آیکون خبر

خبر کامل

چگونه وزارت اطلاعات ایران متولد شد؟ از پراکندگی تا تمرکز اطلاعاتی

چگونه وزارت اطلاعات ایران متولد شد؟ از پراکندگی تا تمرکز اطلاعاتی

سال‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران با موجی از تهدیدات داخلی و خارجی، از جمله ترورهای کور و هدفمند و توطئه‌های خارجی، مواجه بود. این شرایط، نیاز به یک نهاد اطلاعاتی متمرکز و قدرتمند را بیش از پیش آشکار ساخت و به تأسیس وزارت اطلاعات منجر شد.

چالش‌های امنیتی پس از انقلاب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران درگیر تهدیدات گسترده‌ای بود. انفجار بمب‌ها و ترورهای هدفمند در شهرهای مختلف، آرامش شکننده کشور را به چالش می‌کشید. گروهک‌هایی نظیر سازمان مجاهدین خلق با ترور شخصیت‌های کلیدی نظام، از جمله آیت‌الله بهشتی در ۷ تیر و محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر در ۸ شهریور ۱۳۶۰، تلاش در فلج کردن جمهوری اسلامی داشتند.

علاوه بر این، توطئه‌های خارجی نیز در جریان بود؛ از کودتای نافرجام نقاب در سال ۱۳۵۹ تا فعالیت‌های جاسوسی سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه که به دنبال نفوذ در ساختارهای حکومتی بودند.

در آن زمان، اطلاعات در دست نهادهای انقلابی مختلفی نظیر واحد اطلاعات سپاه پاسداران، کمیته‌های انقلاب اسلامی و دفتر اطلاعات نخست‌وزیری پراکنده بود و هماهنگی لازم میان آن‌ها وجود نداشت، که این امر نظام را در برابر تهدیدات پیچیده آسیب‌پذیر می‌ساخت.

سعید حجاریان در این باره می‌گوید: «از اواخر بهمن ۵۷ و روزهای بعد از پیروزی انقلاب عمدتاً قدرت به دست کمیته‌ها افتاد. به دلیل عدم فرماندهی واحد، نوعی ملوک‌الطوایفی در کار کمیته و کار اطلاعاتی آن‌ها به وجود آمده بود تا اینکه امام به آقای مهدوی‌کنی حکم دادند که کمیته مرکزی را شکل دهند و کمیته‌ها را هماهنگ کنند.»

نقطه عطف: انفجار ناصرخسرو

نبود یک ساختار اطلاعاتی قوی، زمینه را برای تهدیدات چندوجهی فراهم کرده بود و جای خالی یک نهاد اطلاعاتی متمرکز به شدت احساس می‌شد. از سوی دیگر، تجربه ساواک به عنوان بازوی اطلاعاتی رژیم پهلوی، مقاومت‌های عمیقی در برابر تأسیس یک نهاد اطلاعاتی جدید ایجاد کرده بود.

انفجار مهیب ۹ مهر ۱۳۶۱ در نزدیکی خیابان ناصرخسرو و مقابل یک مسافرخانه پنج طبقه که به جان باختن ۶۴ نفر و مجروحیت بیش از ۶۰۰ نفر منجر شد، نقطه عطفی در بازاندیشی نسبت به ضرورت ایجاد یک دستگاه اطلاعاتی متمرکز بود. این عملیات تروریستی تنها یک فاجعه انسانی نبود، بلکه نشانه‌ای آشکار از ضعف ساختاری در حوزه جمع‌آوری اطلاعات را نشان می‌داد.

پس از این اتفاق، میرحسین موسوی، نخست‌وزیر وقت، در مصاحبه‌ای صریح، از نمایندگان مجلس خواست تا با تسریع در بررسی طرح تأسیس سازمان اطلاعاتی (که در سال ۱۳۶۰ به مجلس داده شده بود) خلأ موجود در سپهر امنیتی کشور را پر کنند.

چالش‌های تأسیس و جایگاه وزارت اطلاعات

یکی از چالش‌های اصلی در این مسیر، تصمیم‌گیری درباره جایگاه سازمانی این نهاد بود. اختلاف‌نظرهای متعددی در این خصوص وجود داشت:

  • سپاه پاسداران: برخی معتقد بودند فعالیت‌های اطلاعاتی باید زیر نظر سپاه باشد، زیرا واحد اطلاعات سپاه در آن زمان فعال‌ترین نهاد اطلاعاتی بود.
  • قوه قضائیه: برخی آن را زیرمجموعه قوه قضائیه می‌دانستند.
  • ریاست‌جمهوری: عده‌ای پیشنهاد قرار گرفتن آن در ساختار ریاست‌جمهوری را مطرح کردند.
  • نظارت مستقیم رهبری: گروهی دیگر بر ضرورت تعریف آن تحت نظارت مستقیم رهبری تأکید داشتند.

