خبر کامل
ایمپلنت مغزی شخصیسازیشده، دردهای مزمن را تا ۵۰٪ کاهش میدهد

پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا سانفرانسیسکو به دستاوردی چشمگیر در درمان دردهای مزمن و درمانناپذیر دست یافتهاند. آنها موفق به توسعه یک ایمپلنت مغزی شخصیسازیشده شدهاند که با شناسایی دقیق فعالیتهای مغزی مرتبط با درد و اعمال تحریک عمیق مغز (DBS)، توانسته است کاهش قابل توجهی در شدت درد بیماران ایجاد کند. این روش نوین، امیدهای تازهای را برای میلیونها نفر که از دردهای مزمن رنج میبرند، زنده کرده است.
کاهش چشمگیر درد و بهبود کیفیت زندگی
نتایج این مطالعه نشان میدهد که استفاده از این روش نوین میتواند شدت درد روزانه بیماران را به طور متوسط ۵۰ درصد کاهش دهد. این در حالی است که در گروه دریافتکننده درمان نمایشی (شام)، شدت درد حتی ۱۱ درصد افزایش داشته است. علاوه بر کاهش درد، این درمان تأثیرات مثبت دیگری نیز بر زندگی بیماران گذاشته است:
- افزایش فعالیت جسمی: شمار گامهای روزانه بیماران در دوره دریافت تحریک واقعی ۱۸ درصد بیشتر شد، در حالی که این رقم در حالت شام تنها ۱ درصد بود.
- بهبود سلامت روان: بیماران در طول درمان واقعی از کاهش علائم افسردگی و بهبود قابل توجه کیفیت زندگی خود خبر دادند.
شخصیسازی در برابر رویکرد یکسانسازی
درد مزمن حدود ۲۰ درصد از جمعیت آمریکا را تحت تأثیر قرار میدهد و بسیاری از بیماران به درمانهای رایج پاسخ مناسبی نمیدهند. یکی از دلایل اصلی این مسئله، تغییرات بنیادین در مدارهای مغزی است که با درمانهای معمول بهسختی هدف قرار میگیرند.
روش DBS پیشتر در درمان درد مزمن مورد استفاده قرار گرفته، اما اغلب نتایج آن ناپایدار بوده است؛ زیرا معمولاً نقاط یکسانی از مغز در همه بیماران تحریک میشوند. اما پژوهشگران آمریکایی با بهکارگیری یک رویکرد شخصیسازیشده، ابتدا با استفاده از الکتروانسفالوگرافی درونجمجمهای، فعالیت مغزی شش بیمار را در ۱۴ ناحیه مختلف به مدت ۱۰ روز بررسی کردند. این بررسی دقیق به آنها امکان داد تا برای پنج نفر از این بیماران، نواحی و فرکانس بهینه تحریک را شناسایی کنند.
یکی از بیماران که پیشتر قادر به هیچگونه تماس فیزیکی نبود، پس از درمان توانست برای اولین بار بعد از چندین سال همسرش را در آغوش بگیرد؛ نشانهای از بهبود عملکرد جسمی و اجتماعی که از نظر پژوهشگران معنادار تلقی شد.
نقش یادگیری ماشینی در درمان هوشمند
در مرحله بعد، محققان با کمک یادگیری ماشینی توانستند الگوهای الکتریکی مغز را در زمان شدتهای مختلف درد تشخیص دهند. سپس برای هر بیمار الکترودهای دائمی DBS کار گذاشته شد که بهطور خودکار فعالیت مغزی را پایش کرده و تنها در هنگام افزایش درد، تحریک بهینه را اعمال میکردند. این سیستم هوشمند در زمان خواب نیز غیرفعال میشد.
پس از شش ماه تنظیم دقیق، یک کارآزمایی دوسویهکور انجام شد که نتایج آن نشاندهنده اثربخشی چشمگیر تحریک شخصیسازیشده در مقایسه با حالت نمایشی بود. این دستاوردها در پیگیری ۳.۵ ساله نیز پایدار باقی ماندند.
چالشها و افقهای آینده
تیم دنیسون از دانشگاه آکسفورد اشاره میکند که یکی از مشکلات رایج در فناوری DBS، پدیده عادتپذیری مغز است که موجب کاهش اثر تحریک در طول زمان میشود. اما در این پژوهش، از آنجا که تحریک تنها هنگام بروز درد انجام میشد، اثرات درمانی در طولانیمدت نیز حفظ شدند. او تأکید کرد که مرحله بعدی پژوهش، مقایسه تحریک تطبیقی با تحریک مداوم خواهد بود تا تفاوت نتایج بهتر مشخص شود.
با این حال، دنیسون هشدار داد که ابعاد اقتصادی و مقیاسپذیری این روش همچنان چالشبرانگیز است و نیاز به تحقیقات بیشتر در زمینه روشهای کمتر تهاجمی تحریک عصبی احساس میشود.
این دستاورد نوین میتواند افقهای تازهای برای درمان میلیونها بیمار مبتلا به درد مزمن بگشاید؛ بیماریای که تاکنون بسیاری از مبتلایان آن امیدی به بهبود پایدار نداشتند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۶:۳۰ - ۱۴۰۴/۰۶/۰۹