خبر کامل
نقد و بررسی Metal Gear Solid Delta: بازسازی وفادار اما محافظهکارانه
پس از سالها رویکردهای بحثبرانگیز، شرکت کونامی با تمرکز بر احیای فرنچایزهای محبوب خود، بار دیگر به صنعت بازیهای ویدیویی بازگشته است. در ادامه مسیر احیای عناوینی چون Silent Hill، اکنون نوبت به بازسازی یکی از برجستهترین تجربههای نسل ششم، یعنی Metal Gear Solid 3، رسیده است. عنوان جدید MGS Δ با وفاداری کامل به ریشههای خود، داستانی گیرا و گیمپلی سرگرمکننده را در قالبی مدرن ارائه میدهد، اما در عین حال، محافظهکاری بیش از حد سازندگان، مانع از دستیابی آن به پتانسیلهای کامل یک بازسازی نسل نهمی شده است.
سیاست، جنگ و عشق در دل یک مأموریت
داستان Metal Gear Solid Delta دقیقاً همان روایت اثر اورجینال را دنبال میکند. پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکلگیری دوران جنگ سرد، بازیکن در نقش John، ملقب به Naked Snake، به نقطه آغاز خط زمانی فرنچایز بازمیگردد. مأموریت محرمانه Virtuous Mission در خاک شوروی آغاز میشود؛ جایی که Snake وظیفه دارد دانشمند روسی، Nikolai Sokolov، را نجات داده و به آمریکا بازگرداند.

با وجود موفقیت اولیه Snake در بازیابی Sokolov، اتفاقی غیرمنتظره مأموریت را با شکست مواجه میکند. Boss، استاد Snake و مادر نیروهای ویژه، به شکلی غیرمنتظره در مقابل او ظاهر شده و مانع از اتمام مأموریت میشود. Snake پس از سالها در برابر استاد خود قرار میگیرد، در حالی که او اکنون به شوروی پیوسته و گویی تمام ارزشهای خود را زیر پا گذاشته است. پس از یک مقابله کوتاه، Snake به شدت زخمی شده و توسط Major Zero نجات پیدا میکند.
یک هفته بعد، Snake پس از بهبودی بازمیگردد، اما این بار اهداف مأموریتش گسترش یافته و شکلی رسمی به خود گرفته است. او نه تنها باید Sokolov را نجات دهد، بلکه باید استاد خود، Boss، را نیز از بین ببرد. اینجاست که افسانهای که در طول فرنچایز طنینانداز شده، آغاز میشود.

داستان و روایت بازی تقریباً به طور کامل دستنخورده باقی مانده است، که این یک نکته مثبت محسوب میشود؛ زیرا داستان MGS 3 همچنان روایتی بسیار خوب با تعلیق مطلوب است. نحوه ارائه و کارگردانی کوجیما نیز به طور کامل حفظ شده و کاتسینها و دیالوگها دقیقاً به همان شکل سابق، اما با جلوهای مدرنتر، ارائه میشوند. به لطف موشنکپچر و چهرههای پرجزئیات، کاتسینها پویاتر شده و احساسات شخصیتها بهتر به بازیکن منتقل میشوند. با این حال، یکی از موارد عجیب، عدم ضبط صداهای جدید برای شخصیتها یا حداقل برخی از آنها و استفاده از صداهای اورجینال است.
اگرچه صداپیشگیهای اورجینال همچنان مطلوب هستند، اما ظرفیت ضبط مجدد صدا برای شخصیتهایی مانند Snake وجود داشت تا حس پویاتری به او ببخشد. حتی David Hayter نیز تمایل داشت مجدداً این فرصت را داشته باشد، اما این اتفاق به شکل عجیبی رخ نداده است. البته دیالوگهای تازهای از جمله برای Major Zero و Para-Medic وجود دارد، اما این موارد بسیار جزئی و محدود هستند.
اینجاست که نشانههای محافظهکاری افراطی آشکار میشوند. احترام به کارگردانی کوجیما در این بازسازی قابل درک است، زیرا MGS 3 یکی از برترین آثار تاریخ گیمینگ است و سازندگان به وضوح میخواستند به اثر اصلی وفادار بمانند. اما از نقطهای به بعد، این وفاداری بهانهای برای محافظهکاری بیش از حد شده که در ادامه نقد، به یک تم ثابت تبدیل خواهد شد.
همان همیشگی با چاشنی مدرن
در بخش گیمپلی، ظرفیتهای متعددی دستنخورده باقی ماندهاند. کلیت روند، رویکرد و حتی چگونگی تعامل با مکانیزمهای گیمپلی دقیقاً مشابه اثر اورجینال است، با این تفاوت که برخی المانهای جزئی و کنترلهای جدید اضافه شدهاند. اگر نسخه اورجینال را تجربه کرده باشید، میدانید که کنترلهای آن یکی از دشوارترین بخشها بود که در نسخه Subsistence کمی بهبود یافت.

