خبر کامل
«پیرپسر»؛ از چالشهای ساخت تا تحسین منتقدان و بازیگران
نشست نقد و بررسی فیلم «پیرپسر»: از چالشهای ساخت تا درخشش بازیگران
مستند مراحل شکلگیری فیلم سینمایی «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی، روز گذشته در ششصد و سیودومین برنامه از سری برنامههای سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش درآمد. پس از آن، نشست نقد و بررسی این اثر در قالب برنامه «سینما سلامت» با حضور عوامل اصلی فیلم از جمله اکتای براهنی، حسن پورشیرازی، حامد بهداد، محمد ولیزادگان و با اجرای رضا درستکار، منتقد سینما، برگزار شد. این نشست به بررسی عمیق ابعاد مختلف فیلم، از فرآیند ساخت تا تحلیل نقشآفرینیها و مفاهیم پنهان در آن پرداخت.
حسن پورشیرازی: سه سال پیگیر «پیرپسر» بودم
حسن پورشیرازی، بازیگر پیشکسوت سینما، در این نشست از اعتماد اکتای براهنی برای پیشنهاد نقش در فیلم «پیرپسر» قدردانی کرد. او اظهار داشت که سناریوی این فیلم به مدت سه سال در دستش بوده و او به عنوان یک بازیگر پیگیر، مرتباً وضعیت پروژه را جویا میشده است. پورشیرازی با ابراز خرسندی از تأخیر در شروع پروژه، که به او فرصت حضور در آن را داده، به چالشهای پیشرو از جمله مشکلات تصویب و شیوع کرونا اشاره کرد که باعث عقبافتادگیها شد، اما در نهایت این مسیر پرچالش به نتیجه رسید.
«خوشحالم که پروژه به موقع شروع نشد تا من توانستم در آن حضور پیدا کنم. آقای براهنی مدام روی فیلمنامه کار میکردند. یک مدت مشکلاتی برای تصویب پیش آمد، بعد که تصویب شد، کرونا آمد و همهچیز عقب افتاد. اما در نهایت، این مسیر پرچالش به نتیجه رسید.»
او همچنین به خاطرات تلخ خود از همکاری با بزرگان سینما اشاره کرد و گفت که فقدانها و درگذشتهایی چون عباس کیارستمی و داریوش مهرجویی، تأثیر عمیقی بر او گذاشته است. پورشیرازی در پاسخ به این پرسش که چرا درباره کارنامه بازیگری خود گفتوگو نمیکند، بیان داشت که از ۹ سالگی وارد این حرفه شده و فیلمهای بسیاری دارد که دیده نشدهاند، اما روزی کشف خواهند شد. او شفافیت اکتای براهنی در کارگردانی را ستود و تأکید کرد که براهنی با دقت تمام جزئیات فیلمنامه و صحنه را توضیح میدهد و بازیگر با میل و کمال، تواناییهای خود را در اختیار اثر میگذارد.
حامد بهداد: «پیرپسر» نقش موعود پورشیرازی بود
حامد بهداد، دیگر بازیگر حاضر در نشست، به پیوستگی و انسجام عناصر فیلم «پیرپسر» اشاره کرد و آن را به رشتههای زنجیر تشبیه کرد. او کار بازیگر را پر از فراز و نشیب دانست و گفت که بازیگر انعکاس جامعه است و روح جامعه بر جانش مینشیند. بهداد نقش حسن پورشیرازی در این فیلم را «نقش موعود» او خواند و آن را پاداش یک عمر تلاش و شاگردی استاد سمندریان دانست.
«بعضی فیلمها در انتظار بازیگر خاصی هستند و بعضی بازیگرها در انتظار یک نقش موعود. نقشی که هیچوقت نمیدانیم کی و کجا از راه میرسد. به نظرم برای حسن پورشیرازی، این نقش همان نقش موعود بود.»
بهداد با تبریک صمیمانه به پورشیرازی، از هماهنگی جان و فهم بازیگری او با این نقش عمیق و خوفناک ابراز خرسندی کرد. او همچنین به اهمیت گفتوگو با اهل سواد و اندیشه در زندگی خود اشاره کرد و قدرت تحلیل را بزرگترین درسی دانست که از حمید سمندریان آموخته است. بهداد درباره اکتای براهنی گفت که ساعتها با او گفتوگو داشته و براهنی به اساطیر علاقهمند است و قصهها را به زیبایی در قالب کلاسیک تعریف میکند.
