آیکون خبر

خبر کامل

تحلیل انتقادی «صددام»: تکرار مکررات تاریخی در کمدی‌های اخیر سینما

تحلیل انتقادی «صددام»: تکرار مکررات تاریخی در کمدی‌های اخیر سینما

نقد فیلم «صددام»: تکرار مکررات در کمدی‌های دهه‌ی شصتی و بحران ایده

فاطمه آذربایجانی، دانشجوی جامعه‌شناسی و فعال رسانه، در یادداشتی تحلیلی به بررسی فیلم سینمایی «صددام» پرداخته و این اثر را نمادی از افول کیفیت در موج اخیر کمدی‌های با محوریت دهه‌ی شصت دانسته است. این یادداشت به نقد رویکرد تکراری فیلمسازان در استفاده از این بستر تاریخی برای خلق موقعیت‌های کمدی می‌پردازد.

ظهور و افول موج کمدی‌های دهه‌ی شصتی

موفقیت‌های تجاری فیلم‌هایی چون «نهنگ عنبر» و «هزارپا» در سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۷، دریچه‌ای نو به سوی سینماگران گشود تا سوژه‌ی «کمدی‌های دهه‌ی شصتی» را به یکی از ارکان اصلی فیلمنامه‌های خود تبدیل کنند. با این حال، تداوم این رویکرد و کم‌سلیقگی برخی کارگردانان، رفته‌رفته موجب کاهش استقبال و صدای خنده از سالن‌های سینما شد.

مشکل اصلی در این آثار، تلاش بیش از حد برای خنداندن است که در نهایت به فراموشی تعهد به تاریخ در طراحی صحنه، دیالوگ‌ها و شخصیت‌پردازی منجر می‌شود. نتیجه این رویکرد، سردرگمی مخاطبی است که با حسی سرد و بی‌تفاوت سالن سینما را ترک می‌کند.

نقد ساختاری فیلم «صددام»

فیلم «صددام»، به نویسندگی و کارگردانی پدرام پورامیری، داستان مردی (با بازی رضا عطاران) را روایت می‌کند که به دلیل شباهت ظاهری به صدام حسین، بدل او شده و مأمور اجرای عملیات ویژه‌ای در تهران با همراهی یکی از نیروهای بعث (آزاده صمدی) می‌شود.

شکست در بازنمایی تاریخی

این فیلم نیز از «آفت همیشگی فراموشی تاریخ» در امان نمانده است. طراحی صحنه و لباس فیلم هیچ تناسبی با فضای آن سال‌ها ندارد و ضعف فاحش روایت در بازنمایی تهرانِ درگیر جنگ، مانع اصلی همراهی عمیق مخاطب با این روایت ۹۹ دقیقه‌ای است.

ناتوانی در پرداخت سوژه‌های حساس

«صددام» حتی در پرداختن به سوژه‌های دم‌دستی و شناخته‌شده‌ی این سبک نیز ناکام است. شوخی با نهادهایی مانند کمیته و گشت‌های ویژه، که پتانسیل بالایی برای ایجاد لحظات حساسیت‌برانگیز دارند، در این فیلم با سوگیری‌ها و بی‌انصافی‌هایی همراه شده که نتوانسته خنده مورد انتظار را ایجاد کند. حتی سکانس‌های کوتاه حضور نیروهای انتظامی و امنیتی (به جز صحنه‌ی میدان آزادی) نیز فاقد پرداخت درخور بوده و سوژه رها شده است.

شخصیت‌پردازی سطحی و شکست در روایت عاشقانه

شخصیت‌های فیلم به همان اندازه که بی‌منطق و بی‌رمق وارد داستان می‌شوند، ناقص و گنگ نیز از آن خارج می‌شوند. مخاطب هیچ شناسنامه و زمینه‌ای از گذشته‌ی آن‌ها در دست ندارد و سرنوشت نهایی‌شان نیز مبهم باقی می‌ماند. این نقص شامل شخصیت اصلی نیز می‌شود؛ هیچ توضیح دقیقی درباره‌ی زندگی گذشته و رابطه‌ی عاشقانه‌اش ارائه نمی‌شود و نحوه‌ی آغاز داستان برای او نیز روشن نیست.

«صددام» در بُعد عاشقانه نیز شکست خورده است؛ رابطه‌ی میان صلاح (عطاران) و ثریا (پریناز ایزدیار) که می‌توانست حسی را در مخاطب ایجاد کند، سطحی و بی‌معنا آغاز شده و به همان اندازه بی‌اثر پایان می‌پذیرد.

هشدار به تکرار مکررات و کالایی شدن تاریخ

تداوم ساخت فیلم‌های این سبک، به‌ویژه پس از موفقیت آثاری چون «فسیل»، نویسندگان را به تکرار بی‌پایانی کشانده که نتیجه‌ی آن، فقر ایده و تکرار مکررات است. این تکرار شامل شوخی‌های اغراق‌آمیز با کمیته، ممنوعیت نوار و ویدئو، اعزام اجباری به جنگ، کوپن و سهمیه‌بندی، و حتی شوخی‌های جنسی تکراری است.

«صددام» را می‌توان نقطه‌ی اوج این تکرار دانست؛ فیلمی که مخاطب را با شوخی‌های منظوردار، خنده‌ای بسیار کوتاه می‌بخشد و حتی در بخش عاشقانه نیز ناتوان از برانگیختن حس است. این اثر باید تلنگری باشد تا فیلمسازان یا حرف تازه‌ای برای گفتن درباره‌ی دهه‌ی شصت داشته باشند، یا از پرداختن به آن دست بردارند.

نکته‌ی مهم‌تر آن است که وقتی تاریخ صرفاً بهانه‌ای برای شوخی قرار می‌گیرد و فیلمساز بی‌توجه به واقعیت‌ها، تصویری تحریف‌شده و بی‌جان از گذشته ارائه می‌دهد، نتیجه‌ی آن سطحی شدن داستان و دل‌زدگی مخاطب است. تاریخ نباید به کالایی مصرفی بدل شود که هر سوژه‌ای صرفاً برای فروش اندک، در آن جای بگیرد.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