خبر کامل
بررسی زمینهها و اهداف تهاجم سراسری عراق به ایران در سال ۱۳۵۹

زمینهها و اهداف تهاجم سراسری عراق به ایران در سال ۱۳۵۹
در آستانه چهل و پنجمین سالگرد هجوم سراسری رژیم بعثی عراق به خاک ایران، بررسی دقیق زمینهها و اهداف این تهاجم که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ آغاز شد، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این مقاله به تحلیل عوامل محرک صدام حسین برای آغاز جنگ تحمیلی میپردازد.
زمینههای شکلگیری تهاجم
پس از گذشت بیش از یک سال از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران به دلیل ستیزهجویی با منافع استکبار جهانی و عدم سازش، تحت فشارهای شدید داخلی و خارجی قرار داشت. ادامه نگهداری گروگانهای آمریکایی در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی، خصومت آمریکا با انقلاب اسلامی را تشدید کرده بود. این وضعیت، بهویژه برای جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، که موقعیت دموکراتها برای پیروزی مجدد در انتخابات ریاست جمهوری به شدت تحت تأثیر گروگانگیری بود، اهمیت زمانی ویژهای داشت.
با فرارسیدن سال ۱۳۵۹، تحولات داخلی و خارجی ایران ابعاد جدیدی به خود گرفت. تنشها در مرزهای ایران و عراق به طور چشمگیری افزایش یافت. در ۱۸ فروردین ۱۳۵۹، تنها یک روز پیش از اعلام قطع رابطه آمریکا با ایران، صدام حسین، رئیسجمهور عراق، خواستار خروج ایران از جزایر سهگانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی شد و اعلام کرد که عراق آماده است تمام اختلافات خود با ایران را با زور حل کند.
همزمان، یکی از مقامات کاخ سفید از بررسی عملیات نظامی احتمالی آمریکا، از جمله محاصره دریایی و هوایی ایران و جنگ در بیابان، خبر داد.
شکست عملیات طبس و تشدید فشارها
عملیات طبس در ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹، که بخشی از تلاشهای آمریکا برای آزادسازی گروگانها بود، به شکستی بزرگ برای آمریکا و به ویژه برای کارتر تبدیل شد. پس از این واقعه، برژینسکی اظهار داشت که آمریکا قادر است تمام تلاشها و وسایل لازم را برای وادار کردن ایران به پذیرش نظریات آمریکا به کار گیرد.
در همین دوره، عراق با تشدید درگیریهای مرزی و استفاده از عوامل خود در شهرهای مرزی ایران، از جمله خرمشهر، به بمبگذاری و خرابکاری دست زد. این وضعیت، دو کشور را در آستانه جنگ قرار داد و محافل سیاسی-نظامی جهان تحلیلهای متفاوتی ارائه کردند. مجله اشپیگل در این باره نوشت:
<دلایل بسیاری وجود دارد که جمهوری اسلامی ایران در یک جنگ مسلحانه با عراق شکست خواهد خورد، زیرا عراق دارای یک ارتش مجهز و تعلیمیافته است. به همین دلیل دولت عراق سعی نمیکند که از عصبانیت قبلی بکاهد.
همچنین، هرالد تریبون در تحلیلی بیان کرد:
تحلیلگران آمریکایی معتقدند که در حال حاضر ارتش ایران قادر نیست از مرزهای کشور علیه هرگونه تهاجم مشخص دفاع نموده و در یک جنگ سخت و سنگین پیش از چند روز و شاید یک یا دو هفته دوام بیاورد.
تأثیر جنگ بر اوضاع داخلی و تغییر موقعیت جناح موسوم به لیبرالها نیز بخش دیگری از تحلیلها بود. مجله الحوادث در این زمینه نوشت:
بنیصدر میداند ارتش وی که اکنون فاقد انسجام و سازمان مناسب است، قادر به رویارویی با ارتش عراق نمیباشد و از آن گذشته رهبران ارتش یا اعدام شده و یا فرار کردهاند و تکنسینها کنار گذاشتهشدهاند، اما خوب میداند که اگر ارتش عراق بخواهد وارد ایران بشود، برای وی فرصتی خواهد بود تا نیروهای ملی و ارتش را به شکل مناسبتری به دور خود گردآورد.
