خبر کامل
نقد روششناسی منتقدان مصدق: از خردهگیری تا تحریف تاریخ

در سالهای اخیر، گروهی از منتقدان با تمرکز بر نقد و تخریب دکتر مصدق، رویکردی را در پیش گرفتهاند که به جای تاریخپژوهی، به خردهگیری و عیبجویی از او میپردازد. این رویکرد، که در پاسخ به نوشتههای اخیر آقای محمد صادقی مورد بررسی قرار گرفته، از توجه به بستر تاریخی، جریانهای سیاسی و گفتمانهای غالب غافل است و تنها بر جزئیات گزینشی و تحریفشده تمرکز دارد.
نقد روششناسی منتقدان مصدق
منتقدان مصدق، با نادیده گرفتن ضرورت نگاه تاریخی و روند عمومی هر دوره، هر اتفاق منفی پس از کودتای ۲۸ مرداد را به «میراث شوم» و «افکار مسموم» او نسبت میدهند. این افراد حتی مشکلات حاد امروز را نیز به مصدق ربط داده و هر کس را که در ۲۵ سال پیش از ۱۳۵۷ ناپسند دانستهاند، با عنوان «مصدقیهای چپ» محکوم میکنند.
آنها با «متهای دو هزار وات» به کاوش در دولت ۲۸ ماهه مصدق میپردازند، در حالی که هیچ پرسوجویی از کارنامه دو پادشاه پهلوی و دیگر مقامات آن دوران ندارند. به عنوان مثال، ملی شدن صنایع و بانکها پس از انقلاب را به سنت ملی کردن نفت توسط مصدق نسبت میدهند، اما دولتی کردنهای گسترده در دوره رضاشاه را نادیده میگیرند. همچنین، گرایش محمدرضاشاه به دیکتاتوری را نتیجه سرمشق گرفتن از «دیکتاتوری مصدق» میدانند، نه شیوه حکومتی پدرش.
نمونههایی از خردهگیریهای گزینشی
نوشتههای آقای صادقی نمونهای تیپیک از این رویکرد است. ایشان جملات نامناسبی از مصدق را به صورت گزینشی جمعآوری کرده و اقدامات قابل نقد دولت او را «پیراهن عثمان» میکنند. از جمله نقلقولهایی مانند «بروید گم شوید در را ببندید که دیگر نیایید» یا «اگر شما نظامی هستید من از شما نظامیترم، میکشم همینجا شما را، میکشم» و «آقا امروز چرس کشیده اید؟» که به دکتر سنجابی نسبت داده شده است.
اتهامات خلاف واقع و تحریف تاریخ
- عفو خلیل طهماسبی: منتقدان، عفو خلیل طهماسبی، قاتل رزمآرا، را به مصدق و جبهه ملی نسبت میدهند، در حالی که این مادهواحده با محوریت آیتالله کاشانی و گروه مجمع مسلمانان مجاهد به مجلس ارائه شد و تنها حدود ۱۰ نفر از ۲۷ بانی آن از فراکسیون جبهه ملی بودند که اکثرشان بعداً از مصدق جدا شدند.
- سفارش قتل رزمآرا: نسبت دادن سفارش قتل رزمآرا به فدائیان اسلام به مصدق، بر اساس یک خاطرهگویی در زمستان ۱۳۵۷ در پاریس و نقلشده توسط مهندس عزتالله سحابی است.
- استخدام شعبان بیمخ: ادعای استخدام شعبان جعفری (شعبان بیمخ) در شهربانی در آبان ۱۳۳۰، در حالی مطرح میشود که رئیس شهربانی در آن زمان تیمسار مزینی بود که توسط شاه معرفی شده بود و شعبان جعفری نیز قویاً این استخدام را تکذیب کرده است.
- برخورد نامناسب در پرونده افشارطوس: نسبت دادن برخورد نامناسب یا «شکنجه» به عاملان ربایش و قتل تیمسار افشارطوس، رئیس شهربانی کل کشور در اردیبهشت ۱۳۳۲، توسط کسانی صورت میگیرد که خود سالها شاهد وضعیت زندانها در دوران پهلوی بودند و هرگز سخنی در این باره نگفتند.
