آیکون خبر

خبر کامل

بازگشت سلاح انرژی؛ چگونه تسلط چین بر مواد حیاتی، امنیت جهان را تهدید می‌کند؟

بازگشت سلاح انرژی؛ چگونه تسلط چین بر مواد حیاتی، امنیت جهان را تهدید می‌کند؟

بازگشت سلاح انرژی؛ عصر جدیدی از ژئوپلیتیک جهانی

در طول تاریخ مدرن، کنترل یا ایجاد اختلال در جریان انرژی همواره یکی از کارآمدترین ابزارهای قدرت جهانی بوده است؛ از محاصره نفتی آلمان در جنگ جهانی اول تا تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳ که بهای نفت را تا ۳۰۰ درصد افزایش داد و به یک خاطره پاک‌نشدنی در حافظه سیاسی غرب تبدیل شد. با این حال، طی نیم‌قرن پس از آن، استفاده از انرژی به عنوان ابزار اجبار ژئوپلیتیکی رو به افول گذاشت. تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان به این نتیجه رسیدند که ثبات بازار از هر سلاحی مؤثرتر است و استفاده سیاسی از نفت، بازدارنده رشد اقتصادی است. اما این احساس امنیت اکنون فرو ریخته و جهان وارد عصر جدیدی از زورآزمایی‌های ژئوپلیتیکی انرژی شده است.

انرژی پاک: شمشیری دولبه در امنیت جهانی

گسترش انرژی‌های پاک، هرچند از نظر زیست‌محیطی مثبت است، اما از منظر امنیت انرژی معادله‌ای پیچیده و دوگانه دارد. افزایش تولید برق از منابع تجدیدپذیر به متنوع‌تر شدن سبد انرژی کشورها کمک کرده و وابستگی به سوخت‌های فسیلی را کاهش می‌دهد. با این حال، همین گذار به سوی برق و الکترونیکی شدن اقتصاد، آسیب‌پذیری‌های جدیدی را به‌وجود می‌آورد.

آسیب‌پذیری‌های جدید در عصر برق

طبق برآوردها، سهم برق از کل مصرف انرژی جهان از حدود ۲۰ درصد امروز به ۲۵ درصد در سال ۲۰۳۵ خواهد رسید. این رشد ناشی از تقاضای عظیم مراکز داده و هوش مصنوعی، افزایش مصرف کولرهای گازی و گسترش خودروهای برقی است. در حالی که برق می‌تواند کشورها را از وابستگی به واردات نفت و گاز رها کند، اما خطوط انتقال برق که از مرزها می‌گذرند، خطر جدیدی را پدیدار می‌سازند. برخلاف نفت، برق را نمی‌توان انبار کرد یا به‌راحتی جایگزین گرفت؛ در نتیجه واردکنندگان برق در برابر اختلال یا حمله، آسیب‌پذیرترند.

تسلط بی‌سابقه چین بر زنجیره تأمین

بزرگ‌ترین تهدید در این گذار، تمرکز بی‌سابقه‌ی زنجیره‌ی تأمین انرژی پاک در دستان چین است. این تمرکز، پتانسیل تبدیل شدن به ابزار فشار ژئوپلیتیکی را دارد:

  • از ۲۰ ماده‌ی حیاتی برای فناوری‌های انرژی، چین در ۱۹ مورد تولیدکننده‌ی نخست است.
  • پکن بیش از ۷۰ درصد ظرفیت پالایش جهانی این مواد را در اختیار دارد.
  • تسلط چین بر تولید آندهای باتری تا ۹۵ درصد و ظرفیت ساخت پنل‌های خورشیدی تا بیش از ۸۰ درصد است.

چنین تمرکزی، همان‌طور که در بحران‌های گذشته (مانند محدودیت صادرات عناصر نادر خاکی به ژاپن در سال ۲۰۱۰) دیده شد، می‌تواند ابزار فشار ژئوپلیتیکی شود. در صورت بالا گرفتن تنش‌ها، چین می‌تواند با کنترل بازار مواد حیاتی، هزینه‌های اقتصادی سنگینی بر غرب تحمیل کند.

تهدید زیرساختی و جنگ سایبری

در کنار تسلط صنعتی، تهدید زیرساختی نیز افزایش یافته است. گزارش اف‌بی‌آی در سال ۲۰۲۴ از نفوذ گسترده‌ی هکرهای دولتی چینی به شبکه‌های برق آمریکا، زنگ خطر تازه‌ای بود. شبکه‌های برق، به‌ویژه در عصر هوش مصنوعی، به هدفی استراتژیک برای حملات سایبری بدل شده‌اند. اختلال در شبکه می‌تواند ضربه‌ای سهمگین‌تر از قطع صادرات نفت وارد کند، زیرا برق مهم‌ترین ورودی انرژی در صنایع پیشرفته محسوب می‌شود.