سرانجام، توافق بر این شد که این نهاد به صورت یک وزارتخانه تأسیس شود تا تحت نظارت رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و مجلس باشد و از تمرکز بیش از حد قدرت جلوگیری شود. این تصمیم، ضمن کاهش نگرانی‌ها از ایجاد نهادی شبیه ساواک، نظارت چندلایه‌ای بر فعالیت‌های اطلاعاتی را تضمین می‌کرد.

سعید حجاریان در گفتگویی پیرامون این موضوع می‌گوید: «تلاش فوق‌العاده‌ای صورت گرفت که این طرح رأی لازم را بیاورد. آقای موسوی‌اردبیلی با این طرح مخالف بود و استدلال می‌کرد که اطلاعات، ذیل و ضابط قضائی است. سپاهی‌ها آن موقع جدی‌ترین مخالفت‌ها را می‌کردند و به امام گفتند که اگر اطلاعات وزارتخانه شود، همه اطلاعات آن رو می‌شود و این با فلسفه کار اطلاعاتی مغایرت دارد.»

حجاریان در ادامه توضیح می‌دهد که چگونه با ارائه دو استدلال به امام خمینی (ره)، نظر ایشان تغییر کرد:

  1. مخالفت با قانون اساسی: استدلال آقای صافی‌گلپایگانی مبنی بر اینکه وظایف و اختیارات رهبری در قانون اساسی احصا شده و تشکیل سازمان اطلاعات از سوی رهبری مخالف قانون اساسی است.
  2. مسئولیت‌پذیری: احتمال وقوع اقدامات خلاف قانون در جریان کارهای اطلاعاتی و امنیتی و اینکه اگر کارشان مستقیم زیر نظر امام باشد، این مسائل هم به پای ایشان گذاشته می‌شود.

تصویب و ابلاغ قانون

بدین ترتیب، کلیات طرح تأسیس وزارت اطلاعات که در سال ۱۳۶۰ در مجلس شورای اسلامی مطرح شده بود، پس از بحث‌های گسترده در سال ۱۳۶۲ در دولت میرحسین موسوی تهیه و در ۲۷ مرداد ۱۳۶۲ به تصویب مجلس رسید. این قانون در ۱۰ شهریور ۱۳۶۳ پس از تأیید شورای نگهبان برای اجرا ابلاغ شد.

هدف این طرح، ایجاد وزارتخانه‌ای برای کسب، پرورش و حفاظت اطلاعات امنیتی و خارجی، ضدجاسوسی، و پیشگیری از توطئه‌های داخلی و خارجی علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی عنوان شد. این وزارتخانه به دنبال رفع پراکندگی اطلاعاتی بین نهادهایی مانند واحد اطلاعات سپاه، کمیته‌های انقلاب اسلامی و دفتر اطلاعات نخست‌وزیری بود که هماهنگی لازم را نداشتند.

قانون تأسیس وزارت اطلاعات شامل ۱۶ ماده و ۱۸ تبصره بود که وظایف این وزارتخانه را مشخص می‌کرد، از جمله جمع‌آوری و تحلیل اطلاعات، کشف توطئه‌ها، حفاظت از اسناد و پرسنل، و همکاری با نهادهای دیگر. همچنین، شروطی سخت‌گیرانه برای وزیر اطلاعات (مانند تحصیلات در حد اجتهاد و عدم عضویت در احزاب) تعیین شد.

اولین وزیر اطلاعات

اسماعیل فردوسی‌پور نخستین گزینه برای تصدی وزارت اطلاعات به مجلس معرفی شد؛ اما به دلیل حساسیت موضوع و دفاع ضعیف، از بین ۱۹۱ نماینده حاضر، با ۷۴ رأی موافق، ۴۷ رأی مخالف و ۴۰ رأی ممتنع، موفق به کسب رأی اعتماد مجلس نشد.

مدتی بعد، محمد محمدی‌ری‌شهری برای تصدی وزارت اطلاعات به مجلس معرفی شد که از مجموع ۲۰۰ رأی مأخوذه، با ۱۷۶ رأی موافق، ۱۱ رأی مخالف و ۱۳ رأی ممتنع، به عنوان اولین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران معرفی شد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