آیکون خبر

خبر کامل

قمرالملوک وزیری: روایتی جسورانه از زندگی و هنر در دوران ممنوعیت‌ها

قمرالملوک وزیری: روایتی جسورانه از زندگی و هنر در دوران ممنوعیت‌ها

روایتی از زندگی هنری قمرالملوک وزیری: از قزوین تا تهران

در سال‌هایی که مضمون یک ترانه می‌توانست سرنوشتی تازه برای خواننده‌اش رقم بزند و تغییر پوشش روی صحنه معنایی فراتر از یک انتخاب هنری داشت، قمرالملوک وزیری (۱۳۳۸-۱۲۸۴) مسیر خود را با جسارت دنبال کرد. نشریه «آسیای جوان» در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۲۹ روایتی را به نقل از او منتشر کرد؛ از صفحه «مارش جمهوری» که برایش دردسرساز شد تا احضارش به نظمیه برای التزام دادن به حجاب و برگزار نکردن کنسرت در سال‌های ۱۳۰۸ و ۱۳۰۹. آنچه می‌خوانید روایتی زنده از فراز و فرودهای زندگی هنری زنی است که نامش در تاریخ موسیقی ایران ماندگار شد.

آغاز شهرت در قزوین و دعوت به همدان

قمرالملوک وزیری چند سالی را در قزوین گذراند و در این مدت به آوازه‌خوانی معروف تبدیل شد. او بیان می‌کند که مخالفت‌های همسر و گرفتاری‌های محیط خرافاتی نتوانستند مانع رسیدن او به هدفش شوند. پس از مدتی اقامت در قزوین، کمتر کسی بود که او را نشناسد و نامه‌های دعوت از سراسر ایران برایش ارسال می‌شد که او را نسبت به آینده امیدوار می‌کرد.

روزی در میان نامه‌هایی که از تهران به دستش رسید، نامه‌ای از مرتضی‌خان نی‌داود توجه او را جلب کرد. نی‌داود در نامه نوشته بود که چند روز دیگر به قزوین می‌آید تا به اتفاق به همدان عزیمت کنند و در کنسرتی شرکت کنند.

دیدار با عارف قزوینی و حواشی کنسرت

قمرالملوک به محض ورود به قزوین قصد داشت به دیدار عارف قزوینی، شاعر عالی‌قدر ایران برود، اما اطرافیانش او را از این کار منع کردند و دلیلشان این بود که عارف کسی را نمی‌پذیرد و کنج انزوا اختیار کرده است. با این حال، قمرالملوک ناامید نشد و پس از دو روز اقامت در همدان، صبح روز سوم که شب آن کنسرت داشت، به منزل عارف رفت و موفق به ملاقات او شد.

من عارف را ندیده بودم و تنها اسما او را می‌شناختم اما با دیدن وی مهرش در دلم جای گرفت و فهمیدم که مرد بزرگ و آزادمنشی است و شاید کمتر مانند داشته باشد این‌جا بود که ارادتم به وی فزونی یافت.

او عارف را به کنسرت خود دعوت کرد و عارف نیز با کمال میل پذیرفت. کنسرت آن شب مورد توجه حضار قرار گرفت و چندین گلدان نقره به قمرالملوک اهدا شد، از جمله یک گلدان بزرگ از سوی شاهزاده نیرالدوله (حاکم همدان) که قمرالملوک آن را به عارف تقدیم کرد.

روز بعد، شاهزاده نیرالدوله از این اقدام گله کرد. قمرالملوک برای اثبات اینکه قصد اهانت نداشته، مجبور شد در شب دوم نمایش توضیح دهد که تقدیم گلدان به عارف صرفاً به دلیل ارادتش به او بوده و گلدان اهدایی حاکم نیز به دلیل بزرگتر و زیباتر بودن انتخاب شده بود. اما از آنجا که حکومت وقت با عارف مخالف بود، این اقدام موجب شد که قمرالملوک در حضور تماشاچیان توضیحاتی ارائه دهد.

پیامدهای «مارش جمهوری» و آزادی پوشش

پس از کنسرت، قمرالملوک تصمیم گرفت جوانی را که از همدان برایش نامه می‌فرستاد و به آوازش علاقه نشان داده بود، ملاقات کند. مشخص شد که او به دلیل نگهداری یکی از صفحات قمرالملوک که «مارش جمهوری» را خوانده بود، به جرم جمهوری‌خواهی زندانی شده است. در آن زمان، سردار سپه دستور داده بود صداهای جمهوری‌خواهی خاموش شوند و صفحه «مارش جمهوری» نیز جمع‌آوری شده بود و هرکس آن را نگه می‌داشت، تحت تعقیب قرار می‌گرفت.