تصویری مرتبط با ژئوپلیتیک انرژی

مسیرهای تاب‌آوری: استراتژی‌های نوین امنیت انرژی

دوران اعتماد مطلق به بازار پایان یافته و دولت‌ها ناچارند فعالانه از شهروندان و صنایع در برابر نوسانات ناشی از سلاح‌سازی انرژی محافظت کنند. امنیت واقعی نه در تولید بیشتر، بلکه در مصرف کمتر نهفته است.

اولویت‌بندی الکتریسیته بومی و تنوع زنجیره تأمین

برای اروپا و شرق آسیا، مسیر امن‌تر در الکتریسیته‌ی بومی (خورشید، باد، هسته‌ای) است. ریسک اختلال در تأمین مواد معدنی یا باتری‌ها، برخلاف نفت و گاز، چراغ‌ها را خاموش نمی‌کند، بلکه فقط پروژه‌ها را کند و گران‌تر می‌کند. این تهدید با گذشت زمان و بومی‌سازی تولید صنعتی قابل مدیریت است. بر این اساس، اقتصادهای پیشرفته باید در سرمایه‌گذاری در شبکه‌ی برق، تولید انرژی پاک و کارخانه‌های ساخت باتری بازنگری کنند.

سیاست‌های چندلایه برای مقاوم‌سازی اقتصاد

کشورها باید سیاست‌های چندلایه‌ای برای مقاوم‌سازی اقتصاد خود در برابر سلاح‌سازی انرژی اتخاذ کنند. این سیاست‌ها شامل موارد زیر است:

  • تسهیل سرمایه‌گذاری داخلی در اکتشاف و تولید مواد معدنی حیاتی.
  • گسترش تولید صنعتی بومی در فرآوری و ساخت تجهیزات انرژی.
  • تنوع‌بخشی جغرافیایی از طریق سرمایه‌گذاری در معادن آفریقا و آمریکای لاتین.
  • تقویت امنیت سایبری و فیزیکی شبکه‌های برق و مدیریت هوشمند دوره‌های اوج مصرف.
  • ایجاد ذخایر اضطراری برای گاز طبیعی و مواد معدنی حیاتی، مشابه ذخایر راهبردی نفتی.

موازنه میان دخالت دولت و کارایی بازار

در این فضای پرآشوب، نقش دولت‌ها در بازار انرژی در حال بازتعریف است و بسیاری از دولت‌ها ناچارند برای تضمین امنیت انرژی خود وارد عمل شوند. این مداخلات، مانند سرمایه‌گذاری مستقیم در شرکت‌های استخراج عناصر نادر، می‌تواند ضروری باشد، اما خطراتی چون سیاسی شدن تصمیمات صنعتی و فساد را نیز به همراه دارد. بنابراین، کشورها باید میان ضرورت دخالت دولت و حفظ کارایی بازار موازنه‌ای دقیق برقرار کنند.

حفاظت از امنیت انرژی در این دوران، مستلزم شجاعت سیاسی و هزینه‌های هنگفت است. تکیه بر ارزان‌ترین منابع انرژی دیگر تضمینی برای ثبات نیست؛ کشورها باید منابع مطمئن‌تر را - حتی اگر گران‌تر باشند - برگزینند و زیرساخت‌های مقاوم‌تری بسازند.

پیوند ناخواسته انرژی پاک و سیاست قدرت

تهدید فزاینده سلاح‌سازی انرژی می‌تواند به‌طور ناخواسته به موتور محرکه گذار به انرژی پاک بدل شود. در فضای رقابت ژئوپلیتیکی کنونی، امنیت انرژی و اهداف اقلیمی بیش از هر زمان دیگری در یک مسیر مشترک قرار گرفته‌اند. اجبار به تضمین امنیت انرژی ممکن است انگیزه‌ای نیرومندتر از دغدغه‌های زیست‌محیطی برای تسریع در گذار به انرژی پاک باشد.

اگر قرن بیستم با نفت تعریف شد، قرن بیست‌ویکم با برق، داده و مواد معدنی حیاتی تعریف خواهد شد و کشورهایی که از هم‌اکنون برای محافظت از این منابع نوین برنامه‌ریزی کنند، قدرت‌های واقعی آینده خواهند بود.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