آیکون خبر

خبر کامل

دالان زنگزور: از اجاره ۹۹ ساله به آمریکا تا پیامدهای ژئوپلیتیکی برای ایران

دالان زنگزور: از اجاره ۹۹ ساله به آمریکا تا پیامدهای ژئوپلیتیکی برای ایران

پس از ماه‌ها گمانه‌زنی و تکذیب، ارمنستان و جمهوری آذربایجان در ایالات متحده به توافقی تاریخی دست یافتند که بر اساس آن، کریدور استراتژیک «زنگزور» برای ۹۹ سال به آمریکا اجاره داده شد. این دالان که اکنون به «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی» (TRIPP) تغییر نام یافته، نه تنها معادلات ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی را دگرگون می‌سازد، بلکه پیامدهای عمیقی برای ایران و سایر بازیگران منطقه‌ای به همراه خواهد داشت. این رویداد مهم، بار دیگر نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای را در تعیین سرنوشت مناطق حساس برجسته می‌کند و سوالاتی جدی درباره آینده ترانزیت و امنیت در شمال غرب ایران مطرح می‌سازد.

تاریخچه دالان زنگزور: از ایران تا آمریکا

منطقه کوهستانی زنگزور، واقع در جنوبی‌ترین نقطه استان سیونیک ارمنستان، تا دویست سال پیش بخشی از خاک ایران بود. اما با معاهدات تحمیلی گلستان و ترکمن‌چای، همراه با ۱۷ شهر قفقاز از جمله باکو و ایروان، به روسیه تزاری واگذار شد. پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ و تقسیم آن به ۱۴ کشور، جمهوری آذربایجان و ارمنستان با اختلافات ارضی گسترده‌ای مواجه شدند.

در جریان جنگ اول قره‌باغ (۱۹۸۸-۱۹۹۴)، ارمنستان برتری یافت و جمهوری خودمختار قره‌باغ در داخل آذربایجان تأسیس شد. اما در سه دهه بعد، آذربایجان با بهره‌برداری از منابع عظیم نفتی و گازی دریای خزر، به قدرت اقتصادی و نظامی بی‌سابقه‌ای دست یافت. این قدرت منجر به پیروزی‌های آذربایجان در جنگ‌های دوم و سوم قره‌باغ در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۳ شد که نه تنها ارمنستان را شکست داد، بلکه به کوچ اجباری ۱۲۰ هزار ارمنی از قره‌باغ انجامید.

یکی از مفاد آتش‌بس سال ۲۰۲۰، الزام به تأمین اتصال زمینی بین آذربایجان و نخجوان بود که باکو از آن به عنوان «کریدور زنگزور» یاد می‌کرد. پس از مذاکرات محرمانه دیپلمات‌های آمریکایی با مقامات باکو و ایروان، احداث و نظارت بر این کریدور استراتژیک برای نزدیک به یک قرن به آمریکا سپرده شد. این دالان، که اکنون «پل ترامپ» نامیده می‌شود، عملاً بخش بزرگی از ارمنستان به مساحت ۲۶۰ کیلومتر مربع (دالانی به طول ۴۳ کیلومتر و عرض ۶ کیلومتر) را شامل می‌شود که برای ۹۹ سال به آمریکا اجاره داده شده است. این قرارداد یادآور اجاره ۹۹ ساله هنگ‌کنگ به بریتانیا در قرن ۱۹ است.

بازدارندگی به شیوه ارمنی: اتحاد با قدرت‌های فرامنطقه‌ای

دولتمردان ارمنستان پس از تجربه تلخ جنگ ۴۴ روزه در سال ۲۰۲۰، به خوبی می‌دانستند که زمان به نفع آن‌ها نیست و باید چاره‌ای برای مناقشات مرزی با آذربایجان بیابند. موازنه قوای سنتی بین دو کشور به دلایل زیر به هم خورده بود:

