خبر کامل
هشدار پژوهشگر ارشد: پیروزی سریع آمریکا بر چین، جرقه فاجعه هستهای خواهد بود

هشدار پژوهشگر ارشد: پیروزی سریع آمریکا بر چین، جرقه فاجعه هستهای خواهد بود
تحلیلهای نظامی نشان میدهد که استراتژی کنونی ایالات متحده برای دستیابی به یک پیروزی برقآسا و فناورانه در برابر چین بر سر تایوان، نه تنها تضمینکننده موفقیت نیست، بلکه به طرز خطرناکی احتمال تشدید تنش و وقوع یک فاجعه هستهای جهانی را افزایش میدهد. این رویکرد تهاجمی، رهبران پکن را در موقعیتی قرار میدهد که ممکن است توسل به سلاح هستهای را تنها راه نجات خود بدانند.
استراتژی «ضربه برقآسا» و خطر تشدید هستهای
مطابق با دکترینهای عملیاتی پنتاگون، در سناریوی حمله چین به تایوان، نیروی دریایی و هوایی آمریکا نبرد را با یک ضربهٔ برقآسا آغاز خواهند کرد. این حمله شامل شلیک هزاران موشک دوربرد به کشتیها، مراکز فرماندهی و پایگاههای لجستیکی چین است. برآوردها حاکی از آن است که در موج نخست حملات، بیش از ۳۳ هزار سلاح هدایتشوندهٔ دقیق، حدود ۸۵۰۰ هدف را نابود میسازد و حملات سایبری گسترده نیز شبکههای نظامی چین را فلج میکند.
این تصویر از یک پیروزی سریع و فناورانه، در نگاه نخست موفقیتآمیز به نظر میرسد، اما فرانتس-استفان گادی، پژوهشگر ارشد حوزهٔ «قدرت سایبری و منازعات آینده» در مؤسسهٔ بینالمللی مطالعات استراتژیک، هشدار میدهد که این پیروزی ظاهری میتواند سرآغاز بحرانی هولناک باشد. او معتقد است هنگامی که سامانههای موشکی و مراکز فرماندهی چین از کار میافتند و ارتباطات نظامی فرو میپاشد، رهبران پکن در وضعیتی از سردرگمی و فشار روانی شدید قرار میگیرند.
در چنین فضای بحرانی و بیثباتی، احتمال اتخاذ تصمیمی فاجعهبار یعنی توسل به سلاح هستهای، بهطرز خطرناکی افزایش مییابد. پکن ممکن است پیش از نابودی کامل توانمندیهایش، دستور اجرای یک انفجار هستهای نمایشی بر فراز آبهای آزاد را صادر کند تا عزم خود را به واشنگتن نشان دهد.
در این لحظه بحرانی، هیچ تضمینی وجود ندارد که واشنگتن این اقدام را صرفاً «نمایشی» تلقی کند و واکنش احتمالی ایالات متحده میتواند بهسرعت به سمت حملات پیشدستانهٔ هستهای سوق یابد. در آن صورت، همان پیروزی سریع و فناورانهای که آمریکا بهدنبالش بود، ممکن است خود به جرقهای برای آغاز فاجعهای جهانی تبدیل شود.
ابهام مرگبار: درهمتنیدگی جنگ متعارف و هستهای
ریسک تشدید تنش، نه از دکترین محتاطانهٔ هستهای چین، بلکه از رویکرد تهاجمی و پرریسک ایالات متحده در شیوهٔ جنگیدن ناشی میشود. رهبران پکن به دلیل نابرابری زرادخانهها، احساس آسیبپذیری میکنند و این امر ممکن است آنان را به استفادهٔ زودهنگام از سلاحهای هستهای در مراحل نخستین درگیری سوق دهد.
شکاف عددی در زرادخانههای هستهای (۲۰۲۴)
| کشور | تعداد کلاهک عملیاتی |
|---|---|
| ایالات متحده | بیش از ۳۷۰۰ |
| چین | حدود ۶۰۰ |
یکی از نگرانکنندهترین جنبههای دکترین تسلیحاتی چین، استفاده از سامانههای «دوکاربره» است؛ سلاحهایی که قابلیت حمل هم کلاهک متعارف و هم هستهای را دارند. موشکهای میانبرد DF-26 نمونهٔ بارز این درهمتنیدگی خطرناک هستند. این سامانهها در پایگاههایی مستقرند که موشکهای متعارف و هستهای را در کنار هم جای دادهاند.
