خبر کامل
چرا آمریکا در افغانستان شکست خورد؟ تحلیل عوامل داخلی و خارجی

جنگ بیست ساله آمریکا در افغانستان، با وجود صرف هزینههای هنگفت و تلفات انسانی بالا، نتوانست به ایجاد یک دولت پایدار و غیرطالبانی منجر شود. این شکست، که بسیاری آن را قابل پیشبینی میدانستند، ریشه در عوامل داخلی افغانستان داشت و نه صرفاً قدرت نظامی آمریکا. جیسون براونلی، استاد دانشگاه تگزاس، در مقالهای تحلیلی به بررسی دلایل این ناکامی پرداخته و با مقایسه شش مورد تاریخی، نشان میدهد که موفقیت در تغییر رژیمها به تمایل نخبگان قبلی به همکاری و قدرت اپوزیسیون داخلی بستگی دارد.
ریشههای شکست آمریکا در افغانستان
جیسون براونلی، استاد دانشکده حکومت در دانشگاه تگزاس، معتقد است که موفقیت یا شکست آمریکا در تغییر رژیمها، نه به قدرت نظامی خارجی، بلکه به دو عامل داخلی در کشور اشغالشده وابسته است:
- تمایل یا عدم تمایل نخبگان رژیم قبلی به همکاری با اشغالگر.
- میزان قدرت، انسجام و مشروعیت اپوزیسیون داخلی.
نویسنده با مقایسه شش نمونه تاریخی (آلمان، ژاپن، پاناما، هائیتی، عراق و افغانستان) توضیح میدهد که در آلمان و ژاپن، با وجود تسلیم نخبگان، اپوزیسیون داخلی ضعیف بود و آمریکا برای ایجاد ثبات، با همان نخبگان سابق همکاری کرد. در پاناما و هائیتی، نخبگان تسلیم شدند و اپوزیسیون داخلی قوی بود که منجر به انتقال قدرت موفق شد. در عراق، نخبگان رژیم قبلی (حزب بعث) مقاومت کردند اما اپوزیسیون داخلی (شیعیان و کردها) قوی و منسجم بودند که شورشها را مهار کرد.
اما در افغانستان، آمریکا با بدترین سناریو روبرو بود: نخبگان رژیم قبلی (طالبان) به شدت مبارزهجو بودند و اپوزیسیون داخلی (ائتلاف شمال) فاقد انسجام و مشروعیت مردمی کافی بود. این ترکیب باعث شد طالبان پس از شکست اولیه، به مبارزه ادامه داده و نهایتاً قدرت را دوباره به دست بگیرند. براونلی نتیجه میگیرد که عدم همکاری طالبان و ضعف مخالفان داخلی، دلایل اصلی شکست آمریکا در افغانستان بود، نه قدرت نظامی آمریکا یا عوامل دیگر.
قدرت نظامی خارجی و تغییر رژیم: درسهایی از ویتنام
نکته مهمی که براونلی به آن اشاره میکند این است که میزان قوت نیروی نظامی بهکارگرفتهشده برای تغییر رژیم اصلاً تعیینکننده نبود. وضعیت ویتنام پیش از افغانستان مثالی گویاست:
- ایالات متحده در ویتنام در سطح بیسابقهای نیرو و تجهیزات نظامی بهکار گرفت، اما نتوانست مردم این کشور را به اطاعت از خود وادارد.
- بمبافکنهای آمریکایی حدود ۴.۶ میلیون تن بمب بر ویتنام شمالی و جنوبی فرو ریختند؛ یعنی ۵۰ درصد بیشتر از مجموع بمبهایی که متفقین در طول جنگ جهانی دوم استفاده کردند.
- در اوج نبرد در سال ۱۹۶۸، بیش از نیم میلیون آمریکایی با لباس نظامی در ویتنام حضور داشتند.
- وقتی در سال ۱۹۷۳ نیروهای آمریکایی از ویتنام خارج شدند، ۵۸ هزار تلفات متحمل شده بودند و ۲ میلیون غیرنظامی ویتنامی و ۱.۱ میلیون سرباز نیز کشته شده بودند.
در افغانستان، طی عملیات آزادی پایدار (۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴) و عملیات نگهبان آزادی (۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱)، تلفات از جنگ ویتنام خیلی کمتر بود؛ با این حال، افغانستان رتبه دوم تلفات و هزینه نظامی را پس از جنگ عراق در میان جنگهای آمریکا پس از ویتنام داشت.