وحشت حامد بهداد از تماشای فیلم
حامد بهداد در ادامه صحبتهایش، از وحشت خود هنگام تماشای فیلم «پیرپسر» روی پرده سینما گفت. او اظهار داشت که با فاصله گرفتن از فرآیند ساخت و مواجهه با فیلم به عنوان یک تماشاگر عادی، این تجربه برایش شبیه کابوس بوده است. بهداد به طراحی مفاهیم مردسالاری و پدرسالاری در فیلمنامه اشاره کرد و نقش زن را در این اثر، هرچند حاضر، اما شبیه به یک شبح دانست که میتواند بسیار خطرناک باشد.
«وقتی فیلم را روی پرده دیدم، به شدت وحشت کردم. چون از پروسه ساخت فاصله گرفتم و مثل تماشاگر عادی با آن مواجه شدم. این تجربه برایم شبیه کابوس بود: فیلمی ببینی که زن در آن حضور دارد اما دستت به او نمیرسد، نمیتوانی وجودش را لمس کنی یا از گرمایش زندگی بگیری. این خودِ مرگ است.»
او همچنین به مدت زمان سه ساعت و ربع فیلم و توانایی آن در حفظ تمرکز تماشاگر در عصر عدم تمرکز اشاره کرد و آن را اتفاقی خجسته دانست. بهداد تأکید کرد که فیلم تقابل خیر و شر را به صورت متجانس و یکدست به تصویر میکشد و با دریایی از دیالوگهای زیبا، شاعرانه و عمیق، مخاطب را با سینمایی طراحیشده و منظم مواجه میکند.
اکتای براهنی: تأثیر زندان رفتن پدر و قتلهای زنجیرهای بر «پیرپسر»
اکتای براهنی، کارگردان فیلم «پیرپسر»، با اشاره به مستند پخش شده، هدف از آن را نشان دادن مراحل رسیدن به «جنون مقابل دوربین» دانست. او از تحسینها ابراز افتخار کرد و ابراز امیدواری کرد که فیلمش جایگاهی در تاریخ سینمای ایران پیدا کند. براهنی در توضیح چگونگی شکلگیری فیلم، به گذشته خود در خانوادهای فرهنگی و درگیر با ناملایمات اجتماعی اشاره کرد.
«من در خانوادهای فرهنگی به دنیا آمدم؛ خانوادهای که با همه ناملایمات اجتماعی درگیر بود. از کودکی در جمعهایی حضور داشتم مثل کانون نویسندگان ایران. آنچه دیدم، ایمان بود؛ ایمان به اینکه باید این کشور را دوباره ساخت.»
او از تأثیر زندان رفتن پدرش و قتلهای زنجیرهای در سالهای نوجوانی (۱۶ تا ۲۳ سالگی) بر دوریاش از فضای فرهنگی گفت. اما با ظهور مجلات و فضای تازه در جریان دوم خرداد ۷۶، شوق خواندن و یادگیری در او زنده شد و تصمیم گرفت سینما بخواند. براهنی پس از تحصیل در کانادا، همواره آرزوی بازگشت و کار در ایران را داشت. او به دلیل نام شناختهشدهاش، همواره مورد قضاوت قرار میگرفت و همین امر مسیر ساخت اولین فیلمش را دشوار کرد. در پروژه «پیرپسر»، او سعی کرد با تیمی کار کند که سرنوشت کار در دست خودش باشد و با دستمزدهای اندک یا حتی بدون دستمزد، او را همراهی کردند.