اگر ایالات متحده به پایگاههای موشکی DF-21 یا DF-26 حمله کند، پکن ممکن است این اقدام را تلاشی برای نابودی بازدارندگی هستهای خود تعبیر کند. این ابهام در میانهٔ نبرد، خطرناکترین نوع سوءتفاهم است که میتواند جهان را تا آستانهٔ یک فاجعهٔ هستهای پیش ببرد.
تلهٔ بازدارندگی: ظرفیت محدود آمریکا برای جنگ فرسایشی
رویکرد عملیاتی ایالات متحده بر هدفگیری سامانههای «فرماندهی، کنترل، ارتباطات، رایانهها، اطلاعات، نظارت و شناسایی» (C4ISR) با موشکهای دوربرد و حملات سایبری متمرکز است. این رویکرد با هدف کوتاه کردن جنگ طراحی شده، اما شواهد تاریخی نشان میدهد که نابودی مراکز فرماندهی لزوماً به پیروزی سریع منجر نمیشود؛ یگانها تا وقتی بهصورت فیزیکی منهدم نشدهاند، به مقاومت ادامه میدهند.
واقعیت تلختر این است که ایالات متحده آمادگی لازم برای تجربهٔ جنگی فرسایشی در شرق آسیا را ندارد. نتایج بازیهای جنگی اخیر نشاندهندهٔ محدودیتهای جدی در ذخایر مهمات است:
- ذخیرهٔ موشکهای تهاجمی دریایی آمریکا در کمتر از سه روز به پایان میرسد.
- موجودی موشکهای زمینپایهٔ برد بلند تنها برای ۱۰ تا ۱۴ روز دوام خواهد داشت.
حتی در سناریوهای موفقیتآمیز دفع تهاجم چین، بهای سنگینی پرداخت خواهد شد: غرق شدن دهها کشتی، نابودی صدها هواپیما و کشتهشدن دهها هزار نظامی آمریکایی. مفاهیم عملیاتی کنونی نه تنها خطر مبادلهٔ هستهای را کاهش نمیدهند، بلکه احتمال تشدید را افزایش میدهند.
پیشنهاد راهبردی: رویکرد فرسایشی هوشمند
مسیر منطقیتر برای ایالات متحده، اتخاذ «رویکرد فرسایشی هوشمند» است. این راهبرد که از مفهوم «بازدارندگی از طریق انکار» پنتاگون الهام میگیرد، تمرکز خود را بر عقبراندن تهاجم چین میگذارد، بدون آنکه به حملات گسترده به داراییهای فرماندهی و کنترل که با بازدارندگی هستهای چین در هم تنیده شدهاند، بپردازد.
این استراتژی مستلزم پذیرش این واقعیت است که جنگ مدرن میان قدرتهای بزرگ ماهیتی فرسایشی خواهد داشت. بنابراین، اولویت سرمایهگذاریها باید به سامانههای تسلیحاتیای داده شود که در میدانهای نزدیک، برتری آتش و تداوم قدرت رزمی را تضمین میکنند. برتری فناورانه، بهتنهایی تضمینی برای پیروزی سریع در برابر رقیبی همسطح نخواهد بود.
ضرورت واقعگرایی در «مهِ صلح»
پذیرش یک راهبرد مؤثر در قبال بحران تایوان مستلزم آغاز گفتوگویی صادقانه و ملی در ایالات متحده است. مردم آمریکا باید روشن بدانند که تا چه حد حاضرند برای حفظ استقلال تایوان هزینه بدهند. مورخ نظامی، مایکل هاوارد، هشدار میدهد که غرب «در مهِ صلح دریانوردی میکند»؛ به این معنا که هرچه زمان بیشتری از آخرین جنگ میان قدرتهای بزرگ بگذرد، آستانهٔ خطا و لغزش بهسوی تصمیمات فاجعهبار افزایش مییابد.
اگر ایالات متحده واقعاً عزم دفاع از تایوان را دارد، باید:
- توان صنعتی لازم برای مواجهه با یک جنگ طولانیمدت را فراهم آورد.
- مفاهیم عملیاتیای را برگزیند که ریسکِ تشدید را به حداقل برسانند.
- با مردمِ خود صادقانه دربارهٔ هزینهها و دلایل چنین نبردی سخن گوید.
ارتش آمریکا باید توهماتِ آرامشبخش مبنی بر تضمین موفقیت سریع توسط برتری فناورانه را کنار بگذارد. به تعبیر توسیدید، استراتژیست بزرگ آتنی: «جنگِ بزرگ بعدی میان قدرتها، آموزگاری سختگیر خواهد بود.»
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۱:۳۵ - ۱۴۰۴/۰۸/۰۶