجی‌گری برای توافق جدید میان ایران و آمریکا، مأموریتی دشوار خواهد بود. کشورهای عرب خلیج فارس برای موفقیت در این مسیر باید از همه اهرم‌های نفوذ خود در واشنگتن، تهران و تل‌آویو بهره بگیرند تا منطقه را از لبه جنگ دور کنند. آینده آن‌ها به این تلاش وابسته است.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