خبر کامل
شکارچیانی که تفنگ را زمین گذاشتند؛ داستان بازگشت به آغوش طبیعت

تغییر مسیر از شکارچی به حامی محیط زیست
سالها صدای شلیک تفنگ در جنگلها و کوهستانهای ایران، نشانهای از حضور شکارچیانی بود که شکار را نه فقط یک سرگرمی، بلکه بخشی از هویت و سنتی دیرینه میدانستند. این میراث از پدران به پسران منتقل میشد و شکارچیان با غرور از مهارتهای خود در ردگیری، کمین و شلیک دقیق سخن میگفتند. اما امروز، داستانی متفاوت در حال شکلگیری است؛ داستان انسانهایی که تفنگ را زمین گذاشته و با قلبی تازه، به آغوش طبیعت بازگشتهاند تا محافظ و همیار محیط زیست باشند.
این تغییر مسیر، که نیازمند آگاهی و تجربه دردناک از نابودی گونههاست، گاهی با یک لحظه بیداری آغاز میشود. لحظهای که شکارچی به چشمان حیوانی زخمی نگاه میکند و بهجای غرور، شرم را احساس میکند. نمونههای بارز این تحول، «لقمان عزیزی» و «آرتِق آرتِقی» هستند که سالها شکارچی حرفهای بودند اما اکنون به حامیان پرشور حیات وحش تبدیل شدهاند.
داستان لقمان عزیزی: اشکهای یک گراز ماده
لقمان عزیزی، ۴۸ ساله، ۲۰ سال از عمر خود را صرف شکار کرده بود، اما اکنون ۹ سال است که تفنگ را کنار گذاشته است. او دلیل این تغییر بزرگ را با آهی از اعماق وجودش اینگونه شرح میدهد:
«یک روز گراز مادهای را شکار کردم که بچه داشت. نمیدانستم که بچه دارد. وقتی بالای سر حیوان ایستادم دیدم اشک از چشمانش پایین میآید و به بچههایش نگاه میکند. دلم لرزید. همان جا قسم خوردم که تا روزی که زندهام دیگر شکار نخواهم کرد. دو تفنگ شکاری داشتم که هر دو را فروختم و شکار را برای همیشه کنار گذاشتم.»
لقمان که اکنون فیلم گرفتن از حیوانات را عشق زندگی خود میداند، از پشیمانی عمیق خود سخن میگوید و آرزو میکند که حیوانات به او نزدیک شوند و او بتواند آنها را نوازش کند. او با اشاره به بیگناهی حیوانات، از عذابهایی که یک حیوان زخمی در سرما میکشد، ابراز ناراحتی میکند و خاطرهای از یک کبک زخمی تعریف میکند که با استفاده از سقز درختان بنه، زخم خود را درمان کرده بود، اما او آن را شکار کرد.
او اکنون با همان پاهایی که روزی برای کمین میدوید، در مسیرهای طبیعتگردی قدم میزند و دوربینش جای تفنگ را گرفته است. او به همیار محیط زیست تبدیل شده و در روستا برای حفظ گونهها و حیات وحش آگاهیبخشی میکند و به محیطبانها در یافتن شکارچیان غیرمجاز کمک میکند.
داستان آرتِق آرتِقی: ترک اعتیاد ۵۰ ساله
آرتِق آرتِقی، ۷۹ ساله، حدود ۵۳ سال از عمر خود را به شکار حرفهای گذرانده است. او ۷ سال پیش، پس از ۵۰ سال شکار بیوقفه، تصمیم به ترک این عادت گرفت. او این تغییر را به ترک یک اعتیاد تشبیه میکند:
«قبول این پیشنهاد برایم دشوار بود چون من مانند یک معتاد بودم، به شکار اعتیاد پیدا کرده بودم بنابراین ترک کردن آن کار آسانی نبود. اما خودم دیگر از شکار خسته شده بودم، قلبم سنگین شده بود.»
آرتقی میگوید که حرفهای مادربزرگش که همیشه میگفت شکار عاقبت خوبی ندارد و حیوانات حق زندگی دارند، در گوشش صدا میکرده است. او پس از ۱۰ روز مهلت برای تصمیمگیری، پیشنهاد همکاری با محیط زیست را پذیرفت. او اکنون از دیدن حیوانات از نزدیک لذت میبرد و همواره همراه مأموران محیط زیست است.
نتایج ترک شکار در زندگی آرتقی:
- بازگشت برکت: او معتقد است با کنار گذاشتن تفنگ، برکت به زندگیاش بازگشته و در ۷ سال اخیر به اندازه تمام ۵۰ سال گذشته زندگی جمع کرده است.
- شغل جدید: او اکنون یک مجموعه بومگردی دارد و با اجازه محیط زیست، مهمانان را برای تماشای حیات وحش (مانند شنیدن صدای مرال یا دیدن قوچ و میش) به طبیعت میبرد.
- آرامش روانی: او دیگر از دیدن مأموران محیط زیست ترسی ندارد و از اینکه درگیر نشده، شکرگزار است.
آرتقی خاطرات دوران شکارش را افتخار نمیداند و میگوید همه آنها را از ذهنش خارج کرده است. او اکنون تلاش میکند تا شکارچیان دیگر را راهنمایی کند و به آنها بگوید که او اشتباه کرده و پشیمان است. او معتقد است اگر حتی دو نفر از صد نفر هم شکار را کنار بگذارند، ارزش دارد.
تغییر، شجاعت میخواهد
روستاییان ابتدا با تعجب به این شکارچیان سابق نگاه میکردند، اما اکنون احترامشان بیشتر شده است. زیرا همه میدانند که تغییر، شجاعت میخواهد و این افراد شجاعت پذیرش مسیر اشتباه خود را داشتهاند. تفنگهایشان شاید هنوز در صندوق باشد، اما دیگر صدایی از آنها بلند نمیشود. صدای تازهای که شنیده میشود، صدای برگها، پرندگان و قلبی است که برای زمین و حیوانات آن میتپد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۴:۳۰ - ۱۴۰۴/۰۷/۲۰