آیکون خبر

خبر کامل

اچ. جی. ولز: پیشگوی قرن بیستم و خالق دنیای علمی-تخیلی مدرن

اچ. جی. ولز: پیشگوی قرن بیستم و خالق دنیای علمی-تخیلی مدرن

هربرت جورج ولز، نویسنده، روزنامه‌نگار و نظریه‌پرداز اجتماعی بریتانیایی، در ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) سالگرد درگذشت خود را تجربه می‌کند. او نه تنها با رمان‌های علمی-تخیلی ماندگارش دنیای ادبیات را متحول کرد، بلکه با نگاه آینده‌نگر خود به علم، سیاست و جامعه، الهام‌بخش نسل‌های بعدی شد. ولز سال‌ها پیش از آنکه مفاهیمی چون سفر فضایی، هوش مصنوعی و سفر در زمان به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ عامه تبدیل شوند، آن‌ها را در ذهن خود پروراند و به واقعیت ادبی بدل ساخت.

پیشگام ژانر علمی-تخیلی مدرن

ولز بی‌سروصدا پایه‌های علمی-تخیلی مدرن را بنا نهاد. ایده‌هایی چون «مرد نامرئی»، «ترکیب‌های ژنتیکی» و «آینده‌نگاری» همگی از ذهن خلاق او سرچشمه گرفتند. آثار او تنها داستان‌های سرگرم‌کننده نبودند؛ بلکه نقدی عمیق بر جامعه، از امپریالیسم و اخلاق علمی گرفته تا شکاف طبقاتی و سرمایه‌داری، محسوب می‌شدند.

زندگی و مبارزه با تعصب طبقاتی

ولز در سال ۱۸۶۶ در خانواده‌ای از طبقه متوسط پایین به دنیا آمد. او که از طبقه خدمه برخاسته بود، با تعصبات طبقاتی بی‌رحمانه‌ای مواجه شد. در حالی که صعود از طبقه کارگر یا دهقان در انگلستان پذیرفته شده بود، حرکت از طبقه خدمه به لایه‌های بالای روشنفکری مسیری دشوارتر برای او بود. والدین ولز، که ابتدا خدمتکار خانگی و سپس دکان‌دار شدند، او را در چهارده‌سالگی به شاگردی یک پارچه‌فروش سپردند.

با این حال، ولز با تلاش و پشتکار توانست وارد مدرسه‌ای آبرومند شود و بورسیه تحصیل زیست‌شناسی را کسب کند. این آموزش علمی، او را با گمانه‌زنی‌های علمی آشنا ساخت و آگاهی او را نسبت به انرژی علمی و صنعتی در جهان افزایش داد. این آگاهی در تضاد با نظام طبقاتی ریشه‌دار و نظام آموزشی سنتی آن زمان، برجسته‌تر شد.

آثار برجسته و تأثیرگذار

به مناسبت سالگرد درگذشت این نویسنده که به «پیشگوی قرن بیستم» شهرت یافت، نگاهی به برخی از مهم‌ترین آثار او می‌اندازیم:

ماشین زمان (۱۸۹۵)

این رمان کوتاه، مفهوم «سفر در زمان» را به عنوان یک فرایند علمی معرفی کرد و اصطلاح «ماشین زمان» را وارد فرهنگ عامه نمود. ولز از این ایده برای بررسی شکاف‌های طبقاتی و آینده تکامل بشر استفاده کرد. این اثر الهام‌بخش بسیاری از روایت‌های سفر در زمان، از جمله سریال «دکتر هو» و فیلم «بین‌ستاره‌ای» کریستوفر نولان، شد.

«ماشین زمان» که اولین اثر داستانی منتشرشده ولز بود، او را یک‌شبه به شهرت رساند و نامش را در کنار ژول ورن قرار داد. این رمان نه تنها یک ماجرای هیجان‌انگیز است، بلکه آینده‌ای تیره برای بشریت پیش‌بینی می‌کند و از خطرات پیش‌رو هشدار می‌دهد. ولز که تحت تأثیر نظریه تکامل داروین و اندیشه‌های کارل مارکس بود، این منابع فکری را در تار و پود «ماشین زمان» و دیگر آثارش مانند «جزیره دکتر مورو» تنیده است.

