خبر کامل
سواد رسانهای؛ سواد زندگی در عصر دادهها و الگوریتمهای احساسی

دکتر حسین حسنی، عضو هیأت علمی و رئیس پژوهشکده ارتباطات پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، به مناسبت هفته جهانی سواد رسانهای تأکید کرد که رسانه دیگر صرفاً ابزاری برای اطلاعرسانی نیست، بلکه به یکی از اساسیترین محیطهای زندگی اجتماعی تبدیل شده است. او سواد رسانهای را «توانایی زیستن آگاهانه در جهان رسانهای» تعریف میکند و معتقد است این آگاهی فراتر از یک مهارت فنی برای تشخیص خبر درست از نادرست است.
سواد رسانهای: آگاهی فرهنگی، شناختی و اخلاقی
این استاد دانشگاه بیان میکند که سواد رسانهای نوعی آگاهی فرهنگی، شناختی و اخلاقی است که به کاربران کمک میکند تا فرآیند تولید محتوا، منافع و ارزشهای نهفته در پس آن را درک کنند. هدف نهایی این آموزش، ایجاد ترس یا بدبینی نسبت به رسانهها نیست، بلکه حضور با آگاهی، استقلال و مسئولیتپذیری در این فضا است.
«امروزه رسانه دیگر صرفاً ابزاری برای اطلاعرسانی نیست؛ بلکه به یکی از اساسیترین محیطهای زندگی اجتماعی ما تبدیل شده است. ما نه در کنار رسانهها، بلکه درون آنها زندگی میکنیم.»
چرا کاربران فریب محتواهای احساسی را میخورند؟
دکتر حسنی معتقد است که سه عامل اصلی در فریب خوردن کاربران از اخبار جعلی، شایعات یا محتواهای احساسی نقش دارند:
۱. سرعت بالای گردش اطلاعات و الگوریتمهای احساسی
پلتفرمهای دیجیتال، بهویژه شبکههای اجتماعی، بر پایه الگوریتمهایی طراحی شدهاند که احساسات شدید (مانند خشم، نفرت، همدلی یا ترس) را تشویق میکنند. محتواهایی که هیجانیتر هستند، بیشتر دیده و به اشتراک گذاشته میشوند و در نتیجه تأثیر بیشتری بر ذهن کاربران میگذارند.
۲. کاهش اعتماد عمومی و تغییر مرجعیت اطلاعاتی
در جامعهای که نهادهای رسمی اطلاعرسانی کمتر مورد اعتماد مردم قرار میگیرند، کاربران برای یافتن «حقیقت» به شبکههای غیررسمی، دوستان، گروههای خانوادگی یا اینفلوئنسرها پناه میبرند. این تغییر مرجعیت اطلاعاتی، یک چالش اساسی است؛ زیرا افراد بهجای ارزیابی انتقادی منابع، به قضاوتهای احساسی یا جمعی تکیه میکنند که احتمال خطا را بسیار افزایش میدهد.
۳. ضعف نظام آموزشی در پرورش تفکر انتقادی
تفکر انتقادی یک مهارت ضروری برای تصمیمگیری آگاهانه و حل مشکلات است. با این حال، در بسیاری از نظامهای آموزشی، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، دانشآموزان و دانشجویان کمتر تمرین میکنند که درباره رسانهها بیندیشند، پیامها را تحلیل کنند و نسبت به منابع اطلاعاتی پرسشگر باشند. این ضعف باعث میشود حتی افراد تحصیلکرده نیز قربانی اخبار ساختگی شوند.
راهکار: فرهنگسازی عمومی و زیست خلاق در رسانه
برای مقابله با این چالشها، آموزش سواد رسانهای باید فراتر از یک دوره محدود باشد و به یک فرهنگسازی عمومی تبدیل شود. این آموزش باید از دوران کودکی آغاز شده و در بزرگسالی نیز ادامه یابد. خانوادهها، مدارس، دانشگاهها، رسانههای عمومی و نهادهای فرهنگی میتوانند در این زمینه نقشآفرین باشند.
دکتر حسنی تأکید میکند که سواد رسانهای فقط به معنای «دفاع در برابر رسانه» نیست، بلکه به معنای «زیست خلاق در رسانه» است؛ یعنی کاربران بتوانند خود نیز تولیدکننده آگاه و مسئول محتوای مفید باشند.
ارتباط سواد رسانهای با سیاستگذاری شفاف
در سطح کلان، آموزش سواد رسانهای بدون سیاستگذاری رسانهای عادلانه و شفاف ثمربخش نخواهد بود. وقتی رسانههای رسمی با شفافیت، دقت و بیطرفی بیشتری عمل کنند، اعتماد عمومی تقویت شده و مردم کمتر به منابع غیرقابل اعتماد رجوع میکنند. از اینرو، ارتقای سواد رسانهای و ارتقای اخلاق حرفهای در رسانهها دو روی یک سکه هستند.
او در پایان نتیجه میگیرد که سواد رسانهای نوعی سواد زندگی است. در جهانی که مرز میان واقعیت و بازنمایی مبهم میشود، فرد فاقد سواد رسانهای کنترل بر شناخت، احساس و رفتار خویش را از دست میدهد. رسانهها امروز نه فقط ذهن، بلکه زمان، توجه و عاطفه ما را مدیریت میکنند و آگاهی از این واقعیت، اولین گام برای بازیابی استقلال فردی در عصر دادههاست.
به نظر رئیس پژوهشکده ارتباطات، هفته جهانی سواد رسانهای باید بهانهای باشد برای تأمل جمعی درباره اینکه چگونه میتوان جامعهای آگاهتر، پرسشگرتر و مسئولتر در برابر رسانهها ساخت.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