- رفراندوم مرداد ۱۳۳۲: منتقدان، رفراندوم مرداد ۱۳۳۲ برای انحلال مجلس ۱۷ را حربهای برای «مجلسستیز» بودن مصدق میدانند، اما اصرار او برای تجدید انتخابات و تشکیل مجلس جدید ظرف یک ماه را نادیده میگیرند. همچنین، فلج شدن مجلس ۱۷ به دلیل آبستراکسیون اقلیت از اسفند ۱۳۳۱ را مسکوت میگذارند.
ضرورت نگاه تحلیلی به تاریخ
تمرکز بر مثالهای جزئی و صدور احکام کلی بر اساس آنها، کار را به عیبجویی و مچگیری تنزل میدهد. جزئینگری در تبیین تحولات تاریخی ضروری است، اما باید موارد جزئی در ارتباط با گفتمانها، روندها و جریانهای تاریخی دیده شوند و به صورت گزینشی، ناقص یا تحریفشده ارائه نشوند. همچنین، باید در بستر تحولات روز و الزامات عملی سیاستورزی هر دوره مورد بررسی قرار گیرند.
تاریخنگاری شماری از منتقدان مصدق، نقلی و غیرتحلیلی است و صرفاً بر انباشت منقولات و ارائه منفردانه آنها تمرکز دارد، بدون توجه به تبیین تاریخی یا ارتباط با سایر شاخههای علوم اجتماعی. این در حالی است که تاریخنگاری ایران با پیشگامی فریدون آدمیت از مرحله نقلی عبور کرده و وارد عرصه تحلیلی-انتقادی شده است.
غفلت از اندیشه و سیاست مصدق
این طیف از منتقدان هیچگاه وارد بحث درباره «اندیشه» و «سیاست» مصدق نمیشوند. آنها زندگی سیاسی ۶۰ ساله او را هدف خردهگیری و اتهامات کلی مانند «غربستیز»، «پوپولیست»، «مجلسستیز» و «قانونشکن» قرار دادهاند، اما به اندیشهها و سیاستهای او در بستر تاریخ معاصر ایران نپرداختهاند. موضوعاتی مانند «شاه باید سلطنت کند نه حکومت»، «کنترل دموکراتیک بر نیروهای مسلح»، «ملی کردن نفت به عنوان ابزاری برای تحقق حاکمیت ملی و حکومت قانون»، «اصلاح قانون انتخابات»، «آزادی مطبوعات و احزاب» و «برداشت مصدق از قانون اساسی» از جمله مواردی هستند که باید مورد بحث قرار گیرند.
پرداختن به اندیشه مصدق از آن جهت مهم است که کودتای ۲۸ مرداد عملاً به گسلی بین دو دوره کاملاً متفاوت در ایران معاصر تبدیل شد. پیش از این گسل، آزادی کامل مطبوعات، احزاب و جامعه مدنی و حداقلهایی از آزادی انتخابات و رشد سنت پارلمانی وجود داشت، اما پس از آن، فضای سیاسی بسته شد و سیاستورزی دموکراتیک تقریباً به طور همیشگی تعطیل شد.
تاریخنگاری سیاسی-ژورنالیستی، بیاعتنا به اصول تاریخنگاری، اهداف سیاسی-تبلیغی خود را دنبال میکند و نتیجهای جز اغتشاش در ذهن اقشار جوان و میانسال ندارد. این مناقشهگران، محیط را برای تحریف تاریخ فراهم دیدهاند؛ یکی به دلیل دلزدگی چند نسل از افراط و شعار طی دهههای اخیر، و دیگری به دلیل اطلاع اندک مردم، به ویژه جوانان، از تاریخ معاصر به دلیل سانسور و محدودیتها در ۱۰۰ سال گذشته.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.