خبر کامل
ترندینگ و حاکمیت الگوریتمها بر خریدهای نسل Z؛ از ماچا تا عروسک لبوبو
از پیراهنهای یقهگشاد دهه ۵۰ تا چای ماچا و عروسکهای لبوبو، پدیده «ترندینگ» همواره بر انتخابهای جمعی و سبک زندگی ما تأثیرگذار بوده است. اما در عصر شبکههای اجتماعی و الگوریتمها، این موج چگونه توانسته است به ابزاری قدرتمند برای هدایت رفتار مصرفکنندگان، بهویژه نسل Z، تبدیل شود؟
ترندینگ چیست؟ موجی که سلیقه جمعی را شکل میدهد
ترندینگ به موجی گفته میشود که در بازههای زمانی مختلف، یک موضوع، محصول، یا حتی یک تکیهکلام را به شبکههای اجتماعی آورده و مخاطبان را به سمت استفاده از آنها سوق میدهد. عامل گسترش این پدیده، ترکیبی از رفتار خود مخاطبان و عملکرد الگوریتمهای شبکههای اجتماعی است.
ریشههای تاریخی پیروی از مد
پیروی از ترندها در تاریخ معاصر ما ریشه دارد. در گذشته، پدیدهای که با نام «مد» شناخته میشد، طی مدت زمانی حدود یک سال از طریق فیلمها، مجلات، تبلیغات تلویزیونی و تجارت به کشور میرسید. نسلهای پیشین، ترندهایی مانند پیراهنهای یقه گشاد، پشت موی بلند، عروسکهای باربی و حتی ورود اولین پیتزا و همبرگر را تجربه کردهاند.
با پیشرفت تکنولوژی و جهانیشدن، سرعت انتقال اطلاعات بهشدت افزایش یافته است. امروزه، محصولی که در ژاپن تبلیغ میشود، بهسرعت و از طریق شبکههای اجتماعی، بهصورت جهانی ترند میشود.
الگوریتمها؛ موتور محرک ترندینگ در قرن ۲۱
شبکههای اجتماعی مانند تیکتاک، اینستاگرام و ایکس (توییتر سابق) اصلیترین عامل دیدهشدن محصولات هستند. الگوریتمهای هوشمند این پلتفرمها، نقش چشمگیری در به صدر رساندن موضوعات و محصولات ترند دارند. این سیستمها با تسهیل تبلیغات و ایجاد یک فرهنگ جدید، منجر به انتخاب ناخودآگاه این محصولات توسط مخاطبان میشوند؛ فرهنگی که برخی آن را چشم و هم چشمی و برخی دیگر آن را جهانیشدن مینامند.
ترندینگ دیگر یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه بخش بزرگی از آن توسط الگوریتمها هدایت میشود. این سیستمهای هوشمند، محتواها را به شکلی دقیق و حسابشده به کاربران ارائه میدهند و تعیین میکنند که چه چیزی دیده شود و چگونه در ذهن مخاطب باقی بماند.
کنترل اجتماعی و قدرت اقتصادی
یکی از مهمترین جنبههای نقش الگوریتمها، توانایی آنها در کنترل اجتماعی است. این سیستمها نهتنها رفتار کاربران را پیشبینی میکنند، بلکه میتوانند با هدایت محتوای خاص، رفتارهای جدیدی را در جامعه ایجاد کنند. این قدرت سبب شده تا برندها و شرکتها، سرمایهگذاریهای کلانی بر روی شبکههای اجتماعی انجام دهند تا محصولات خود را به صدر برسانند.
الگوریتمهای شبکههای اجتماعی توانایی شگفتآوری در تغییر رفتار مصرفکنندگان دارند. این سیستمها بهصورت نامحسوس، تصمیمات و انتخابهای افراد را تحت تأثیر قرار داده و یک الگوی مصرفی مشخص میسازند. در نتیجه، ترندینگ به ابزاری تبدیل شده که هم فرهنگ عمومی را شکل میدهد و هم قدرت اقتصادی شرکتها را تحت تأثیر قرار میدهد.
وابستگی خریدهای روزمره به ترندهای جهانی
در سالهای اخیر، شاهد گسترش ترندهای متعدد در محصولات مختلف بودهایم. از جمله این موارد میتوان به دبی چاکلت، تت بگ، چای ماچا و عروسک لبوبو اشاره کرد. گاهی اوقات این ترندینگها محدود به محصول نیستند؛ برای مثال، سفر گسترده مردم به جزیره هرمز در ابتدای فروردین ۱۴۰۴، یک ترند رفتاری در اینستاگرام ایجاد کرد.
