خبر کامل
اخوان ثالث؛ حلقه وصل ادبیات کلاسیک و مدرن و چالشهای شعر نیمایی امروز
اخوان ثالث؛ حلقه وصل ادبیات کلاسیک و مدرن و چالشهای شعر نیمایی امروز
چهارم شهریورماه، یادآور سالروز درگذشت مهدی اخوان ثالث، شاعر نامدار معاصر است. در شرایطی که اقبال عمومی به شعر نیمایی کمتر از قالبهای کلاسیک و شعر آزاد است، محمد امین اکبری، شاعر و منتقد ادبی، به بررسی جایگاه اخوان ثالث و دلایل اهمیت او در ادبیات معاصر ایران پرداخته است.
جایگاه اخوان ثالث در شعر معاصر
اکبری با اشاره به نظرسنجیهای فرضی درباره بزرگترین شاعران معاصر، بیان میکند که نام اخوان ثالث همواره در صدر قرار دارد. او تأکید میکند که ۷۰ تا ۸۰ درصد شاعران برجسته معاصر، نیماییسرا بودهاند و شعر نیمایی سهم بسزایی در ماندگاری آثار ادبی این دوران دارد. اخوان ثالث، اگرچه از نظر کمیت آثار، شاید کمتر از دیگر گونههای ادبی باشد، اما از نظر کیفیت ادبی در اوج قرار دارد.
اخوان: پل میان سنت و مدرنیته
محمد امین اکبری، اخوان ثالث را حلقه وصل ادبیات کلاسیک و مدرن ایران میداند. او معتقد است اخوان با تسلط بر قوالب کلاسیک و مطالعات گسترده، توانایی مقابله با منتقدان نیما یوشیج را داشت. اکبری مثالی از توانایی اخوان در نقد اشعار کلاسیک حمیدی شیرازی میآورد و او را شاعری «ذوفن» توصیف میکند که هم به شعر کلاسیک آگاه بود و هم در شعر نو قریحه خود را به نمایش گذاشت.
«اخوان بلد نبود شوآفهای روشنفکری کند. او بلد نبود اگر به خارج دعوتش کردند، به فردوسی فحش بدهد یا به پیشینه ادبی ایران توهین کند. اخوان آدم منصفی بود و میگفت باباطاهر هم شعرهای فوقالعادهای دارد.»
اکبری همچنین به این نکته اشاره میکند که اخوان ثالث، ظرفیتهای شعر کلاسیک را در شعر نیمایی خود به کار گرفت و اشعاری چون «آنگاه پس از تندر»، «مرد و مرکب» و «حالت» را تنها در شیوه نیمایی میتوان سرود که ساختاری نو و بدیع دارند.
دفاع اخوان از نیما و شعر نو
اخوان ثالث از نیما یوشیج به عنوان «راه چاره» در مقابل «شعر به بنرسیده فارسی» دفاع میکرد. او معتقد بود شعر کلاسیک با وجود پیشینه درخشان، در دوران معاصر به بنبست رسیده بود و نیما آن را از این وضعیت نجات داد. شعر اخوان، ضمن بدیع بودن، یادآور ادبیات کلاسیک ایران است و از سابقه ادبی جدا نیست.
چرا شعر نیمایی امروز کماقبال است؟
اکبری دلیل عدم اقبال شاعران جوان به شعر نیمایی را سختی سرودن شعر نیمایی خوب میداند. او توضیح میدهد که نیما اگرچه آزادی در فرم و ساختار را به شاعر میدهد، اما تشخیص فرم و ساختار مناسب برای بیان اندیشه، کاری بسیار دشوار است. بسیاری از شاعران ترجیح میدهند به جای «عرقریزان روح» و تفکر عمیق برای خلق اثری نو، به «پختهخواری» در قالبهای کلاسیک بپردازند.
تفاوت شعر خوب کلاسیک و پختهخواری
اکبری تأکید میکند که شعر کلاسیک خوب، پختهخواری نیست. او از غزلهای منزوی، امینپور و بهمنی به عنوان نمونههایی از شعر کلاسیک باکیفیت یاد میکند که حتی پس از نیما، مرزهای بین شعر کلاسیک و مدرن را کمرنگ کردهاند. به گفته او، شاعرانی چون امینپور و منزوی، با الهام از ظرفیتهای شعر نیمایی، غزلهای عاشقانهای سرودهاند که پیش از نیما امکان گفتنشان وجود نداشته است.
بیحوصلگی شاعر امروز برای خلاقیت
این منتقد ادبی به ظرفیتهای موسیقایی، زبانی و فرمی شعر نیمایی اشاره میکند و از تلاش شاعرانی چون شاملو و فروغ فرخزاد در توسعه وزن عروضی و نزدیک کردن شعر به موسیقی طبیعی کلام سخن میگوید. اما او معتقد است که شاعر امروز حوصله زحمت کشیدن برای خلاقیت و آفرینش چیز تازه را ندارد. به جای خلق اثری بدیع، بسیاری از شاعران به دنبال دیده شدن هستند، هرچند اکبری از رماننویس شدن برخی شاعران جشنوارهای به عنوان اتفاقی مثبت یاد میکند که حداقل شعر را قربانی دیده شدن نمیکنند.
در نهایت، اکبری نتیجه میگیرد که سوال اصلی این نیست که چرا شعر نیمایی کم گفته میشود، بلکه این است که چرا شعر خوب کم گفته میشود؟ او معتقد است که در دوران کنونی، رونق شعر کاهش یافته و چیزهای دیگری جای آن را گرفتهاند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.