خبر کامل
روایت اساتید از منش و میراث احمد پژمان در آیین بزرگداشت

آیین بزرگداشت احمد پژمان، آهنگساز فقید
آیین بزرگداشت احمد پژمان، آهنگساز برجسته ایرانی، شامگاه چهارشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۴، با حضور جمعی از هنرمندان و اساتید موسیقی و سینما در سالن خلیج فارس برگزار شد. در این مراسم، کمال تبریزی، محمدرضا تفضلی، حمیدرضا دیبازر، مهدی قاسمی و کارن کیهانی به سخنرانی پرداختند و ابعاد مختلف زندگی هنری و منش انسانی این استاد فقید را مورد بررسی قرار دادند.
از لاهور تا تهران؛ روایت پژمان از آغاز راه موسیقی
در بخش ابتدایی مراسم، ویدیویی از صحبتهای خود احمد پژمان پخش شد که در آن به شرح زندگی و چگونگی ورودش به دنیای موسیقی پرداخت. او که متولد سال ۱۳۱۴ در لاهور بود، پس از مهاجرت به تهران و سکونت در نزدیکی میدان حسنآباد، اولین ساز خود را با پول عیدیهایش خرید.
«من برای اینکه در کلاسهای زبان ثبتنام کنم، ۴۰ تومان گرفته بودم. از جلوی مغازهای گذشتم و چشمم به یک ویولن افتاد، ویولنی بنفش! پول را همانجا دادم و ویولن را خریدم. جعبه نداشت، فقط خود ساز بود با یک آرشه. همینطور دستم گرفتم و با ذوق برگشتم خانه.»
پژمان در ادامه، آشنایی با مصطفی رضایی (شاگرد حشمت سنجری) و سپس پرویز منصوری (شاگرد حسین ناصحی) را نقطه عطفی در ورود جدی خود به موسیقی دانست. او برای تأمین هزینه کلاسهای هارمونی نزد حسین ناصحی، در چند کودکستان به تدریس موسیقی پرداخت. عطش او برای آهنگسازی، او را واداشت تا پنهانی از استادش، شروع به نوشتن قطعه کند:
- اولین قطعه او «ترانه روستایی» نام داشت که با ارکستر حسین دهلوی اجرا شد.
- قطعه بعدی «در کنار جویبار» بود که مورد توجه بسیاری قرار گرفت.
او تأکید کرد که بخش بزرگی از آموختههایش از دل کار کردن در ارکسترها و گوش دادن دقیق به پارتیتورها و صدای سازها در حین اجرا به دست آمده است.
صداقت علمی و آزاداندیشی؛ درسهای پژمان به شاگردان
حمیدرضا دیبازر، آهنگساز و از شاگردان پژمان، با اشاره به بیش از ۳۰ سال ارتباط با استاد، به منش و شخصیت او پرداخت. او به خاطرهای اشاره کرد که داریوش مهرجویی و دوستانش، پژمان را «ملودیساز نیست» خوانده بودند و پژمان در پاسخ، اثر «سایههای خورشید» را با تمرکز آگاهانه بر ملودی ساخت.
دیبازر، صداقت علمی پژمان را بزرگترین درس او دانست. زمانی که پژمان در پاسخ به سؤال یک دانشجو گفت: «نمیدانم.»
«همان صداقت، همان «نمیدانم»، برای ما درسی بزرگ شد. از آن روز فهمیدم که شرافت علمی یعنی همین اینکه انسان به جای تظاهر، حقیقت را بگوید.»
وی همچنین به آزاداندیشی پژمان در کلاسها اشاره کرد و گفت که او هیچگاه تحت تأثیر «نامها» و «برندها» نبود و معیار او فقط کیفیت کار بود، نه شهرت آهنگساز. دیبازر همچنین به بیرحمی پژمان نسبت به آثار خودش اشاره کرد که پس از اتمام یک قطعه، آن را رها میکرد و سراغ کار جدید میرفت و هیچ وابستگی احساسی به نتها نداشت.
او در پایان، پژمان را «هنرجوی ابدی» خواند که تا آخرین لحظه عمرش در حال یادگیری بود.
