خبر کامل
تاریخ فرهنگی چیست؟ مروری بر سیر تکامل یک شاخه مهم تاریخنگاری

تاریخ فرهنگی، شاخهای نوین و پویا در علم تاریخنگاری، برخلاف رویکردهای سنتی که بر وقایع کلان و سیاسی متمرکز بودند، به بررسی جنبههای خرد، غیرسیاسی و روزمره زندگی مردم میپردازد. این مقاله که مروری بر کتاب «تاریخ فرهنگی چیست؟» اثر پیتر برک، مورخ معاصر انگلیسی است، سیر تکامل این شاخه از تاریخنگاری را از آغاز تا امروز بررسی میکند و نشان میدهد چگونه این حوزه از یک جریان حاشیهای به یکی از مهمترین و قویترین جریانهای تاریخنگاری معاصر تبدیل شده است.
خرد، از پایین و غیرسیاسی: ریشههای تاریخ فرهنگی
تاریخ فرهنگی، عنوانی گسترده است که زیرگونههای متفاوتی از تاریخنگاری را در بر میگیرد و با تاریخنگاری سنتی که عمدتاً کلان، از بالا و سیاسی بود، تفاوت اساسی دارد. ریشههای این رویکرد را میتوان در آثار یاکوب بورکهارت و یوهان هویزینگا جستجو کرد:
- یاکوب بورکهارت: با نگارش کتاب «فرهنگ رنسانس در ایتالیا» (۱۸۶۰)، مطالعهای جامع درباره خلقیات، روحیات، زبان، ادبیات، دین و سیاست عصر رنسانس ارائه داد. او به دنبال یافتن «روح زمان» بود و میخواست بداند چه اندیشهها و آیینهایی مردم هر سرزمین را شکل میدهد.
- یوهان هویزینگا: با کتاب «خزان قرون وسطی» (۱۹۱۹)، به ترسیم ریخت و صورتی پرداخت که حیات مردم قرون وسطی در آن میگنجید.
با وجود اهمیت کار این دو، تاریخ فرهنگی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، جریانی حاشیهای در تاریخنگاری آلمانی باقی ماند، زیرا نگارش عینی و پوزیتیویستی تاریخ بر اساس اسناد و آرشیوها اهمیت بیشتری داشت. سنتهای انگلیسی و فرانسوی تاریخنگاری نیز در ابتدا با این سنت متفاوت بودند؛ برای مثال، سنت فرانسوی به مفهوم «تمدن» (civilization) به جای «فرهنگ» علاقه داشت. با این حال، تاریخ فرهنگی به تدریج جای خود را در تاریخنگاری فرانسوی نیز باز کرد و امروزه مورخانی چون روژه کارتیه به ریشههای فرهنگی انقلاب فرانسه میپردازند.
فرآیند تمدن و گسترش تاریخ فرهنگی
نوربرت الیاس با نگارش «فرآیند تمدن» (۱۹۳۹)، گامی مهم در تاریخ فرهنگی برداشت. او با تأثیرپذیری از ماکس وبر و زیگموند فروید، به فرآیند پیدایش فرهنگ شرم و خویشتنداری در آغاز عصر مدرن پرداخت و ریشههای رفتار مودبانه را به ظهور دولتهای جدید مرتبط دانست.
ابی واربورگ نقش مهمی در اشاعه تاریخ فرهنگی داشت. او مطالعات گستردهای در تاریخ، هنر، ادبیات و انسانشناسی انجام داد و تلاش کرد مرزهای میان رشتههای مختلف را محو کند. مفهوم مهم او، «قالب» (schema) بود که چارچوبی برای معنایابی داستانها، خاطرات و آثار هنری فراهم میآورد. این مفهوم توسط ارنست رابرت کورتیوس، ارنست گامبریچ، ارنست کاسیرر و اروین پانوفسکی نیز مورد استفاده قرار گرفت.
در انگلستان نیز، نگارش تاریخ فرهنگی به تدریج مورد توجه قرار گرفت. آثاری چون «پیشینه قرن هفدهم» (۱۹۳۴) اثر باسیل وایلی و «تاریخ اجتماعی هنر» (۱۹۵۱) اثر آرنولد هاوزر، که ارتباط بین هنر و ساختار اجتماعی را روشن میساخت، از جمله این موارد بودند. مجله «تاریخ اندیشهها» (Journal of the History of Ideas) که در سال ۱۹۴۰ توسط آرتور لاوجوی منتشر شد، نیز با رویکردی میانرشتهای به گسترش این حوزه کمک کرد.