عملیات ابتدایی اشغال افغانستان در پاییز ۲۰۰۱ تنها با ۱۲ کشته از نیروهای آمریکایی به پایان رسید، اما طی سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ بیش از هزار نظامی آمریکا در نبرد زمینی کشته شدند. از سال ۲۰۱۵، اردوی ملی افغانستان عمده عملیات زمینی علیه طالبان را به عهده گرفت و نیروهای آمریکایی از آنها پشتیبانی هوایی میکردند.
در فوریه ۲۰۲۰، دولت دونالد ترامپ «موافقتنامه برقراری صلح در افغانستان» را با طالبان امضا کرد که بر اساس آن آمریکا متعهد شد نیروهای خود را تا مه ۲۰۲۱ از این کشور خارج کند. جو بایدن این موعد را قدری عقب انداخت، اما نهایتاً در اوت ۲۰۲۱ تمامی نیروهای آمریکایی را از افغانستان بیرون کشید و متعاقب آن در مدت کوتاهی طالبان حکومت جمهوری را ساقط کرده و قدرت را در دست گرفتند. پیش از این تاریخ، آمریکاییها بیش از ۶۲۰۰ نفر تلفات دادند و افغانستانیها بیش از ۱۶۸ هزار نفر. هزینههای اشغال نظامی آمریکا و تلاشش برای دولتسازی در افغانستان نیز بالغ بر ۳.۴ تریلیون دلار شد.
چهار شیوه تغییر رژیم در کشورهای تحت اشغال آمریکا
براونلی میگوید ترکیب دو عامل در کشور تحت اشغال در برقراری نظم و ثبات مؤثر است و هر دو این عوامل به وضعیت نیروهای داخلی در آغاز اشغال برمیگردند:
- کارگزاران حکومت قبلی: آیا رهبری کشور اشغال شده مایل به ادامه نزاع است یا حاضر به تسلیم و پیروی از اشغالگران؟
- اپوزیسیون و نیروهای مخالف: آیا جنبش مخالفان منسجمی با حمایت اجتماعی وسیع وجود دارد یا مخالفان حکومت پیشین مشروعیت چندانی ندارند؟
ترکیب این دو متغیر، چهار الگوی تغییر رژیم در کشورهای تحت اشغال آمریکا را شکل داده است:
| وضعیت نخبگان قبلی | وضعیت اپوزیسیون داخلی | نمونهها | نتیجه |
|---|---|---|---|
| مطیع و همکاریجو | ناچیز و ضعیف | آلمان، ژاپن | ثبات با همکاری نخبگان سابق |
| مضمحلشده | قوی و دموکراسیخواه | پاناما، هائیتی | انتقال قدرت موفق |
| مقاوم و سرکش | قوی و منسجم | عراق | شورشهای مهارشده |
| مبارزهجو | ناتوان و فاقد مشروعیت | افغانستان | شکست و بازگشت رژیم قبلی |
در آلمان نازی و امپراتوری ژاپن، میراث استبدادی حکومتها به نفع تغییر رژیم آمریکایی تمام شد، زیرا سازماندهیای در جامعه برای مخالفت با آمریکا وجود نداشت و نخبگان سابق ترجیح دادند اطاعت کنند. در ژاپن، امپراتور هیروهیتو با روند نظامیزدایی همکاری کرد و مکآرتور دستگاه اداری را دستنخورده نگه داشت.
در هائیتی و پاناما، حاکمان تسلیم شدند و آمریکا کار را به مخالفان قدرتمند دموکراسیخواه واگذار کرد. با وجود برخی مشکلات، اهداف آمریکا با بهای تاریخی اندکی بهدست آمد.
در عراق، آمریکاییان مخالفان صدام را در برابر بازماندگان حکومت او قرار دادند. مخالفان قوی بودند، اما بازماندگان حکومت قبل نیز به اتکای پشتیبانی مردمی شورش کردند. با این حال، کمجمعیت بودن و پراکندگی جمعیت سنیان شورشی، برگ برنده اصلی آمریکا بود.
اما در افغانستان، طالبان پس از سقوط نیز همچنان مبارزهجو باقی ماندند و آمریکا تقریباً تا بیست سال بعد حاضر به مصالحه با آنها نشد. در عین حال، مخالفان داخلی طالبان (سران جنگسالار مجاهدین) از حمایت اکثریت جامعه برخوردار نبودند و فاقد مشروعیت مردمی بودند. آمریکاییان شکست نظامی طالبان را معادل اضمحلال سیاسی آنها و پیروزی نظامی ائتلاف نیروهای شمال را با مشروعیت ملی اشتباه گرفتند. این وضعیت باعث شد طالبان به جنگ ادامه دهند و نهایتاً قدرت را دوباره به دست بگیرند.