فروتنی و میراث ماندگار در دانشگاه هنر
محمدرضا تفضلی، دیگر سخنران مراسم، به نقش دانشگاه هنر در پذیرش پژمان پس از سالها دوری از وطن در دهه ۶۰ اشاره کرد. او فروتنی پژمان را در کسوت استادی شصتساله در برخورد با جوانان ستود.
تفضلی به گفتوگوهای طولانیمدت (تا چهار ساعت) پژمان با یک جوان خام بیستوچندیساله درباره موسیقی اشاره کرد و بررسی دقیق اولین پارتیتور خامدستانه آن جوان توسط استاد را نشانه سخاوت او دانست. او از آثار برجسته پژمان، از جمله نوار کاست «حماسه» (طرحهای سمفونیک) و اثر عظیم «ناگهان رستخیز» بر اشعار مولوی، حافظ، خواجه عبدالله انصاری و فردوسی یاد کرد و فراق پژمان را جبرانناپذیر خواند.
خاطره صفر گرفتن از استاد و حافظه شگفتانگیز
مهدی قاسمی، رهبر گروه کر، احمد پژمان را از تأثیرگذارترین انسانهای زندگی خود دانست. او به خاطرهای عجیب از دوران دانشجوییاش اشاره کرد که به دلیل غرور جوانی، در جلسه امتحان درس پژمان، برگه را پاک کرد و جوابها را از نو ننوشت و در نتیجه، تنها کسی شد که از پژمان نمره صفر گرفته است.
قاسمی پس از این اتفاق، ترم بعد با جدیت در کلاسها شرکت کرد و مورد اعتماد استاد قرار گرفت. او به حافظه و خلاقیت شگفتانگیز پژمان اشاره کرد که در سفر آخرش به لسآنجلس در پاییز ۱۴۰۱، خاطرهای از سی سال پیش را به یاد آورد. قاسمی تأکید کرد که پژمان هیچگاه محدود نبود و برای ارکستر ایرانی، گروه کر، موسیقی الکترونیک و سینما آهنگسازی کرده و در همه موفق بوده است.
بحران معنا در موسیقی امروز و اصالت پژمان
کارن کیهانی، آهنگساز، به آسیبهای اجتماعی در جامعه موسیقی ایران پرداخت. او با اشاره به پرسش یک دانشآموز هنرستان درباره بیفایده بودن تمرین زیاد در مقابل شهرت سلبریتیهای اینستاگرامی با دو میلیون دنبالکننده، از «بحران معنا» در نسل جدید سخن گفت.
کیهانی، رواج شبکههای اجتماعی و شتابزدگی در تولید آثار را از عوامل این بحران دانست و گفت که در این فضا، احمد پژمان برای دانشجویان «افسانهای زنده» بود. او به فروتنی پژمان در نقد خود در ابتدای کلاسها اشاره کرد و گفت:
- پژمان کسی بود که مینوشت، نه فقط درباره موسیقی حرف میزد.
- او برای چند میزان موسیقی، روزها وقت میگذاشت تا «آکورد درستتر» را پیدا کند.
- پژمان به دانشجویان یاد داد که خودِ واقعیشان را کشف کنند و از کار طولانی و صبورانه نترسند.
به باور کیهانی، احمد پژمان مظهر اصالت بود.
موسیقی فیلم؛ حل شدن در تار و پود تصویر
کمال تبریزی، کارگردان سینما، در پایان مراسم از زاویه همکاری با پژمان سخن گفت. او دغدغه هر کارگردان در مرحله موسیقی فیلم را دشواری انتقال مفهوم انتزاعی موسیقی دانست. تبریزی همکاری با پژمان در ساخت موسیقی سریال «سرزمین کهن» را تجربهای بینظیر خواند.
«بیاغراق میگویم، موسیقی او دقیقاً همان چیزی بود که در ذهنم وجود داشت. من تازه آنوقت فهمیدم معنای واقعی «موسیقی فیلم» چیست. موسیقیای که نه تحمیل میکند، نه خودش را بر صحنه سوار میکند، بلکه در تار و پود تصویر حل میشود.»
تبریزی به وسواس و صداقت حرفهای پژمان اشاره کرد که بارها قطعات عالی خود را به دلیل عدم رضایت شخصی بازنویسی میکرد. او احمد پژمان را نه فقط آهنگسازی بزرگ، بلکه انسانی نایاب با درکی عمیق و بیبدیل از موسیقی فیلم دانست.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