نسخه ریمیک اکنون امکان انتخاب بین کنترل Legacy و کنترلهای جدید را فراهم میکند که یک پیشرفت مثبت است. کنترلهای مدرن، بازی را تا حد زیادی به تجربه MGS V نزدیک کرده و روند گیمپلی بهتری را به ارمغان میآورند، هرچند که همچنان انعطافپذیری قسمت پنجم را ندارند. سیستمهای مختلف گیمپلی نیز همچنان به قوت خود باقی هستند.
بازیکن میتواند به شکل مخفیکاری یا اکشن پیش برود و بازی تمام ابزارهای مورد نیاز را در اختیارش میگذارد. محیط جنگلی بازی حس و حال زندهتری به خود گرفته و با استفاده بهینه از Camouflageهای مختلف، میتوان از المانهای محیطی برای پنهان شدن و از پا درآوردن دشمنان استفاده کرد. یکی از المانهای تازهای که اضافه شده، Bullet Drop یا سقوط تیرهای شلیکشده است که یک بعد استراتژیک جزئی به بازی میافزاید و بازیکن باید فاصله و میزان سقوط گلوله را تخمین بزند.

کنترل اسلحهها و گانپلی بازی همچنان شباهت بسیاری به اثر اورجینال دارد، که میتوانست از نسخه پنجم الگوبرداری کند. بازیکن میتواند بین حالت اولشخص و سومشخص جابهجا شده و تیراندازی کند. سیستم Survival و بقای بازی نیز همچنان قوی است؛ دقیقاً مانند اثر اورجینال، بازیکن از طریق منو به زیرمنوهای Cure و Food دسترسی دارد که به ترتیب برای درمان و تأمین انرژی Snake کمک میکنند.
در طول ماجراجویی، Snake ممکن است به اشکال مختلفی زخمی شود و برای بقا نیازمند درمان این زخمها است. این یکی از سیستمهای تحسینبرانگیز اثر اورجینال بود که در این ریمیک نیز حفظ شده است. بازیکن باید با توجه به نوع زخم و شرایط، با استفاده از آیتمهای درمانی مانند پانسمان و ضدعفونیکننده، زخم را احیا کند. بسیاری از این آیتمها را میتوان با گشتوگذار در محیط بازی یافت.
سیستم Food نیز به همان شکل سابق بازگشته است؛ Snake برای بقا نیازمند یافتن غذا و تأمین انرژی خود است. شکار حیوانات، میوهها و موارد دیگر اهمیت زیادی دارد. در محیطهای جنگلی، با انواع مختلفی از حیوانات مانند مارها، کروکودیلها، خرگوش و گونههای جانوری دیگر یا حتی سبزیجات روبهرو میشوید و میتوانید با شکارشان، از آنها تغذیه کنید. البته این موارد ممکن است تأثیرات مثبت یا منفی داشته باشند، بنابراین باید در رژیم غذایی خود دقت کنید.