با تغییر رژیم و فرا رسیدن دوره آرامش، مردم علاقه بیشتری به موسیقی نشان می‌دادند. به قمرالملوک پیشنهاد شد که بدون چادر در نمایش موزیکال گراند هتل حاضر شود. این اقدام در آن زمان نیازمند تهور و جسارت زیادی بود، زیرا یک زن بدون پشتیبانی می‌بایست برخلاف معتقدات مردم و بدون حجاب در صحنه ظاهر می‌شد.

تصمیم گرفتم با وجود تمام مخالفت‌ها شب نمایش بدون حجاب روی صحنه در مقابل هزارها جفت چشم متعجب اهالی تهران ظاهر شوم و پیه کشته شدن را به تن خود بمالم.

شب نمایش فرا رسید و قمرالملوک بدون حجاب روی سن ظاهر شد. هیچ حادثه‌ای رخ نداد و حتی مورد استقبال قرار گرفت. این موضوع به او قوت قلب بخشید و از آن پس گاه و بیگاه بدون حجاب در نمایش‌ها شرکت می‌جست. او حدس می‌زند که فکر برداشتن حجاب از همان زمان در شرف تکوین بوده است.

احضار به کمیسری و تعهد کتبی

روزی عصر، دو آژدان به منزل قمرالملوک آمدند و او را به کمیسری احضار کردند. او که پیش از این نیز توسط سرتیپ درگاهی (رئیس نظمیه وقت) احضار شده و اندرز گرفته بود که از خواندن تصنیف «مارش جمهور» خودداری کند، از این احضار جدید متعجب و هراسان شد.

در کمیسری، قمرالملوک و کلفتش به اتاقی تاریک و کثیف هدایت شدند که بیشتر شبیه به زندان بود. پس از بیش از یک ساعت انتظار، رئیس کمیسری با تکبر وارد شد و از قمرالملوک خواست برگه‌ای را امضا کند. قمرالملوک که سواد نداشت، از او خواست خودش متن را بخواند. مضمون برگه این بود که او متعهد شود:

  • بدون حجاب در کوچه نرود.
  • کنسرت ندهد.
  • بدون اجازه شهربانی صفحه پر نکند.

قمرالملوک از این درخواست عصبانی شد و به رئیس کمیسری اعتراض کرد که چرا او را با مامورین جلب کرده‌اند در حالی که می‌توانستند پیغام بفرستند. رئیس کمیسری با پوزش‌خواهی گفت که این دستور از سوی سرتیپ کوپال (رئیس وقت نظمیه پس از درگاهی) بوده است. قمرالملوک با وجود اعتراض، ناگزیر برگه را امضا کرد و تصمیم گرفت دیگر در مجالس و کنسرت‌ها شرکت نکند.

شب‌نشینی به افتخار سرتیپ کوپال و بحث حجاب

چند روز بعد، یکی از صاحب‌منصبان نظمیه که از نزدیکان سرتیپ کوپال بود، به دیدار قمرالملوک آمد و او را به مهمانی مجللی در منزل سرهنگ پاشاخان به افتخار سرتیپ کوپال دعوت کرد. قمرالملوک ابتدا باور نکرد که کوپال او را دعوت کرده باشد، اما با ارائه کارت دعوت، ناگزیر به مهمانی رفت.

در مهمانی، سرتیپ کوپال با احترام با قمرالملوک برخورد کرد و از او خواست که او را نیز به شب‌نشینی‌های دوشنبه و چهارشنبه خود دعوت کند. قمرالملوک در پاسخ گفت که تا زمانی که او رئیس نظمیه است، از دعوت کردنش معذور است، زیرا دستور جلب او را داده و از او تعهد گرفته است. کوپال این موضوع را انکار کرد و از ادیب‌السلطنه سمیعی خواست که شهادت دهد او چنین دستوری نداده است.

در آن شب، بحث‌هایی درباره رفع حجاب مطرح شد و سرتیپ کوپال درباره اهمیت هنرمندان در کشورهای دیگر صحبت کرد. در نهایت مشخص شد که از همان زمان، مسئولین در فکر رفع حجاب بودند، اما می‌خواستند این کار به گونه‌ای انجام شود که با واکنش شدید مواجه نشود. به همین دلیل، درباره کسانی که خود بدون حجاب ظاهر می‌شدند، تحقیقات کافی انجام می‌دادند و با شرایط خاصی به آن‌ها اجازه خروج بدون چادر را می‌دادند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