کودتای نافرجام نقاب و نقش عراق
پس از ناکامی آمریکا در تشدید فشارهای داخلی و خارجی و به ویژه شکست عملیات طبس، کودتای نافرجام نقاب که از مدتها قبل طرحریزی شده بود، به اجرا درآمد. اطلاعات به دست آمده نشان میدهد که آمریکاییها پس از ماجرای طبس، طرح کودتا و جنگ را بررسی کرده و کودتا را در اولویت قرار داده بودند. یکی از عناصر کودتا در اعترافات خود مینویسد:
بحث بود که بین جنگ و کودتا، ابتدا کدام یک شروع شود. در صورت شکست کودتا جو حاکم بر ارتش و بیاعتمادی و غیره، زمینه خوبی جهت ایجاد جنگ فراهم مینمود.
همزمان با کودتا، عراق با ایجاد درگیری در ۲۰ منطقه مرزی، اوضاع را متشنج کرد تا توجهات از مسائل داخلی به مرزها معطوف شود. شواهد و قرائن نشان میدهد که عراق و برخی دیگر از کشورهای منطقه در کمک و حمایت از عناصر کودتاچی نقش فعالی داشتند. صدام پس از شکست کودتا، بار دیگر برای آغاز جنگ اعلام آمادگی کرد و در یکی از سخنرانیهایش گفت:
اینک برای استرداد سه جزیره واقع در خلیجفارس که توسط شاه اشغالشده است، توانایی نظامی لازم را داریم. هرگز از زمان اشغال این سه جزیره ساکت ننشستهایم و پیوسته از نظر نظامی و اقتصادی برای پس گرفتن سه جزیره مذکور آمادگی داشتهایم.
همانطور که برژینسکی پیشتر اشاره کرده بود، واگذاری نقش جدید به عراق برای وادار کردن ایران به پذیرش خواستههای آمریکا، سبب شد که عراق پس از شکست کودتا، بیدرنگ مقدمات لازم را با انتقال نیرو به مرز و گسترش درگیری در نوار مرزی فراهم کند.
اهداف عراق از تهاجم سراسری
پس از آنکه صدام قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را در ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰ (۲۶ شهریور ۱۳۵۹) لغو و تسلط کامل عراق بر آبراه اروند را اعلام کرد، حاکمان بغداد با این باور که توازن نظامی به نفع کشورشان تغییر کرده و همه عوامل از جمله اوضاع ایران، وضعیت منطقه و مناسبات بینالمللی به تحقق اهداف آنها کمک خواهد کرد، در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تهاجم سراسری خود را از هوا، دریا و زمین به خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند.
توان نظامی عراق در آغاز جنگ
در آغاز تهاجم، نیروی زمینی عراق بالغ بر ۴۸ یگان شامل ۱۲ لشکر (پنج لشکر پیاده، پنج لشکر زرهی و دو لشکر مکانیزه) و ۱۵ تیپ مستقل (۱۰ تیپ پیاده، یک تیپ زرهی، یک تیپ مکانیزه و سه تیپ نیروی مخصوص) به اضافه تیپ ۱۰ گارد ریاست جمهوری و ۲۰ تیپ مرزی بود.
ماشین نظامی عراق در آن زمان با بهرهمندی کامل از تجهیزاتی نظیر ۸۰۰ قبضه توپ، ۵۴۰۰ دستگاه تانک و نفربر، ۴۰۰ قبضه توپ ضدهوایی، ۳۶۶ فروند هواپیما و ۴۰۰ فروند بالگرد، آمادگی عملیاتی مناسبی داشت.
دستهبندی اهداف تهاجم
اهداف عراق از این تهاجم، با توجه به همسویی منافع این کشور با آمریکا در مهار انقلاب اسلامی و تمایلات توسعهطلبانه رژیم بعثی برای بهرهبرداری از خلأ ناشی از سقوط رژیم شاه، در سه سطح قابل دستهبندی است:
- لغو قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر: این هدف، نازلترین بخش از اهداف رژیم عراق بود.
- تجزیه ایران: با جدا کردن استان خوزستان از ایران.
- براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران: هدف نهایی و بلندپروازانه عراق.
گرچه لغو قرارداد الجزایر بدون حمله سراسری نیز امکانپذیر بود، اما اهداف عراق از تهاجم به خاک ایران به طور قطع فراتر از موارد ذکر شده بود. حاکمان عراق میپنداشتند پس از این تهاجم، دستکم قادر خواهند بود قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را لغو و بدین ترتیب معضل راهیابی کشورشان به شمال خلیج فارس را حل کنند.
با این زمینهها، اهداف و استدلالات، صدام هجوم سراسری خود به ایران را در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به طور رسمی آغاز کرد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
