خبر کامل
شفافیت شهری: درسهایی از لبنان برای تهران
شهرداریها به عنوان نهادهای اصلی ادارهکننده شهرها، مسئولیت خطیری در قبال شهروندان دارند. این مسئولیت، بدون حضور و مشارکت فعال مردم، معنایی نخواهد داشت. مدیران شهری در رویکردهای خود نسبت به شهروندان، دو مسیر متفاوت را در پیش میگیرند: یا شهروندان را عاملی بیگانه تلقی کرده و با نگاهی از بالا به پایین، نظراتشان را نادیده میگیرند، یا با رویکردی افقی، آنها را شریک اصلی در سیاستگذاریهای شهری میدانند.
اگر سیاستهای شهری به رویکرد نخست محدود شود، یعنی نگاه از بالا به پایین حاکم باشد، هر تصمیم و سیاستگذاری بدون اعلام عمومی و بدون در نظر گرفتن نظرات شهروندان اعمال خواهد شد که نتیجه آن «غافلگیری شهروندان» است. اما آیا مدیران شهری باید این سیستم غافلگیری را در پیش بگیرند یا از «شفافیت و اعلام عمومی» برای مشارکت و جذب شهروندان بهره ببرند؟ دفتر اسکان بشر سازمان ملل (هبیتات) به این سوال پاسخ داده و «شفافیت» را یکی از راههای اصلی برونرفت از بحرانهای مالی و اداری در مدیریت شهری معرفی میکند. تجربه موفق شهرداریهای لبنان در دوران ناتوانی مالی، گواه این مدعاست که شفافیت میتواند به تامین منابع مالی با مشارکت مستقیم شهروندان منجر شود.
نجات شهرهای لبنان از بحران مالی
پس از بحران مالی سال ۲۰۱۹، شهرداریهای لبنان با چالشهای بیسابقهای روبرو شدند که توانایی آنها در ارائه خدمات شهری را به شدت تحت تاثیر قرار داد. کاهش شدید درآمدها، تورم فزاینده و مشکلات پرداخت حقوق کارکنان، محیط کاری نامطلوبی را ایجاد کرده بود. بسیاری از شهرداریها دسترسی محدودی به حسابهای بانکی دلاری داشتند و ظرفیت ارائه خدمات پایهای مانند جمعآوری زباله، روشنایی خیابانها و خدمات پلیس شهری به شدت کاهش یافته بود. علاوه بر این، نبود کارشناسان حرفهای برای طراحی مدلهای تامین مالی، تلاشها برای جذب منابع را ناکافی و پراکنده ساخته بود. این بحران اقتصادی، شهرداریهای کوچک و متوسط را که بیشتر به بودجههای خارجی و صندوقهای مستقل وابسته بودند و پایه مالیاتی ضعیفی داشتند، بیش از پیش تحت فشار قرار داد.
بحران مالی منجر به انحلال حدود ۱۰۸ شهرداری از ۱۱۰۰ شهرداری فعال شد و بسیاری از آنها توانایی پرداخت حقوق کافی یا هزینههای حملونقل کارکنان را از دست دادند. در مناطق دورافتاده، فعالیت شهرداریها به حداقل کاهش یافته بود و اکثر شهرداران تنها هفتهای یک بار برای رسیدگی به امور فوری حاضر میشدند. برخی شهرداران حتی از حقوق خود صرفنظر کردند تا بودجه شهرداری صرف خدمات ضروری شود. این شرایط باعث شد که شهرداریها بیش از پیش به کمک جامعه و سازمانهای مردمنهاد برای ارائه خدمات اولیه وابسته شوند.
مدل بسیج منابع شهری هبیتات
در چنین شرایطی، ارائه خدمات اولیه شهری مانند جمعآوری زباله، روشنایی خیابانها، پلیس شهری و برنامهریزی توسعه، به یک چالش جدی تبدیل شد. نبود چراغهای خیابان در شب احساس ناامنی را افزایش داد و سیستم جمعآوری زبالهها به دلیل هزینههای بالای دیزل و قطعات یدکی، دچار بحران شد. شهرداریها مجبور شدند به فعالیتهای امدادی کوتاهمدت، مانند توزیع بستههای غذایی یا کمکهای نقدی، تمرکز کنند و برنامهریزی استراتژیک توسعه محلی جای خود را به نیازهای فوری داد.