این سیستمها حداقل در ابعاد کارایی، نیازمند تغییرات خاصی نبودند و حتی در گذشته نیز بسیار خاص و متمایز جلوه میکردند، اما قطعاً پتانسیل زیادی برای گسترش آنها وجود داشت. به عنوان مثال، سازندگان میتوانستند مانند Ghost Recon Breakpoint، انیمیشنهای اختصاصی درون بازی برای تمامی این اعمال اضافه کنند تا تجربه یکپارچهتر به نظر برسد، به جای اینکه کلیت روند درمان یا تغذیه صرفاً از طریق منوها انجام شود. این مسئله حتی میتوانست درهای تاکتیکالتر را به روی این تجربه باز کرده و بازیکن را مجاب به یافتن مکانی بهینه و امن برای درمان زخمهای خود کند.
به طور کلی، پتانسیلهای زیادی در این ریمیک نهفته است که متأسفانه به هیچ عنوان مورد استفاده قرار نمیگیرد. MGS V و MGS 3 آثاری با ساختار متفاوت هستند، اما این ریمیک میتوانست الگوبرداریهای هدفمندی از MGS V داشته باشد. یکی دیگر از مواردی که میتوانست گیمپلی را یکپارچهتر کند، امکان انجام Grab یا CQC در هنگام کاورگیری و نزدیک شدن دشمنان بود.
پیوستگی و بازدهی کنترلهای بازی به هیچ عنوان به استانداردهای MGS V نمیرسند و این مسئله در کلیت حرکات و Movement بازی نیز مشهود است. Metal Gear Solid Δ همچنین ظرفیت مطلوبی برای گسترش تعامل محیطی و ایجاد راههای تازه برای گذر از موانع، مقابله با دشمنان و مخفیکاری دارد که متأسفانه مورد استفاده قرار نگرفته و دستنخورده باقی میمانند.

یکی دیگر از موارد عجیبی که در این نسخه بهبود نیافته است، صفحات لودینگ بین محیطهاست! این منقطع بودن محیطها رویکردی اختصاصی برای بهینهسازی بازی اورجینال برای PS2 بود و ارائه آن به شکل قدیمی در این ریمیک به هیچ عنوان منطقی نیست. این مورد نه به استایل خاص کوجیما ارتباطی دارد و نه کمکی به نحوه ارائه بازی میکند، اما با این وجود همچنان شاهد محیطهای منقطع با یک صفحه لودینگ کوتاه در میان آنها هستیم که به شدت عجیب است.
این مورد مستقیماً ما را به مبحث طراحی مراحل متصل میکند که با وجود تمام ارتقاهای گرافیکی و فنی، سن آن به خوبی جلوه میکند. محیطهای خطی منقطع که با صفحات لودینگ به یکدیگر متصل میشوند، در سال ۲۰۲۵ برای یک اثر «نسل نهمی» وجهه خوبی ندارند. MGS 3 یک تجربه خطی بود و مسلماً انتظار میرفت این خصوصیت آن در ریمیک بازیابی شود، اما هیچ مانعی در ایجاد یکپارچگی بین محیطها، اتصال آنها و حتی گسترشهای هدفمند برای ایجاد مسیرها یا راههای جدید تجربه وجود نداشت. اما با این وجود، نه تنها هیچ یک از این موارد را در این بازسازی شاهد نیستیم، بلکه شاهد بازیابی خصوصیات منسوخشده نسخه نسل ششمی هستیم!
لازم به ذکر است که ابعاد تعاملی این اثر «ضعیف» نیستند؛ Metal Gear Solid 3 حتی در همان دوران نیز گیمپلی جذاب و سرگرمکننده با کشش بالایی داشت و این خصوصیت همچنان در این بازسازی نیز مشهود است. با این وجود، به عنوان یک بازسازی و همچنین پیشرفت فرنچایز در ابعاد گیمپلی تا استانداردهای قسمت پنجم، این رویکرد بیش از حد محافظهکارانه «ناامیدکننده» است.

