خبر کامل
دریاچه ارومیه: حکمرانی آب و توسعه ناپایدار، عامل اصلی خشکی

بحران دریاچه ارومیه: حکمرانی آب و توسعه ناپایدار، عامل اصلی خشکی
دریاچه ارومیه، که روزگاری به عنوان بزرگترین دریاچه شور خاورمیانه شناخته میشد و نقش حیاتی در تعادل اقلیمی منطقه و معیشت مردم داشت، امروز به طور کامل خشک شده و جای خود را به پهنههای وسیع نمک داده است. این فاجعه زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی، شمالغرب کشور را با چالشهای جدی مواجه کرده است. برخلاف تصور عمومی، خشکی دریاچه ارومیه تنها به خشکسالی محدود نمیشود و عوامل انسانی نقش اساسی در این بحران ایفا کردهاند.
توسعه ناپایدار و سدسازیهای بیرویه
علی ارواحی، متخصص مدیریت زیستبومهای تالابی، در گفتوگو با تجارتنیوز، به تشریح دلایل اصلی خشکی دریاچه ارومیه پرداخت. وی اظهار داشت که در حوزه آبریز دریاچه ارومیه، بیش از هفت میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال وجود دارد که حدود ۳.۴ میلیارد مترمکعب آن (بر اساس روایت ستاد احیا) به عنوان حقابه دریاچه در نظر گرفته شده است. با این حال، از اواخر دهه ۷۰ شمسی، ضرباهنگ توسعه ناپایدار در این حوزه شدت گرفت.
- سدسازی گسترده: تعداد سدها در حوزه آبریز دریاچه به بیش از ۱۰۰ سد رسیده است.
- توسعه کشاورزی: سطح زیر کشت به شدت افزایش یافته و بسیاری از دیمزارها به کشت آبی تبدیل شدهاند.
- تغییر الگوی کشت: محصولات پرمصرف مانند سیب و چغندر قند جایگزین محصولات کممصرف شدهاند.
این عوامل، همراه با افزایش بهرهبرداری از چاههای غیرمجاز و مجاز، موجب شد که حقابه دریاچه ارومیه به تدریج کنترل، مهار و صرف مصارف دیگر، به ویژه کشاورزی، شود. این شیوه حکمرانی و نوع توسعه، متاسفانه زمینهساز بروز بحران در این پهنه آبی شد.
نقش تغییرات اقلیمی و حکمرانی آب
در یک دهه اخیر، تغییرات فاکتورهای اقلیمی نیز به شکل قابل توجهی خود را نشان داده است. کاهش بارش، تغییر در رژیم بارشی و افزایش محسوس دما، شرایط بحرانی دریاچه ارومیه را تشدید کرده است. ارواحی تاکید کرد که در وهله اول، شیوه حکمرانی و در وهله دوم، تغییرات اقلیمی، باعث تشدید این بحران شدهاند.
«در سال آبی جاری بارشها ۴۰ درصد کمتر از بارش معمولی در بلندمدت بوده است. در چنین شرایطی، اگر ۴۰ درصد از حقابه دریاچه کاهش یابد، این امر قابل درک و قابل قبول است. اما کسری حقابه دریاچه بهمراتب بیشتر از این میزان بوده است؛ از این موضوع میتوان نتیجه گرفت که مسئله تنها خشکسالی نیست، بلکه حکمرانی آب، شکل توسعه و اولویتبخشی به مصارف دیگر به جای محیطزیست ما را به این سرانجام رسانده است.»
چرا فعالیتهای احیایی ناکام ماندند؟
با وجود تلاشهای ستاد احیا و پروژههای متعدد، دریاچه ارومیه همچنان در وضعیت بحرانی قرار دارد. ارواحی دلایل این ناکامی را چنین برشمرد:
- فقدان تعادل: عدم وجود تعادل میان توسعه و حفاظت از محیطزیست در نظام توسعه کشور.
- مدیریت چندپاره: مدیریت چندپاره و اقتصاد سیاسی آب، تضاد منافع میان نهادهای مختلف.
- فقدان سازوکار اجرایی: عدم وجود سازوکار الزامآور برای رهاسازی حقابه دریاچه، با وجود ضمانت قانونی.
- اصرار بر شیوههای سازهای: تمرکز بر پروژههای سختافزاری به جای مدیریت جامع منابع آب و اصلاح الگوی مصرف.
وی افزود که حتی پروژههای احیایی نیز به اهداف پیشبینیشده خود نزدیک نشدند. به عنوان مثال، تونل انتقال آب کانیسیب که قرار بود ۶۰۰ میلیون متر مکعب آب به دریاچه برساند، در عمل تنها ۱۳۰ تا ۲۲۰ میلیون متر مکعب آب منتقل کرده است. این در حالی است که سه پروژه اصلی احیا (تونل کانیسیب، بازچرخانی و تصفیه فاضلاب) در مجموع حداکثر توانایی تامین ۱ تا ۱.۲ میلیارد مترمکعب آب را داشتند، در حالی که حقابه دریاچه ۳.۴ میلیارد مترمکعب است. این نشان میدهد که حتی با اجرای کامل این پروژهها، بیش از دو میلیارد مترمکعب کسری آب باقی میماند.
وابستگی به نزولات جوی و عدم تابآوری
ارواحی تاکید کرد که حقابه دریاچه به صورت پایدار، منظم و کامل پرداخت نشده است. بهبود نسبی شرایط دریاچه در سالهای پربارش (مانند ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹) ناشی از ترسالیهای غیرعادی بوده و به محض کنار رفتن این شرایط، وضعیت دریاچه دوباره بحرانی شده است. این نشان میدهد که دریاچه به شدت به نزولات جوی وابسته است و اقدامات مدیریتی برای افزایش تابآوری آن کافی نبوده است.
در فصول سیلابی نیز تمهیدات لازم برای هدایت حداکثری جریانات سیلابی به دریاچه اندیشیده نشده و بسیاری از این جریانات هرز رفتهاند. اینجاست که نقش مدیریت در کنار آثار خشکسالیها معنا پیدا میکند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