داستان با ورود «سفرکننده در زمان» به جمع دوستانش آغاز می‌شود که از وسیله‌ای یک‌نفره برای سفر به آینده‌ای بسیار دور، یعنی سال ۸۰۲۷۰۱ پس از میلاد، سخن می‌گوید. در این آینده، بشر به دو گونه متفاوت تقسیم شده است: «ایلوئی‌ها»ی ظریف و بی‌دغدغه که در رفاه زندگی می‌کنند، و «مورلاک‌ها»ی زشت و نیمه‌کور که در اعماق زمین زندگی کرده و از ایلوئی‌ها تغذیه می‌کنند. سفرکننده در زمان با موجود کوچکی به نام «وینا» آشنا می‌شود و در نهایت، پس از فرار از دست مورلاک‌ها، به آینده‌ای بسیار دورتر سفر می‌کند که در آن زمین خاموش و بی‌جان است و خورشید در حال مرگ. او با دو گل سفید به زمان خود بازمی‌گردد که نماد لطافت و سپاس‌گزاری انسانی هستند.

این رمان چهار بار به فیلم اقتباس شده است. یکی از بهترین اقتباس‌ها در سال ۱۹۶۰ با بازی راد تیلور ساخته شد که برنده جایزه اسکار بهترین جلوه‌های ویژه گردید و برای جایزه هوگو ۱۹۶۱ نامزد شد.

یکی از قدیمی‌ترین جلدهای کتاب «ماشین زمان»
یکی از قدیمی‌ترین جلدهای کتاب «ماشین زمان»

جنگ دنیاها (۱۸۹۸)

ولز در این اثر، استعمارگری را وارونه کرد و نشان داد اگر یک جامعه قدرتمند خود هدف تهاجم قرار گیرد، چه احساسی خواهد داشت. مریخی‌هایی با فناوری برتر در انگلستان فرود می‌آیند و ویرانی به بار می‌آورند. این اثر پایه‌گذار ژانر «تهاجم فضایی» بود و تکبر امپریالیسم را سال‌ها پیش از آنکه به چالش کشیده شود، نقد کرد.

داستان به شکل گزارشی روزنامه‌نگارانه از زبان یک دانشمند روایت می‌شود که شاهد حمله مریخی‌هاست. او با جزئیات زنده و ترسناک، صحنه بیرون آمدن موجود مریخی از داخل سیلندر و نابودی تماشاگران کنجکاو را توصیف می‌کند. راوی در ساختمانی متروک پنهان می‌شود و با ناامیدی نظاره می‌کند که چگونه مریخی‌ها شروع به تسلط بر زمین می‌کنند. این روایت، ویرانی بی‌رحمانه تمدن و این حس که انسان دیگر گونه غالب نیست را به تصویر می‌کشد.

این داستان بارها به صورت نمایش‌های رادیویی، موزیکال و فیلم‌های بلند اقتباس شده است. مشهورترین اقتباس رادیویی توسط اورسن ولز در سال ۱۹۳۸ باعث ایجاد ترسی گسترده در مردم شد. در سال ۲۰۰۵، استیون اسپیلبرگ با بازی تام کروز، فیلم موفقی از این داستان ساخت که بیش از ۶۰۳ میلیون دلار فروش کرد و سه نامزدی اسکار دریافت کرد.

یکی از قدیمی‌ترین جلدهای کتاب «جنگ دنیاها»
یکی از قدیمی‌ترین جلدهای کتاب «جنگ دنیاها»

مرد نامرئی (۱۸۹۷)

این اثر تلفیقی از علمی-تخیلی و تریلر روان‌شناختی است که به قدرت، انزوا و جنون می‌پردازد. داستان درباره دانشمندی به نام گریفین است که راز نامرئی شدن را کشف می‌کند، اما با این قدرت، کنترل اخلاقی خود را از دست می‌دهد و به سمت خشونت و جنون کشیده می‌شود. او درصدد سلطه بر دیگران و آزمایش قدرت خود است، اما نمی‌تواند کنترل کامل بر اثرات نامرئی شدنش داشته باشد.

محورهای اصلی این داستان شامل قدرت، انزوا، فساد اخلاقی و تنش میان علم و مسئولیت اجتماعی است. سبک داستان علمی-تخیلی با لایه‌ای روان‌شناختی و هیجانی است که هم ترسناک و هم تفکربرانگیز است. این اثر بحث‌های اخلاقی پیرامون علم را برانگیخت و الهام‌بخش ده‌ها فیلم شد، از جمله بازآفرینی مدرنی که در سال ۲۰۲۰ با همین اسم انجام شد.