برای مقابله با این بحران، دفتر اسکان بشر سازمان ملل (هبیتات) مدلی به نام «مدل بسیج منابع شهری» ارائه کرد. این مدل بر همکاری میان شهرداریها، اعضای جامعه و بازیگران تاثیرگذار تاکید دارد تا از استعدادها، انرژیها و شبکههای محلی برای جذب بودجه جهت ارائه خدمات حیاتی بهرهبرداری شود. هدف این است که شهرداریها بتوانند فراگیرتر، نوآورتر و انعطافپذیرتر عمل کنند و گروههای متنوعی از جامعه، از جمله زنان، جوانان و بخش خصوصی، در فرآیند تصمیمگیری و جمعآوری منابع مشارکت کنند.
نقش کمیتههای محلی و شفافیت
یکی از محورهای اصلی این مدل، تشکیل کمیتههای محلی برای حمایت از شهرداری در جمعآوری کمکهای مالی است. این کمیتهها میتوانند به صورت «کمیته اجتماعی»، «کمیته شهری» یا «کمیته مشارکت اجتماعی-شهری» شکل بگیرند. جمعآوری منابع مالی یک فرآیند حیاتی است که اهداکنندگان آن میتوانند از افراد و شرکتها گرفته تا بنیادها و سازمانهای دولتی باشند. این فرآیند برای شهرداریها ضروری است؛ زیرا آنها را قادر میسازد تا برنامههای خود را اجرا کنند، دامنه دسترسی خود را گسترش دهند و تاثیر پایداری در حوزه کاری خود ایجاد کنند.
در لبنان، بسیاری از شهرداریها از کمکهای مالی اعضای ثروتمند جامعه و مهاجران بهرهمند میشوند. با این حال، برخی دیگر فرصتهای کمتری برای دریافت چنین کمکهایی دارند. از این رو بنیادها، سازمانهای دولتی محلی، سازمانهای دولتی خارجی، سازمانهای بینالمللی بین دولتی، سازمانهای غیرانتفاعی بینالمللی، شرکتها و اهداکنندگان انفرادی در جهت تامین منابع مالی به مدیران شهری کمک میکنند.
شهرداریهای لبنان با تغییراتی در چارچوبهای قانونی خود و در پیش گرفتن «شفافیت» در سیستم مدیریت شهری، ماهیت برنامهریزی و رفتار توسعه محلی خود را از سال ۲۰۱۹ تغییر دادند و توانستند با عبور از شهرهای ورشکسته، حدود ۳۶ ردیف درآمد مستقیم در سطح محلی جمعآوری کنند. علاوه بر این، ۱۰ درصد از درآمد برق و تلفن در بین شهرداریها توزیع شد. در نهایت و مهمترین، استفاده از «صندوق مستقل شهرداری» است که از آن برای توزیع بیش از ۸۰۰ میلیون دلار در سال به شهرداریها برای کمک به هزینههای سرمایهای و عملیاتی آنها استفاده میکرد. این صندوق، توسط وزارت کشور مدیریت و توسط بانک لبنان پرداخت میشود که منابع آن از طریق مالیاتهای ملی بر املاک و مستغلات، دخانیات وارداتی، مواد قابل اشتعال و غیره تامین میشود.
بحرانها فرصتی برای آزمودن خلاقیت و توان مدیریتی هستند. «شفافیت و اعتماد» پایه هر فرآیند جمعآوری منابع است و مشارکت جامعه، حتی با کمکهای کوچک، میتواند تاثیرات بزرگی ایجاد کند.
تجربه شهرداریهای لبنان نشان میدهد که حتی در شرایط بحرانی، جمعآوری منابع مالی امکانپذیر است اگر اصول شفافیت، مشارکت جامعه و مدیریت نوآورانه رعایت شود. وجود شفافیت در سیستم مدیریت شهری، با اعلام هزینهها، اهداف و مزایای طرحها به شهروندان، مطمئناً آنها را در تامین مالی هزینههای شهری مشارکت مستقیم خواهد داد و بودجه از عدم تعادل مصارف شهری و هزینهها خارج میشود. اما غافلگیری شهروندان، مانع از اعتماد آنها به مدیران شهری خواهد شد.