مود Snake VS Monkeys نیز مجدداً در این ریمیک بازیابی شده است! در این مود، Snake برای مأموریتی خاص و مهم اعزام میشود: یافتن میمونها! این مود جالب در استیجهایی که برگرفته از بخشهای مختلف بازی هستند جریان دارد و بازیکن وظیفه دارد تعدادی میمون را پیدا کند. همچنین با یک ساختار زمانمحور روبهرو هستیم که میتوان عملکرد خود را بهتر کرده و در زمان کوتاهتری میمونها را گیر انداخت. Snake VS Monkeys اگرچه یک مود عمیق نیست، اما میتواند برای مدتی سرگرمکننده باشد و خوب است که سازندگان این مود را در این نسخه قرار دادند. در نسخه PS5، شاهد همکاری Astro Bot با این بازی و حضور او در این مود هستیم.
گرافیک، ابعاد فنی و صداپردازی
تمرکز اصلی این ریمیک بر گرافیک، ابعاد فنی و صداپردازی بوده است. اولین چیزی که در نگاه اول به Metal Gear Solid Delta جلب توجه میکند، جهش عظیم گرافیکی و فنی آن است؛ این عنوان با موتور Unreal Engine 5 بازسازی شده و اکنون سینماتیکتر از همیشه به نظر میرسد.

چهرههای پرجزئیات، موشنکپچر عالی و جزئیات بالای محیط بازی همگی به غوطهوری این تجربه کمک شایانی میکنند و به طور کلی زمانی که بازی «به درستی کار میکند»، عالی به نظر میرسد. اما با وجود این توصیفات، UE5 همچون شمشیری دو لبه عمل کرده است؛ در یک طرف جزئیات عالی بازی را داریم و در طرف دیگر مشکلات بهینهسازی و عملکرد ضعیف این بازی روی کنسول PS5 که در برخی مواقع بسیار شدید میشود! این اثر از دو حالت کیفی Quality و Performance برخوردار است که به ترتیب بازی را با فریم ۳۰ و ۶۰ اجرا کرده و هر دو از رزولوشن پویا 4K پشتیبانی میکنند.
با این وجود، از آنجایی که با رزولوشن متغیر روبهرو هستیم، شرایط در این دو حالت بسیار متفاوت است؛ حالت Quality نهایتاً رزولوشن را تا 1080p کاهش میدهد تا بتواند به فریم هدف ۳۰ پایبند بماند، این در حالی است که در حالت Performance شاهد کاهش رزولوشن حتی تا 720p هستیم که حقیقتاً وحشتناک است، مخصوصاً اگر روی یک تلویزیون بزرگ به تجربه بازی بپردازید. حتی با وجود کاهش رزولوشن تا 720p، همچنان شاهد عملکردی بینقص نیستیم!