فیلم «مرد نامرئی» (۲۰۲۰) با بازی الیزابت ماس، داستانی کاملاً تازه روایت می‌کند که علاوه بر ترس و هیجان، به موضوعاتی چون خشونت خانگی و سرزنش قربانی می‌پردازد. در این نسخه، نامرئی شدن وابسته به یک لباس قابل پوشیدن است و ابزار خشونت عمدی آدریان (نامزد سابق آزارگر) محسوب می‌شود. این فیلم با پایانی متفاوت، حس رهایی و انتقام را برای قهرمان داستان فراهم می‌کند.

لیستی از اقتباس‌های تلویزیونی و سینمایی دیگر از این کتاب شامل «مرد نامرئی» (۱۹۳۳)، «مرد نامرئی» (۱۹۵۷)، «مرد نامرئی» (۱۹۵۸)، «مرد نامرئی» (۱۹۸۴) و انیمیشن «مرد نامرئی» است. این اقتباس‌ها نشان می‌دهند که «مرد نامرئی» فراتر از یک داستان علمی-تخیلی، به یک اسطوره فرهنگی بدل شده است.

جلدی از کتاب «مرد نامرئی»
جلدی از کتاب «مرد نامرئی»

جزیره دکتر مورو (۱۸۹۶)

این کتاب داستانی درباره دستکاری ژنتیکی و «بازی کردن با نقش خدا» در جهان است. دکتر مورو در جزیره‌ای دورافتاده هیبریدهای انسان-حیوان خلق می‌کند و پرسش‌هایی درباره رنج، هویت و اخلاق علمی مطرح می‌شود. این اثر دهه‌ها پیش از شکل‌گیری واقعی مباحثی چون شبیه‌سازی، آزمایش روی حیوانات و مهندسی ژنتیک، آنها را پیش‌بینی کرده بود.

رمان به بررسی مرزهای اخلاق در علم و مسئولیت اخلاقی دانشمندان در قبال آزمایش‌هایشان، دستکاری ژنتیکی و عواقب آن بر موجودات زنده می‌پردازد. همچنین هویت انسانی، تفاوت انسان و حیوان، تأثیر محیط و تربیت بر شکل‌گیری هویت، تقابل انسان و طبیعت و تأثیرات مخرب علم بر طبیعت از مضامین اصلی رمان هستند. این رمان به درون‌مایه‌های خشونت و بی‌ثباتی زیرپوستی جامعه نیز می‌پردازد.

فیلمی با همین نام بر اساس کتاب در سال ۱۹۹۶ ساخته شد که بیشتر به خاطر حواشی پشت صحنه و تغییرات زیادش نسبت به رمان شناخته می‌شود. این فیلم با بازی مارلون براندو و وال کیلمر، به دلیل اغراق‌ها و فضای کمدی-ناخواسته، مورد نقد قرار گرفت و به عنوان یک شکست پرهزینه هالیوود شناخته می‌شود.

تصویری از فیلم «جزیره دکتر مورو»
تصویری از فیلم «جزیره دکتر مورو»

میراث ماندگار اچ. جی. ولز

علاوه بر آثار ذکر شده، فیلم‌هایی مانند «اولین مرد روی ماه» (۱۹۶۰)، «جزیره‌ای از ارواح گمشده» (۱۹۳۲)، «مردی که می‌توانست مجرم باشد» (۱۹۳۷) و «چیزهایی که خواهد آمد» (۱۹۳۶) همگی زیر سایه تلاش‌های ادبی ولز ساخته شده‌اند.

اچ. جی. ولز تنها برای سرگرمی قلم نمی‌زد؛ او می‌نوشت تا هشدار دهد، به چالش بکشد و الهام ببخشد. کتاب‌هایش بخشی از تاریخ ادبیات هستند، اما فراتر از آن، در ذهنیت ما نسبت به آینده، فناوری و جایگاه انسان در جهان نقش بسته‌اند. آثار او نه تنها ادبیات، بلکه شیوه خیال‌پردازی ما درباره فردا را دگرگون کرده‌اند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