پاسخ براهنی به انتقادها از سکانس بحثبرانگیز
براهنی در پاسخ به انتقادها درباره سکانس سوار شدن و پیاده نشدن لیلا حاتمی از ماشین پورشیرازی، توضیح داد که شخصیت رعنا در آن صحنه شرایط پیاده شدن را ندارد. او به محبتهای غلام به رعنا اشاره کرد و گفت که رعنا هیچ احساس خطری نسبت به او ندارد و منطقی است که سوار ماشین شود. براهنی همچنین به دیالوگ «اگر با زندهات نشد، با جنازهات» اشاره کرد که نشان میدهد رعنا چارهای جز ادامه مسیر ندارد. او تأکید کرد که پریدن از ماشین در حال حرکت آسان نیست و رعنا با محدودیت اطلاعاتی خود، منطقی عمل میکند.
ماجرای ارتباط داریوش ارجمند به فیلم «پیرپسر»
براهنی خاطرهای از حسن پورشیرازی تعریف کرد که به دلیل آسیب پاهایش، داریوش ارجمند را برای این نقش پیشنهاد داده بود. پورشیرازی نیز این موضوع را تأیید کرد و گفت که آقای ارجمند با بزرگواری نپذیرفتند و او سعی کرد کارش را انجام دهد. پورشیرازی به تأثیر نمایش «رستم و سهراب ایرلندی» در ۱۶ سالگیاش بر روی صحنه اشاره کرد و گفت که این نمایش بیپروا و بدون تعارف، او را تا آخر عمر تحت تأثیر قرار داده است. او از مردم فهیم ایران به خاطر احترامی که به او میگذارند، تشکر کرد و به شباهت نقش «غلام» با افراد واقعی در جامعه اشاره کرد.
پورشیرازی همچنین از اکبر زنجانپور یاد کرد و گفت که همیشه آرزو داشته روزی مثل او شود. براهنی نیز توضیح داد که زنجانپور در یک پیام صوتی، بازی پورشیرازی را در «پیرپسر» بینظیر دانسته و گفته است که باید دهها سال بگذرد تا کسی بتواند چنین چیزی را تکرار کند.
رضا درستکار: «پیرپسر» شاهنامه عصر حاضر است
رضا درستکار، منتقد سینما، در این نشست گفت که همواره حسرت دیدن فیلمهایی چون «قیصر»، «گوزنها» و «کندو» را در زمان اکرانشان داشته است. اما تماشای «پیرپسر» در حضور عوامل اصلیاش را لطف بزرگی دانست و آن را یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران خواند. او صحنه «چک زدن دو برادر» را قلب اثر و صحنه افتادن حسن پورشیرازی روی محمد ولیزادگان را «مغز» فیلم دانست که هدف اصلی فیلم در آن به نمایش گذاشته میشود.
«اگر از من بپرسند که «شاهنامه در عصر حاضر چه چیزی میتواند باشد؟» بیهیچ تعارفی میگویم: همین فیلم. اغراق نمیکنم؛ چون از اغراق و تعارف و امتیاز بیدلیل دادن پرهیز میکنم.»
درستکار با تأکید بر اینکه از اغراق پرهیز میکند، «پیرپسر» را «شاهنامه در عصر حاضر» خواند و گفت که این فیلم ارزش بارها و بارها صحبت کردن را دارد. او خود سه چهار بار این فیلم را دیده و باز هم قصد تماشای آن را دارد.
محمد ولیزادگان و آناهیتا تیموریان
محمد ولیزادگان، بازیگر فیلم، از تجربه شگفتانگیز خود در کنار اساتید و دوستان عزیز گفت و از اکتای براهنی و تیم بازیگری تشکر کرد. رضا درستکار نیز ولیزادگان را استعدادی تازه و درخشان خواند و از لیلا حاتمی، که در جلسه غایب بود، به عنوان نماینده شایسته زنان ایرانی و استعدادی خارقالعاده یاد کرد.
آناهیتا تیموریان، طراح صحنه فیلم، نیز از مردم به خاطر حضور و اشتیاقشان برای دیدن یک اثر اصیل تشکر کرد و منتقدین را به خاطر نقدهای عاشقانه و تغزلیشان ستود. او از اعتماد براهنی به خود برای اولین و شاید آخرین تجربه سینماییاش قدردانی کرد.
درستکار در پایان نشست تأکید کرد که سینما در «سفارش» خلاصه نمیشود و با بودجه و دستور ارگانها، اثر زنده و واقعی خلق نمیشود.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