مراحل جمعآوری منابع مالی: درسهایی از لبنان
یکی از چالشهای اصلی شهرداریها در بحرانهای اقتصادی، محدودیت منابع مالی و دشواری جذب کمکهای مالی است. با توجه به تجربه لبنان، جمعآوری منابع مالی تنها یک فعالیت اداری یا سازمانی نیست؛ بلکه یک فرآیند استراتژیک و چندمرحلهای است که نیازمند برنامهریزی دقیق، تعامل مستمر با جامعه و مهارتهای مدیریتی است. شهرداریها برای موفقیت در این مسیر باید ابتدا نیازهای واقعی جامعه را شناسایی کنند؛ سپس اهداف جمعآوری منابع را بهصورت روشن و قابل اندازهگیری تعیین کنند. این اهداف میتوانند شامل تامین بودجه برای خدمات پایهای مانند جمعآوری زباله، تامین روشنایی خیابانها، ارائه بستههای بهداشتی و غذایی یا سرمایهگذاری در پروژههای کوچک توسعهای باشد.
شناسایی تامینکنندگان و کمپینهای موفق
مرحله بعدی، شناسایی تامینکنندگان مالی و ایجاد شبکه ارتباطی گسترده است. تامینکنندگان مالی میتوانند شامل افراد محلی، مهاجران، بخشخصوصی، بنیادها و حتی سازمانهای بینالمللی باشند. یکی از نمونههای موفق جمعآوری منابع در لبنان، کمپین شهرداری «بعلبک» است. این شهر با بحران اقتصادی شدید و کاهش بودجه عمومی مواجه بود و نمیتوانست خدمات پایهای مانند جمعآوری زباله و نگهداری فضای سبز را به شکل منظم ارائه دهد. شهرداری با همکاری کمیتههای محلی، یک کمپین چندمرحلهای طراحی کرد:
- شناسایی نیازها: ابتدا نیازهای اصلی شهر شناسایی شد.
- تخمین بودجه: برای هر بخش بودجه تخمینی در نظر گرفته شد.
- ارتباط با اهداکنندگان: با تجار محلی، خانوادههای خیر و سازمانهای مردمنهاد تماس برقرار شد.
- پیامرسانی شفاف: پیامهای شفافی درباره تاثیر کمکهای مالی بر زندگی روزمره شهروندان ارائه شد.
در این کمپین، داستان واقعی اهداکنندگان نقش بسیار مهمی داشت. یکی از اهداکنندگان، صاحب یک کسبوکار کوچک، در مصاحبهای اعلام کرد که کمک او صرفاً مالی نیست بلکه نشاندهنده تعلق و مسئولیت او نسبت به جامعه است. شهرداری با استفاده از این داستانها در رسانهها و شبکههای اجتماعی، الهامبخش مشارکت گستردهتر شد. نکته جالب این بود که کمکهای کوچک و مداوم از دهها شهروند، مجموعاً تاثیر مالی قابلتوجهی ایجاد کرد و حتی بخشهایی از پروژههای توسعهای شهر را نیز پوشش داد.
چالشها و راهکارهای شفافیت
با وجود این موفقیتها، شهرداری با چالشهایی نیز مواجه شد. یکی از مهمترین مسائل، حفظ شفافیت و اعتماد اهداکنندگان بود. برخی اهداکنندگان نگران بودند که کمکهایشان به شکل موثر استفاده نشود. برای حل این مشکل، شهرداری گزارشهای دورهای منتشر کرد که شامل جزئیات هزینهها، نتایج حاصل و تغییرات ملموس در شهر بود. این شفافیت اعتماد اهداکنندگان را افزایش داد و حتی باعث شد برخی سازمانهای بینالمللی منابع بیشتری اختصاص دهند. یکی دیگر از ابتکارات موفق، استفاده از مدل «پیشنهاد مشارکت کوچک» بود.
در این روش، شهروندان با مبالغ اندک اما مداوم در پروژهها شرکت کردند. حتی کسانی که توان مالی بالایی نداشتند، احساس میکردند در بخشی از تغییرات شهر سهیم هستند و این حس تعلق، انگیزه آنان را برای مشارکت طولانیمدت افزایش داد. شهرداری با ارائه گزارشهای تصویری و داستانهای واقعی از تاثیر کمکها، این مشارکت را تقویت کرد.