در هر دو حالت گرافیکی، شاهد افت فریمهای مختلفی هستیم که برخی از آنها بعضاً عجیب هستند. به عنوان مثال، یکی از موارد عجیب در حالتی است که دوربین بسیار به Snake نزدیک باشد، امری که در حالت Crouched و مخفیکاری زیاد اتفاق میافتد. در این حالت بعضاً حتی شاهد افت ۲۰ فریمی بازی بودیم، حتی با وجود آنکه در محیطی بسته حضور داشته و یا در حالت عادی بازی تقریباً به فریم ۶۰ خود پایبند است.
مورد آزاردهنده بعدی، کاهش رزولوشن تا 720p است که گاه به شدت تشخیص موارد مختلف یا حتی دشمنان را روی صفحه بزرگ دشوار میکرد. نیاز چنین اثر خطی و محدودی به چنین رزولوشنی تنها برای دستیابی به فریم ۶۰ نهچندان با ثبات، خبر از بهینهسازی ضعیف بازی میدهد. البته یک آپدیت ۳ گیگابایتی منتشر شد که کمی عملکرد کلی را بهبود داد، اما همچنان مشکلات پابرجا هستند و احتمالاً بازی نیازمند بهروزرسانیهای بیشتری خواهد بود. قابلیت Photo Mode نیز به این اثر افزوده شده که همیشه مورد مطلوبی است.
در نهایت به مبحث صداپردازی بازی میرسیم که بهبودهای متعددی در این بازسازی دریافت کرده است. Metal Gear Solid Delta در صداگذاری محیط خود از صداهای سهبعدی پشتیبانی میکند که موجب پویایی و گیرایی هر چه بیشتر محیط میشود. از صدای حیاتوحش در جنگلها تا وزش سنگین باد در کوهها و جنبوجوش نظامیها در پایگاهها، همگی به خوبی پیادهسازی شده و حس غوطهوری بازی را بهبود میبخشند.
همانطور که اشاره شد، شاهد صداپیشگیهای جدیدی در مقیاس گسترده نیستیم، اما خوشبختانه صداهای گذشته اکنون بروزرسانی شده و بهبود یافتهاند تا بر قالب مدرن بازی منطبق باشند. موسیقی و ساندترک فوقالعاده این اثر نیز بازگشته و نسخهای تازه از موسیقی نمادین “Snake Eater” نیز به صورت اختصاصی برای این بازی ضبط شده است که بسیار لذتبخش است.
گالری تصاویر










جمعبندی: Metal Gear Solid Delta: Snake Eater
Metal Gear Solid Delta تمام آن چیزی است که انتظار داشتیم از نسخه اورجینال بازگردد، اما در عین حال به شدت از برداشتن هر گونه قدمی به سمت بهبود معنادار و پیشرفت هراس دارد. روایت گیرا، کارگردانی جذاب و گیمپلی سرگرمکننده اورجینال همگی به خوبی به این بازسازی مدرن ترجمه شدهاند، اما به طور همزمان تمامی محدودیتهای اثر اورجینال نیز بازگشتهاند تا جلوی رسیدن این بازی به پتانسیل نهایی خود را بگیرند. رویکرد بیش از حد محافظهکارانه سازندگان موجب شده این اثر حتی نتواند شانه به شانه MGS V ده ساله بایستد. از بازگشت محیطهای منقطع و صفحات لودینگ میان آنها تا عدم گسترش یا بهبود ساختار بازی در مقیاسی هدفمند و حتی استفاده مجدد از صداهایی که دو دهه پیش برای شخصیتها ضبط شدهاند، همگی پتانسیلهای ریمیک را نابود کردهاند. در کنار این موارد، بهینهسازی ضعیف بازی موجب بروز افت فریمهای متعدد و عملکرد فنی نامتعادل بازی شده است. MGS Delta همچنان تجربه عالی قسمت سوم را در دل خود دارد، اما بازسازی بدون دل و جرأتی است که خودش را از قلههایی که میتوانست به آنها برسد منع میکند.
نکات مثبت:
- روایت گیرا و ارائه به شدت جذاب بازی
- گیمپلی سرگرمکننده
- نوسازی کنترلها و ارائه دو آپشن Legacy و New Style برای تجربه بازی
- بهبود گرافیکی چشمگیر و جزئیات عالی
- بازیابی مود Snake VS Monkeys
- موسیقی و ساندترک عالی
- اضافه شدن قابلیت Photo Mode
نکات منفی:
- استفاده مجدد از صداهای دو دهه پیش
- بازیابی محیطهای منقطع و صفحات لودینگ میان آنها به جای اتصال و ایجاد یکپارچگی در طراحی محیط
- افت فریمهای متعدد حتی در حالت Performance و کاهش شدید رزولوشن
- عدم وجود هرگونه پیشرفت ساختاری، المانهای تازه معنادار و قدم برداشتن در راستای ارائه تجربهای عمیقتر از اورجینال
امتیاز نهایی: ۸ از ۱۰
این بازی بر اساس کد ارسالی ناشر (Konami) و روی PS5 بررسی شده است.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۳:۳۰ - ۱۴۰۴/۰۶/۰۹