خبر کامل
تحلیلگر: صلح خاورمیانه ابزار سیاسی ترامپ؛ موج عادیسازی پس از غزه

تحلیلگر مسائل آمریکا: صلح خاورمیانه ابزار سیاسی ترامپ است
علی بیگدلی، کارشناس مسائل آمریکا، در گفتوگویی تحلیلی به بررسی رویکرد دونالد ترامپ در قبال پرونده صلح خاورمیانه و همچنین حواشی اخیر جایزه صلح نوبل پرداخت. وی معتقد است که ترامپ از این پرونده برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود استفاده ابزاری میکند و تلاش دارد خود را به عنوان ناجی ملی و مظهر ارزشهای آمریکایی معرفی کند.
شخصیت ترامپ و تثبیت برتری آمریکا
به گفته این کارشناس، افکار عمومی جهان ترامپ را به عنوان شخصیتی خودشیفته میشناسند که در دوره نخست ریاست جمهوریاش نیز این ویژگی آشکار بود. او با تکیه بر ذهنیت برتریجویانه رایج در ایالتهای شمالی آمریکا، میکوشد موقعیت برتر ایالات متحده را در جهان تثبیت کند. تمام مانورهای سیاسی و نمایشهای قدرت او در راستای همین هدف است.
بحرانهای اقتصادی غرب و اهمیت خاورمیانه
بیگدلی در ادامه به وضعیت اقتصادی غرب اشاره کرد و گفت که اروپا با بحرانهای جدی اقتصادی از جمله تراکم سرمایه و انباشت کالا مواجه است. این وضعیت، اروپا را وادار به جستجوی بازارهای جدید برای سرمایههای مازاد کرده است. وی به عنوان مثال، به نرخ بالای بیکاری در فرانسه و تزلزل موقعیت سیاسی امانوئل ماکرون اشاره کرد که میتواند زمینه را برای قدرتگیری «مارین لوپن» فراهم سازد.
ایالات متحده نیز اگرچه نرخ رشد اقتصادی بهتری نسبت به اروپا دارد، اما با چالشهای ساختاری مشابهی مانند تورم چنددرصدی و کاهش بهرهوری در برخی بخشها دست و پنجه نرم میکند.
خاورمیانه، کانون ثروت و سرمایهپذیری
در این میان، منطقه خاورمیانه همچنان به دلیل برخورداری از ثروت طبیعی فراوان و بخشهای توسعهنیافته، ثروتمندترین منطقه جهان با ظرفیت بالای سرمایهپذیری و بازار مصرف باقی مانده است. به همین دلیل، همواره مورد توجه قدرتهای اقتصادی بوده است.
شرط کلیدی سرمایهگذاری: کاهش تنشها
از منظر واشنگتن، برای تبدیل خاورمیانه به منطقهای مناسب برای سرمایهگذاری، باید از کانونهای تنش کاسته شود. حضور بازیگرانی مانند حزبالله، حماس، سوریه و لبنان، ثبات منطقه را تهدید کرده و مانع سرمایهگذاریهای بزرگ بینالمللی شده است. این بیثباتیها حتی مانع جذب سرمایه خارجی برای برنامههای توسعهگرایانه محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، شده است.
تمایل جهان عرب به پایان منازعه فلسطین
این تحلیلگر سیاسی بیان کرد که با وجود گره خوردن زندگی سیاسی و اجتماعی جهان عرب با مسأله فلسطین، امروز بسیاری از دولتهای عربی، چه آشکار و چه پنهان، خواهان پایان یافتن این بحران هستند. اگرچه فشار افکار عمومی مانع از چشمپوشی آشکار از فلسطین میشود، اما تمایل پنهانی برای خاتمه منازعه وجود دارد.
از نگاه کشورهای عربی، تحقق صلح میان فلسطین و اسرائیل یا اجرای طرح دو دولتی، تنها راه خروج از بنبست تاریخی خاورمیانه است.
روند عادیسازی روابط با اسرائیل تنها محدود به ابتکار ترامپ نبوده و کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و شیخنشینهای خلیج فارس نیز در پی آن بودهاند تا با سرانجام رساندن مسأله فلسطین، به توسعه اقتصادی خود بپردازند. در همین راستا، امارات و بحرین با پیوستن به توافقهای ابراهیم، مسیر عادیسازی را آغاز کردند. پیشبینی میشود پس از فروکش کردن بحران غزه، موج تازهای از عادیسازی شکل گیرد و کشورهایی مانند عراق، سوریه و لبنان نیز ناگزیر در این مسیر گام بردارند.
بیگدلی تأکید کرد که این تحولات صرفاً نتیجه اقدامات ترامپ نیست، بلکه فشار لابیهای قدرتمند اقتصادی و سیاسی نیز در آن نقش تعیینکنندهای داشته است. این لابیها به دنبال شکلگیری نظمی جدید در خاورمیانه هستند که منافع آمریکا، اروپا و اسرائیل را تأمین کند، اما این نظم جدید به زیان کشورهای مستقل تمام خواهد شد.
انتقاد کاخ سفید از جایزه صلح نوبل و ناکامی ترامپ
در بخش دیگری از این گفتوگو، به انتقاد کاخ سفید از تصمیم کمیته نوبل برای اعطای جایزه به خانم «مارینا کوچینا ماچادو» اشاره شد. کاخ سفید در بیانیهای مدعی شده بود که اعطای جایزه به او نشان میدهد «سیاست بر صلح سایه انداخته است».
این استاد دانشگاه معتقد است که این موضعگیری نوعی فرار به جلو از سوی دولت آمریکا بود، زیرا انتظار داشتند جایزه امسال به ترامپ تعلق گیرد. نتانیاهو نیز پیشتر با ارسال نامهای به کمیته نوبل، پیشنهاد اهدای جایزه صلح به ترامپ را داده بود که اقدامی تبلیغاتی تلقی میشد.
اعتراض کاخ سفید به تصمیم کمیته نوبل، در حقیقت تلاشی برای جبران ناکامی سیاسی ترامپ بود. به گفته بیگدلی، نه ترامپ و نه نتانیاهو در عرصه بینالمللی چهرههای خوشنامی محسوب نمیشوند و عملکرد آنها در موضوعاتی مانند فلسطین، انتقادات گستردهای را به دنبال داشته است.
پیام انتخاب ماچادو
اعطای جایزه به ماچادو، با توجه به تنش شدید میان ونزوئلا و ایالات متحده، نشانهای از بیطرفی و استقلال رأی کمیته نوبل است. این انتخاب، معنای غلبه اخلاق و انسانیت بر سیاست قدرتمحور را دارد و نمیتوان آن را صرفاً سیاسی دانست. فرایند انتخاب برندگان نوبل بر پایه ارزیابیهای انسانی و فعالیتهای صلحطلبانه استوار است، نه فشار سیاسی قدرتها.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۲:۴۰ - ۱۴۰۴/۰۷/۲۰