اهمیت پیامرسانی و مدیریت منابع
پیامرسانی و طراحی کمپین جمعآوری منابع مرحله کلیدی دیگری است. پیامها باید بهصورت روشن و قانعکننده نشان دهند که هر کمک مالی چگونه میتواند زندگی شهروندان را بهبود دهد و چه تاثیری بر پایداری خدمات شهری خواهد داشت. استفاده از رسانههای مختلف، از شبکههای اجتماعی گرفته تا تبلیغات محلی و نشستهای عمومی، به افزایش آگاهی و مشارکت کمک میکند. به عنوان مثال، شهرداری یکی از شهرهای لبنان برای نصب سیستم پمپ خورشیدی جهت تامین آب و برق، با انتشار اطلاعیهای به نقش حضور جامعه محلی برای آینده روشن و پایدار شهر اشاره کرد:
«ما در حال شروع یک پروژه بلندپروازانه برای نصب یک سیستم پمپ خورشیدی برای جامعه خود هستیم. این ابتکار فقط پاسخی به کمبودهای مکرر برق که بر تامین آب ما تاثیر میگذارد، نیست؛ بلکه گامی پیشگیرانه برای دسترسی مداوم به آب تمیز و مقرون به صرفه برای هر خانوار در جامعه ما است. آب تمیز سنگبنای زندگی سالم و بهداشتی است. با این حال، وابستگی فعلی ما به یک شبکه برق ناپایدار، این ضرورت اساسی را در معرض خطر قرار داده است. سیستم پمپ خورشیدی تضمین میکند که تامین آب ما دیگر در معرض قطع برق نباشد. مشارکت شما در این پروژه چیزی بیش از تامین مالی ارتقای فناوری خواهد بود. این گواهی بر تعهد شما به سلامت و رفاه آینده جامعه ما خواهد بود.»
پس از جذب کمکها، مرحله مدیریت و نظارت اهمیت حیاتی پیدا میکند. شهرداریها باید شفافیت کامل در هزینهکرد منابع را تضمین کنند و با ارائه گزارشهای منظم به اهداکنندگان، اعتماد آنان را حفظ کنند. این گزارشها شامل جزئیات نحوه مصرف کمکها، نتایج حاصل و تغییرات محسوس در زندگی شهروندان است. تجربه لبنان نشان داد که شهرداریهایی که شفافیت مالی بیشتری داشتند، توانستند منابع بیشتری جذب کنند و مشارکت جامعه را تقویت کنند. این مرحله همچنین فرصتی برای بازخورد گرفتن از اهداکنندگان و اصلاح استراتژی جمعآوری منابع فراهم میکند.
عقبماندگی تهران از شفافیت
در کنار تجربه موفق لبنان از بهکارگیری سیستم «شفافیت» در مدیریت شهری، تهران با فقر شفافیت توسط مدیران شهری مواجه است. سامانه شفافیت مدیریت شهری که در آن باید هرگونه برنامه عملیاتی، تصمیمات، فعالیتها، قراردادها و مالیاتها برای گزارش به شهروندان اعلام شود، از سال ۱۴۰۰ بهروزرسانی نشده است. با توجه به اینکه یکی از اجزای اصلی تامین بودجه پایتخت، درآمدهای حاصل از ساختوساز است و نبض تامین درآمد این ساختوساز با صدور پروانهها و بخشی به واسطه مجوزدهی تغییر کاربری تامین میشود، این «نبود شفافیت» مانع از دید روشن به شهروندان در راستای رکود ساختوساز است.
افزایش تورم عمومی و به موازات آن افزایش تورم مسکن و تورم تولید مانع از فعالیت سازندگان شده و در نتیجه با رکود ساختوساز، مدیریت شهری با کاهش چشمگیر پروانههای ساختمانی مواجه شد که این امر منجر به کاهش درآمدهای شهری و کمبود منابع مالی برای تامین هزینههای شهری شد. در صورت وجود شفافیت در گزارشهای مدیران شهری، شهروندان از کمبود درآمدی آگاه شده و در جهت تامین منابع مالی اقدام میکردند. در واقع با اعلام عمومی، شهروندان در جمعآوری منابع مالی مشارکت میکردند اما به جای اعلام عمومی عمدتا با برنامههای غافلگیرانه و نبود آگاهی مواجه میشوند که این ناآگاهی حتی در بین اعضای شورای شهر نیز وجود دارد که در جلسه دو روز قبل به عملکرد مدیریت شهری به دلیل عدم شفافیت و هماهنگی با شورای شهر، اعتراض کردند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۲۰:۳۰ - ۱۴۰۴/۰۶/۰۵