آمار و ارقام از گزارشهای داخلی
بررسی گزارشهای خرید نشان میدهد که انتخاب مردم نه بر اساس رفع نیازهای روزمره، بلکه بر اساس ترندینگ جهانی پیش میرود. برای مثال:
- جستجوی چای ماچا با افزایش ۲۴۳ درصدی مواجه بوده است.
- خرید چای ماچا ۶۲ درصد افزایش یافته است.
این در حالی است که اولین چای ماچا در سال ۱۳۸۸ در یکی از کافههای زنجیرهای سرو شده بود، اما مصرف آن امروز به دلیل ترندینگ افزایش یافته است. همچنین، عروسک هنگکنگی لبوبو که به زشت بودن معروف است، به یک ترند جهانی تبدیل شده است.

نسل Z؛ بیشترین مصرفکنندگان محصولات ترندی
«مریم یوسفی»، استاد دانشگاه و جامعهشناس، درباره خریداران محصولات ترند معتقد است که سبک زندگی پس از کرونا تغییر کرده و وابستگی به شبکههای اجتماعی افزایش یافته است. او میگوید:
در میان قشرها، نسل Z به دلیل ارتباط بیشتر با این فضا، بیشترین مصرفکنندگان محصولات ترندی هستند. حتی برخی از این محصولات مخصوصاً برای این نسل ساخته میشود. تأثیری که عروسک لبوبو روی این نسل دارد، روی نسل من ندارد. این قدرت تبلیغات است که تعیینکننده است.
پدیده یکرنگی و کاهش خردگرایی
این جامعهشناس با اشاره به همهگیری این محصولات در سبک زندگی نسل Z توضیح میدهد که اگر به خیابان توجه کنیم، استایل ظاهری و پوشش افراد همه یک مدل است و حتی از یکرنگ و جنس استفاده میکنند. او این یکرنگی را نشانهای از کمترشدن خردگرایی میداند:
در این یکرنگی اگر شخصی حتی در دل خودش متفاوت هم فکر کند، خجالت خواهد کشید چرا که با دیدن این یکرنگی فکر میکند متفاوتبودن اشتباه است و باید مانند دیگران باشد. این پیروی بیچون و چرا نشان از کمترشدن خردگرایی است.
تبلیغات «Bandwagon» و ترس از عقبماندن
این پدیده یکرنگی در علم تبلیغات با عنوان Bandwagon Advertising شناخته میشود. این روش تبلیغاتی تلاش میکند مخاطب را قانع کند که چون همه از یک محصول یا خدمت استفاده میکنند، دیگران نیز باید از آن استفاده کنند. در این نوع تبلیغ، احساس تعلق و ترس از عقبماندن از جمع عامل اصلی هدایت دیگران برای استفاده از آن محصول یا خدمت است.
اعتماد نسل Z به اینفلوئنسرها
«کیسی لوئیس»، مشاور رسانههای اجتماعی و کارشناس روندهای اجتماعی، نیز بر اهمیت این نسل تأکید میکند:
هر برندی که به طور فعال در تلاش برای ارتباط با نسل Z و نسل آلفا نباشد، در واقع به خودش لطمه میزند. حتی اگر علاقهای به حضور در جریان اصلی فرهنگ نداشته باشید، آنها مصرفکنندگان آینده ما هستند، پس باید انتخاب آنها را در نظر داشته باشید.
بررسیها نشان میدهد که کاربران نسل Z اعتماد بیشتری به شبکههای مجازی و اینفلوئنسرها نسبت به دولت و رسانههای خبری دیگر دارند. در میان شبکههای اجتماعی، تیکتاک، اینستاگرام و یوتیوب بالاترین سطح اعتماد را میان خود و کاربران ایجاد کردهاند. همچنین، هوش مصنوعی نیز با سرعت چشمگیر، به اصلیترین منبع پاسخ سؤالهای این نسل تبدیل شده است.
تبلیغات؛ حرفه مهم قرن ۲۱
تمامی این موارد به یک مؤلفه کلیدی وابسته است: شرکتها و رسانهها چگونه باید در شبکههای اجتماعی تبلیغ کنند تا نگاهها را به سوی خود جذب و کنترل کنند؟ علم تبلیغات به مهمترین حرفه در قرن ۲۱ تبدیل شده است؛ قرنی که در هر دهه، سبک زندگی مردمانش دستخوش تغییرات متعدد و وابستگیهای جدید میشود.
(فرهنگستان زبان و ادب فارسی معادل «گرایه» را برای واژه ترند تصویب کرده است.)
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۳:۲۳ - ۱۴۰۴/۰۸/۱۰