در میانه قرن بیستم، نقدهای مهمی از سوی مارکسیسم به مفهوم فرهنگ وارد شد. مارکسیستها، مورخان فرهنگی را به ذهنیگرایی بیش از حد و عدم توجه به شالودههای اقتصادی و اجتماعی متهم کردند. این انتقادها زمینه را برای تغییر ساختاری تاریخ فرهنگی و سوق یافتن آن به سمت انسانشناسی و ارتباط بیشتر با زمینههای اجتماعی و فلسفی فراهم آورد.
چرخش به سوی انسانشناسی و تاریخ خرد
از دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰، تاریخ فرهنگی پیوندی عمیق با انسانشناسی یافت. پژوهشهای انسانشناسانی چون مارسل موس (درباره هدیه)، ایوانز-پریچارد (درباره جادو)، مری داگلاس (درباره پاکی و خلوص) و کلیفورد گیرتس (درباره جزایر بالی) مورد توجه مورخان قرار گرفتند. رویکرد ساختارگرای کلود لوی-اشتراوس نیز بر مورخان فرانسوی مانند ژاک لوگوف و امانوئل لو روا لدوری تأثیر گذاشت.
کلیفورد گیرتس با رویکرد تفسیری خود در مطالعه فرهنگها، الهامبخش بسیاری از تحقیقات شد. رابرت دارنتون، مورخ عصر روشنگری، از رویکرد گیرتس بهره گرفت و در کتاب «قتل عام گربهها» (۱۹۸۴)، داستانی از اسناد تاریخی را تفسیر کرد که نشاندهنده فاصله میان فرهنگ طبقاتی قرن هجدهم و زمان حال است.
از دهه ۱۹۷۰، شکل متفاوتی از تاریخنگاری با نام تاریخ خرد (micro-history) ظهور کرد که واکنشی به تاریخهای کلان اقتصادی و اجتماعی بود. این رویکرد بر نمونههای کوچک و جزئی تمرکز داشت و تمامی اسناد و مدارک پیرامون آنها را زیر ذرهبین قرار میداد. دو کتاب مهم در این زمینه عبارتند از:
- «مونتیو» (۱۹۷۵) اثر امانوئل لو روا لدوری: تصویری از یک روستای کوچک در قرن چهاردهم فرانسه و ساکنان آن که به ارتداد محکوم شده بودند.
- «پنیرها و کرمها» (۱۹۷۶) اثر کارلو گینزبورگ: بررسی زندگی یک آسیابان ایتالیایی در قرن شانزدهم که دیدگاهی شخصی نسبت به عالم داشت.
گوناگونی و افقهای نوین در تاریخ فرهنگی
در سالهای اخیر، توجه مورخان به نظریهپردازانی چون میخاییل باختین، نوربرت الیاس، میشل فوکو و پیر بوردیو جلب شده است که افقهای تازهای را در تاریخ فرهنگی رقم زدهاند و منجر به ظهور تاریخ فرهنگی نو (New Cultural History یا NCH) شدهاند.
میشل فوکو معتقد بود تاریخ انسانی، بیانگر چارچوبهای مفهومی است که با قدرت در ارتباطند. پیرو این نگرش، ژرژ دوبی در «انضباط سهگانه» (۱۹۷۸) به ساختار جامعه قرون وسطی و تقسیمبندی آن به سه طبقه روحانی، اشراف و «طبقه سوم» پرداخت. ژاک لوگوف نیز با نگارش «تولد برزخ» (۱۹۸۱) به بررسی چرایی و چگونگی پیدایش ایده برزخ در ادبیات مذهبی قرون وسطی پرداخت. در زبان انگلیسی، کتاب بندیکت اندرسون به نام «اجتماعات خیالی» (۱۹۸۳) در زمینه بازنمایی ملیت و ناسیونالیسم بسیار اثرگذار بوده است.
امروزه دامنه نگارش تاریخ فرهنگی بسیار گسترده شده و به موضوعاتی چون تاریخ کتابخوانی، تاریخ بوها، تاریخ اشکها، تاریخ وسایل و مادیات، تاریخ بدن، تاریخ کتابها و تاریخ اندیشهها میپردازد. این رویکردها جوانب گوناگونی از زندگی گذشته را روشن میسازند و بر روابطی تأکید مینهند که عموماً مغفول ماندهاند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.