  • برتری اقتصادی آذربایجان: آذربایجان با دسترسی به منابع غنی نفتی و گازی دریای خزر، درآمدهای هنگفتی دارد که به آن امکان سرمایه‌گذاری گسترده در صنایع نظامی و ارتش خود را می‌دهد. در مقابل، ارمنستان فاقد منابع طبیعی انرژی است و تنها به صنعت توریسم و کشاورزی متکی است.
  • فقدان متحد استراتژیک برای ارمنستان: ارمنستان در نظام بین‌الملل فاقد متحد استراتژیک قابل اتکا است، در حالی که آذربایجان از حمایت کامل ترکیه و اتحادیه کشورهای ترک‌زبان آسیای مرکزی برخوردار است. ترکیه در جنگ ۲۰۲۰ علاوه بر کمک‌های نظامی، زمینه انتقال شبه‌نظامیان تکفیری سوری را به آذربایجان فراهم کرد. روسیه، متحد سنتی ارمنستان، نیز در مواقع بحرانی بی‌اعتنایی نشان داده است.
  • ضعف نظام سیاسی ارمنستان: نظام سیاسی دموکراتیک، ضعیف، فاسد و پر از تفرقه در ایروان، در مقابل نظام استبدادی الهام علی‌اف در آذربایجان که با سرکوب مخالفین، فاقد تفرقه داخلی است، آسیب‌پذیرتر بود.

در چنین شرایطی، ارمنستان به این نتیجه رسید که توسعه‌طلبی علی‌اف تنها به قره‌باغ محدود نخواهد ماند و احتمال از دست دادن کل استان جنوبی سیونیک وجود دارد. بنابراین، نیکول پاشینیان به سمت آمریکا سوق یافت تا «نیروی سومی» بتواند محور باکو-آنکارا را موازنه کند. اگرچه در کوتاه‌مدت آذربایجان برنده این قرارداد به نظر می‌رسد، اما از منظر راهبردی، ارمنستان بیشترین منفعت را از آن خواهد برد. این دالان بیش از منافع اقتصادی، تضمینی برای موجودیت دولت ضعیف ارمنستان در برابر محاصره آذربایجان و ترکیه است. اتحاد با ابرقدرت‌های فرامنطقه‌ای همواره اهرم بازدارنده‌ای برای قدرت‌های کوچک و ضعیف بوده است.

انفعال ایران: پیامدهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی

قرارداد «پل ترامپ» و تقسیم مسیرهای ترانزیتی منطقه در غیاب ایران، یادآور معاهده تقسیم دریای خزر در سال ۱۳۸۰ است که در آن روسیه، قزاقستان و آذربایجان ۶۴ درصد دریای خزر را بدون حضور ایران بین خود تقسیم کردند. این انفعال و غیبت‌های مکرر ایران در توافقات منطقه‌ای، منجر به از دست رفتن فرصت‌های استراتژیک و اقتصادی شده است.

وزارت امور خارجه ایران باید به این پرسش مهم پاسخ دهد که چگونه ارمنستان، کشوری محاط در خشکی با تنها چهار مرز زمینی، توانسته است با اتکا به دیپلماسی خود به یک گذرگاه استراتژیک بین شرق و غرب تبدیل شود، در حالی که ایران با ۱۵۰۰ کیلومتر مرز آبی، مرزهای مشترک با ۱۵ کشور و موقعیت چهارراهی جغرافیایی، نقش مهمی در ترانزیت بین‌المللی ندارد.

پیامدهای مخرب اقتصادی این رویداد، از جمله سرنوشت «کریدور ارس» و بازارچه‌های مرزی شمال غرب ایران، نیازمند توجه جدی است. همچنین، باید به گام‌های بعدی الهام علی‌اف فکر کرد؛ دولت‌های دیکتاتوری پس از هر پیروزی نظامی و موفقیت اقتصادی یا سیاسی، توسعه‌طلب‌تر می‌شوند. جمهوری آذربایجان که امروز ارمنستان را شکست داده و پای آمریکا و اسرائیل را به قفقاز جنوبی باز کرده است، دیگر به نقش فرعی و محلی سابق خود باز نخواهد گشت. این تحولات، نقطه آغاز یک بحران عمیق ژئوپلیتیکی در شمال غرب ایران خواهد بود.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