خبر کامل
«آماس»؛ سفری درونی با رئالیسم جادویی در تماشاخانه سنگلج
تئاتر «آماس» به نویسندگی و کارگردانی آرش سنجابی، با رویکردی نوآورانه و بهرهگیری از «رئالیسم جادویی مشرق زمین» و «روایت سیال ذهن»، از دوازدهم مردادماه در تماشاخانه سنگلج به روی صحنه رفته است. این نمایش که نگاهی آزاد به رمان بختیار علی دارد، با حضور بازیگرانی چون فرهاد جم، امیر عدلپرور و سوگند صدیقی، مخاطب را به سفری درونی و تأملبرانگیز دعوت میکند.
«آماس»: سفری درونی با رئالیسم جادویی
نمایش «آماس» با هدف خلق فضایی متفاوت و تأثیرگذار، از مولفههای رئالیسم جادویی مشرق زمین و روایت سیال ذهن بهره میبرد. آرش سنجابی، نویسنده و کارگردان اثر، در گفتگو با خبرنگار ما، به تشریح ویژگیهای این نمایش پرداخت و اظهار داشت که تلاش کرده است تا بیش از هر چیز به ژانر وفادار بماند و قدرت رئالیسم جادویی را به اثر منتقل کند.
«آماس» در زبان کردی به معنای فروپاشی، جمع شدن آب، ورم کردن، تب کردن و نهایتاً برونریزی است. این نام در مواجهه اول شاید خاص به نظر برسد، اما با کنار زدن لایههای اثر، مخاطب به عمق معنای آن پی میبرد.
سنجابی دلیل انتخاب رئالیسم جادویی را انطباق کامل آن با ادبیات کهن، اسطورهها، کهنالگوها، نمادها و موتیفهای مشترک ادبیات فارسی دانست. او همچنین به استفاده از راوی مرکب در این نمایش اشاره کرد که در آن مونولوگ و روایت توسط سه راوی در سه کاراکتر مختلف پیش میرود و در طول کار به یکدیگر تبدیل میشوند. این سبک، مخاطب را به درون خود میکشاند و او را به یکی از راویها تبدیل میکند.
داستان و مضامین عمیق «آماس»
خلاصه داستان «آماس» به این شرح است: «کاش دنیا لبریز از قاتلان و تروریستهای توبهکرده بود. آنها ته هر چیزی را دیدهاند و دیگر هیچ چیز برایشان جذابیت ندارد. به همین دلیل باقی عمر خود را وقف پرورش گل و شنیدن صدای آبشار و پرنده میکنند. شخصیت اصلی نمایش نیز چنین حالتی دارد؛ وقتی حرف میزند، گویی حنجره مادیانی دوساله در سینهاش جای گرفته است.»
این نمایش در ساختار خود با سه مسئله اصلی مواجه است:
- مواجهه با تماشاگر
- مواجهه با جهان
- مواجهه با خالق اثر
درون نمایش، رنجهای شخصی هنرمندان نیز بازتاب یافته و در لایههای بیرونی، تماشاگر فرصت مییابد تا انگارههای ذهنی خود را شکل دهد.
الهام از سینما و چالشهای اجرا
آرش سنجابی در پاسخ به شباهتهای احتمالی نمایش «آماس» با آثار سینمایی، به فیلم «طناب» آلفرد هیچکاک اشاره کرد. او توضیح داد که در این فیلم، نگاه انسان برتر به نفس خود مطرح است؛ اینکه انسان فکر میکند برتر است و اجازه دارد دیگری را از بین ببرد. سنجابی افزود که در نمایش «آماس» نیز، همه چیز در تاریکی پیش میرود و نمایش اساساً درباره صداهایی است که در تاریکی ذهن ما شکل میگیرند.
وی همچنین به وفاداری خود به تکنیک سکانس پلان در آثار سینماییاش اشاره کرد و گفت که نمایش «آماس» نیز از دقیقه اول تا آخر، گویی یک سکانس پلان است که فقط مکانش عوض میشود.
سنجابی از چالشهای فراوان برای به صحنه بردن «آماس» سخن گفت. او به توقیف نمایشهای قبلی خود، «بهار پراک» در تماشاخانه ایرانشهر و «شب خوک» در تئاتر شهر، اشاره کرد. وی همچنین از کمک خود به مرتضی عقیلی برای رفع ممنوعالکاری پس از چهل سال یاد کرد و گفت که پس از آن، خودش دچار فضای سختی در عرصه هنر شده است. او با ابراز خوشحالی از تجربه شب اول اجرای «آماس»، تأکید کرد که عرصه هنر متعلق به هیچکس نیست و هیچ کس نمیتواند جلوی اجرای کار هنری را بگیرد.
نقش تماشاخانه سنگلج و انتخاب بازیگران
تماشاخانه سنگلج با قدمت و پیشینه تاریخی خود، نقش مهمی در شکلگیری نمایش «آماس» داشته است. سنجابی معتقد است که این تماشاخانه باید اثری را در خود جای میداد که وامدار اسطورههای مشرق زمین باشد و «آماس» این ویژگی را دارد. او در تمرینات به بازیگرانش میگفته که اگر سیستمی بود که میتوانست صدای فنیزاده، نصیریان و دولتآبادی را احیا کند، بسیار خوب میشد. انتخاب موسیقی «سیمین بری» نیز به همین دلیل بوده است، زیرا این موسیقی در همین تماشاخانه حضور داشته و نقش پلی را ایفا کرده است.
در مورد انتخاب بازیگران، سنجابی به نیاز خود به بازیگرانی قدرتمند اشاره کرد که علاوه بر شناخت روایت، توانایی نگه داشتن مخاطب روی صحنه را داشته باشند و بدنشان نیز بدن تئاتری باشد. او از سوگند صدیقی به عنوان بازیگر ثابت گروهش، فرهاد جم به عنوان رفیق پانزدهساله و امیر عدلپرور که در تئاتر او را میشناخته، نام برد و از سرسختی و مصمم بودن هر سه بازیگر قدردانی کرد.
تفاوتهای «آماس» با آثار پیشین
آرش سنجابی توضیح داد که «آماس» برای اولین بار پس از حدود ۱۴ یا ۱۵ سال، از تعریف فیزیک در آثارش فاصله گرفته است. در کارهای قبلی او، بدنها در قیام کلمه حرف میزدند، اما در این نمایش، بدن و روایت توأمان پیش میروند. به همین دلیل، همه فرمها به جز یک رقص که در قصه تعریف شده بود، کنار گذاشته شده و تمرکز بیشتر بر روایت بوده است. از این رو، «آماس» یکی از قصهگوترین کارهای او محسوب میشود.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.