خبر کامل
تحلیل ریشههای تاریخی هویت ایرانی و کهنالگوی ایران و توران در گفتگو با حبیبالله اسماعیلی

ضرورت مطالعه تاریخ برای فهم مسائل امروز
برای درک عمیق مسائل و چالشهای کنونی، ناگزیر از شناخت گذشته و ریشههای تاریخی آنها هستیم. بسیاری از اختلافات مرزی و مسائل منطقهای ایران با همسایگان، ریشه در واقعیات تاریخی پایدار دارند که فراتر از ایدئولوژیها و گرایشهای سیاسی، خود را بر حکومتها تحمیل کردهاند. به عنوان مثال، اختلاف بر سر حقآبه هیرمند و مسئله اروندرود، در طول حکومتهای مختلف با ایدئولوژیهای متفاوت، تداوم داشته است.
مدیریت منابع آبی و موقعیت راهبردی ایران:
کمآبی به عنوان یک مسئله اصلی، نیاکان ایرانی را به سمت مدیریت منابع آبی و ایجاد تمدن بر محور قنات سوق داد. همچنین، نیاز به تأمین مایحتاج زندگی، توجه به بازرگانی را ضروری ساخت. این امر در دورههایی مانند ساسانیان، سلجوقیان و صفویه، به دلیل موقعیت راهبردی ایران به عنوان
«خیلی سطحیاندیشند کسانی که امروز میگویند رضاشاه نام ایران را ایجاد کرد. حکومت پهلوی با هدف تسهیل روابط خارجی اعلام کرد که یک بار پرشیا به کار نبرید یک بار ایران! ما میخواهیم یک اسم واحد بینالمللی داشته باشیم... البته به رغم این تصمیم همین الان در فرهنگ عمومی اروپایی، همچنان پرشیا و ایران را به جای هم به کار میبرند!»
پژوهشگر تاریخ معتقد است که به جای مدیریت ناموفق آب در کشاورزی و صنعت (مانند ساخت پتروشیمی و ذوبآهن در مناطق کمآب)، ترانزیت کالا میتوانست راه نجات باشد. وی این پرسش را مطرح میکند که آیا در برنامهریزیهای توسعه اخیر، به سنت تاریخی مدیریت آب و موقعیت راهبردی ایران برای توسعه تجارت توجه شده است؟
تعریف ایران: سیاسی، فرهنگی و جهان نوروز
واژه «ایران» یک اشتراک لفظی است و باید میان دو مفهوم آن تمایز قائل شد:
- ایران سیاسی: جغرافیایی که در مرزهای کنونی محصور است و یک حاکم در آن مستقر است.
- ایران فرهنگی: حوزهای وسیعتر که شامل زبان فارسی، فرهنگ مشترک، رسوم و آیینها، اعتقادات و باورهاست.
این دو مفهوم در بخشی از جغرافیا مشترک هستند، اما بخش عظیمی از ایران فرهنگی دارای حکومتهای سیاسی متفاوت بوده است. حوزه «جهان نوروز» نیز فراتر از ایران فرهنگی است. ادعاهای تاریخی در دعواهای بینالمللی بیارزشترین ادعاها هستند و نباید با «جنون تاریخی» به دنبال اثبات تعلق سیاسی مناطقی مانند تاجیکستان به ایران بود؛ چرا که این مناطق هرگز از حوزه ایران فرهنگی خارج نشدهاند.
تداوم فرهنگ فراتر از مرزهای سیاسی
مرزهای سیاسی در طول تاریخ کوچک و بزرگ شدهاند، اما مناسبات فرهنگی جریان خود را حفظ کرده است. قدرتهای سیاسی محلی یا منطقهای در این حوزه جغرافیایی حکومت کردهاند، اما فرهنگ میراثی مشاع برای مردمان این حوزه وسیع جغرافیایی آفریده است. بسیاری از بزرگان ادب و فرهنگ فارسی، مانند مولوی، سنایی، ناصرخسرو، رودکی و بیدل، در حوزه سیاسی امروز ایران نیستند (مانند غزنین، بدخشان، قونیه، بلخ).
کهنالگوی ایران و توران در هویت تاریخی
پژوهشگر تاریخ به تبارشناسی تاریخی ایران و جایگاه مفهوم ایران و توران در هویت تاریخی اشاره میکند. در شاهنامه، فریدون سرزمین خود را به سه بخش روم، توران و ایران (ایرج) تقسیم میکند که رقابتی دائمی میان آنها شکل میگیرد؛ این رقابت را میتوان «کهنالگوی ذهنیت ایرانی» نامید.
- قدمت نام ایران: برخلاف تصور سطحیاندیشان، نام ایران توسط رضاشاه ایجاد نشده است. این نام در جغرافیای اوستایی و کتیبههای داریوش هخامنشی وجود داشته است.
- تفسیر سیاسی در دوره هخامنشی: در این دوره، شهرهایی که در جغرافیای اوستا بودند، در کتیبه داریوش به عنوان شهرهای حوزه حکومتی ایران شناخته شدند.
- مهاجران و تورانیان: مهاجران جدیدی که وارد حوزه سیاسی ایران میشدند، ابتدا «سکاها» نامیده میشدند و در دورههای بعدی به آنها «تورانی» میگفتند. مرز شرقی این حوزه، جیحون بود.
تورانیان، نامی جغرافیایی نه قومی:
تورانیان ترکتبار نیستند و این نام در هویتشناسی ایرانی، نامی است برای یک حوزه جغرافیایی با مردمانی از فرهنگها و زبانهای متفاوت، نه یک گروه خاص. تورانیان در واقع برادران کوچروی ایرانی هستند که در آسیای مرکزی فعلی زیست میکردند. مسیرهای اصلی مهاجرت اقوام به ایران در طول تاریخ، از خراسان، قفقاز و دهانه خیبر (در افغانستان) بوده است.
تداوم حافظه فرهنگی ایران در دوره اسلامی
پس از سقوط ساسانیان، با وجود اختلال در حکومت سیاسی،
جیحون، مرز ثابت ایران و توران:
جیحون همواره به عنوان مرز میان ایران و توران شناخته میشد. این مرز در توافقات محمود غزنوی با سلطان قراخانی و معاهدات صفویه با ازبکان نیز تثبیت شد. این تقسیمبندی به معنای ترک بودن مردمان آن سوی جیحون نیست، بلکه نمادی از رقابت دو برادر بر سر میراث است.
احیای نمادهای ایرانی:
در دوره سلجوقی، تمام نمادهای ایرانی مانند شیر و خورشید، کاروانسراها، تقویم نوروز و زبان فارسی احیا شدند. پس از سقوط خلافت عباسی در روزگار هلاکو، هویت سیاسی ایران مجدداً برجسته شد و در دوره صفوی به اوج رسید.
تثبیت هویت در دوره صفوی:
در دوره صفوی، ایران سیاسی تثبیت شد و ایرانیت با تشیع همخوانی پیدا کرد. در متون این دوره، عثمانی «روم» و ازبکان «توران» قلمداد میشدند. در «عالمآرای عباسی» آمده است که «دعوای ایران و توران را حکایتی قدیم است» که از زمان فریدون ادامه داشته است. این نشان میدهد که اهل دیوان آن روزگار، کاملاً از هویت و تاریخ ایران آگاه بودند.
نژاد انسان:
در پایان، پژوهشگر با تأکید بر تغییرات زبانی، قیافهای و اقلیمی در طول تاریخ، به نقل از دکتر حامد وحدتینسب، تصریح میکند که
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۰۸:۱۵ - ۱۴۰۴/۰۷/۲۶