چرا شکست در افغانستان قابل پیشبینی بود؟
بسیاری از تحلیلگران از شکست تلاش آمریکا در تغییر رژیم طالبانی افغانستان و استقرار دولتی باثبات در این کشور چندان تعجب نکردند. افغانستان از نظر براونلی، گرچه سنتهایی غنی دارد، اما پیشینه و زمینهای که به مباشرت خارجی راه دهد، نداشته است. در سال ۲۰۰۱، سهچهارم جمعیت ۲۰ میلیونی این کشور در روستاها میزیستند و جزو فقیرترین مردم دنیا بودند.
حس ملیت افغانستانیها مبتنی بر جغرافیا، دین مشترک و مذهب تسنن است که حدود ۹۰ درصد جمعیت کشور از آن پیروی میکنند. نبردهای آزادیخواهانه در اوایل قرن نوزدهم با انگلیسیها و در اواخر قرن بیستم با اتحاد شوروی، مقاطعی بودند که نوعی وحدت ملی قوی در میان افغانستانیها ایجاد کردند. با این حال، تمایزهای قومی و زبانی میان جماعتهای مختلف کشور اختلافهای قابل توجهی ایجاد کرده است: حدود ۴۲ تا ۵۲ درصد افغانستانیها پشتونزبان هستند و باقیمانده جمعیت گروههای کوچکتری را تشکیل میدهند: تاجیکها (حدود ۲۰ درصد)، هزارهها (۱۰ درصد) و ازبکها (۹ درصد).
افغانها تجربهای طولانی در حاکمیت قانون ندارند. پس از پادشاهی مشروطه محمدظاهر شاه (۱۹۳۳-۱۹۷۳)، حکومت نظامیان اقتدارگرا و سپس حزب کمونیست (در زمان اشغال شوروی ۱۹۷۹-۱۹۸۹) بر سر کار آمدند. پس از خروج نیروهای شوروی، حکومت کمونیستی توسط مجاهدین افغان ساقط شد و آنها حکومتی متشتت با درگیریهای مداوم برپا کردند، تا اینکه طالبان در ۱۹۹۶ قدرت گرفتند و تا ۲۰۰۱ بر سر کار بودند.
ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در عراق و سپس افغانستان، در سال ۲۰۱۰ به سه تفاوت اساسی وضعیت افغانستان با عراق اشاره کرد:
- طالبان و باقی شورشیان افغانستانی بر این باور بودند که دارند جنگ را میبرند.
- رهبران شورشی در افغانستان عمدتاً داخلی بودند، نه خارجی.
- طالبان در مناطق تحت اشغال خود حکمرانی، امنیت و حل و فصل قضایی بهتری در مقایسه با دولت افغانستان در همان مناطق داشتند.
با وجود چنین درکی، تصمیم دولت اوباما و فرماندهان ارشد آمریکا این بود که باید جنگ را بهشدت با طالبان ادامه داد. این جنگ برای آمریکا هزینه بیسابقهای برداشت: طی سه سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲، مخارج عملیات آزادی پایدار مجموعاً به ۳۰۸ میلیارد دلار رسید. با این حال، نیروهای آمریکایی و بریتانیایی بیرون از پادگانهای خود امنیت نداشتند و طالبان همهجا بودند. مبلغان سیاسی طالبان جنگ خود را جنگی مذهبی و ملی جلوه میدادند و بسیاری هم طالبان را بهعنوان نیرویی که با اشغالگران میجنگد، پذیرفته بودند.
این شرایط بود که باعث شد ترامپ و پس از او بایدن توافق دوجانبه با طالبان را بپذیرند. در ۲۹ فوریه ۲۰۲۰ در قطر، طالبان در مذاکره با نماینده دولت ترامپ پذیرفتند که حمله به نیروهای خارجی را متوقف کنند و با دولت جمهوری افغانستان مذاکره کنند. در مقابل، کاخ سفید متعهد شد که تمام نیروهای آمریکایی را تا مه ۲۰۲۱ از افغانستان خارج کند و حمله به طالبان را متوقف کند. این توافق در واقع حمایت نیروی هوایی آمریکا را از نیروهای اردوی ملی افغانستان قطع کرد و طالبان با سرعت شروع به پیشروی در سرتاسر افغانستان کردند و نهایتاً در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ وارد کابل شدند و استقرار مجدد امارت اسلامی افغانستان را اعلام کردند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۳:۱۰ - ۱۴۰۴/۰۵/۲۴