آیکون خبر

خبر کامل

فیلیپ آگیون، برنده نوبل اقتصاد: تناقض تخریب خلاق، نوآوری و سیاست‌های رشد

فیلیپ آگیون، برنده نوبل اقتصاد: تناقض تخریب خلاق، نوآوری و سیاست‌های رشد

فیلیپ آگیون، اقتصاددان برجسته فرانسوی که در سال ۲۰۲۵ موفق به کسب جایزه نوبل اقتصاد شد، در مصاحبه‌ای تفصیلی به تشریح مسیر فکری خود، اهمیت محوری نظریه «رشد شومپیتری» و نقش «تخریب خلاق» در توسعه اقتصادی مدرن پرداخت. او در این گفتگو، ضمن مقایسه مدل خود با دیگر نظریه‌های رشد، به سیاست‌های لازم برای مقابله با نابرابری، گذار به رشد سبز و اصلاح نهادهای آموزشی و مالی اروپا اشاره کرد.

ریشه‌های فکری: از دغدغه فقر تا مدل‌سازی نوآوری

آگیون مسیر خود را از طریق دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی آغاز کرد. او می‌گوید که دغدغه اصلی‌اش فقر و چگونگی رهایی از آن بود و دریافت که بدون رشد اقتصادی، این رهایی ناممکن است. ایده مرکزی او بر مبنای کار جوزف شومپیتر استوار است که از «تخریب خلاق» سخن می‌گفت، اما فاقد یک مدل ریاضی قابل آزمون بود.

ما ایده‌ای که شومپیتر توصیف کرده بود را در اختیار داشتیم، اما مدلی در کار نبود. در نتیجه، هیچ راهی برای ادغام آن در بدنه اصلی رشته، آن‌طور که در حال پیشرفت بود، وجود نداشت.

او در سال ۱۹۸۴ در هاروارد به فکر ساختن مدلی افتاد که تخریب خلاق را در خود جای دهد و در سال ۱۹۸۷ همکاری خود را با پیتر هاویت آغاز کرد تا مدل «نوآوری گام‌به‌گام» را توسعه دهد. این مدل امکان ادغام سازمان‌دهی صنعتی و رقابت ناقص را در نظریه رشد فراهم کرد.

تمایز مدل شومپیتری آگیون و مدل رشد درون‌زای رومر

آگیون تفاوت مدل خود را با نظریه رشد درون‌زای پل رومر (برنده نوبل ۲۰۱۸) در عدم حضور پویایی‌های شرکت‌ها در مدل رومر می‌داند. مدل رومر، که بر تقسیم کار بهتر متمرکز است، فاقد جنبه‌های حیاتی زیر است:

  • ورود و خروج شرکت‌ها در فرآیند رشد.
  • ناهمگونی میان بازیگران (تازه‌واردان، بازیگران مستقر، شرکت‌های کوچک و بزرگ).

مدل شومپیتری آگیون-هاویت، با وارد کردن پویایی‌شناسی شرکت‌ها، امکان آزمون نظریه رشد با استفاده از داده‌های خرد (سطح شرکت) را فراهم کرد و توانست با حقایق شناخته‌شده‌ای مانند نرخ خروج بالاتر شرکت‌های کوچک، سازگار باشد.

سیاست‌های رشد: مرز نوآوری در برابر جبران عقب‌ماندگی

آگیون تاکید می‌کند که سیاست‌های عمومی مناسب، به فاصله یک کشور تا مرز فناوری جهانی بستگی دارد. کشورهایی که در حال جبران عقب‌ماندگی هستند (مانند چین پس از دنگ شیائوپینگ) باید بر جذب و تقلید فناوری، تخصیص مجدد عوامل تولید و سرمایه‌گذاری‌های کلان تمرکز کنند.

اما زمانی که منابع رشد جبرانی به پایان می‌رسد، کشور باید به سمت نوآوری در مرز حرکت کند. این گذار مستلزم نهادها و سیاست‌های متفاوتی است:

  • در مرحله جبرانی، نبود رقابت چندان مشکل‌ساز نیست.
  • در مرحله نوآوری در مرز، رقابت (به ویژه رقابت پایاپای) بسیار حیاتی است.

او هشدار می‌دهد که اگر کشورها در این گذار شکست بخورند و بازیگران مستقر مانع تغییر قواعد بازی شوند، خطر افتادن در تله درآمد متوسط وجود دارد.

آشتی دادن رشد و پایداری زیست‌محیطی

در زمینه رشد سبز، آگیون معتقد است که برای مقابله با دو نوع پیامد خارجی (زیست‌محیطی و فناورانه) به دو ابزار نیاز است: مالیات کربن و یارانه برای نوآوری سبز یا سیاست صنعتی سبز. سیاست صنعتی زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که با زنجیره‌های ارزش سروکار داریم.

نقش سیاست صنعتی و مدل دارپا

آگیون مدل «دارپا» (DARPA) در ایالات متحده را نمونه‌ای موفق از سیاست صنعتی می‌داند که سیاست صنعتی و سیاست رقابتی را با هم آشتی می‌دهد. این مدل متکی به پول دولتی و مدیرانی است که چندین پروژه رقیب را به‌طور همزمان ایجاد می‌کنند. این رویکرد، در کنار مالیات کربن، برای خروج از وابستگی به مسیر فناوری‌های آلاینده ضروری است.

نوآوری و معمای نابرابری

به عقیده آگیون، نوآوری نابرابری را در بالای توزیع درآمد افزایش می‌دهد (ایجاد رانت)، اما همزمان از طریق تخریب خلاق، تحرک اجتماعی نیز ایجاد می‌کند. او رانت نوآوری را یک «رانت خوب» می‌داند که منبع رشد و تحرک اجتماعی است، برخلاف رانت‌های ناشی از لابی‌گری و موانع ورود که «رانت بد» هستند.

او ضمن اعتقاد به یک نظام مالیاتی معقولاً بازتوزیعی و تصاعدی، هشدار می‌دهد که نباید با سیاست‌های افراطی، انگیزه نوآوری و سرمایه‌گذاری را تضعیف کرد. او بر اهمیت سیاست رقابتی و سیاست تامین مالی کارزارهای انتخاباتی برای اطمینان از عدم استفاده ثروتمندان از قدرت گزاف در سیاست تاکید می‌کند.

راهکارهای اصلاحی برای فرانسه و اروپا

آگیون برای اصلاح رشد در فرانسه و اروپا، بر روی اصلاحات نهادی در سه حوزه کلیدی تمرکز دارد:

  • دانشگاه‌ها: اعطای استقلال به دانشگاه‌ها (در انتخاب پژوهشگران و تخصیص بودجه) و داشتن ساختارهای حکمرانی دوگانه (سنای آکادمیک و هیات امنا) برای تولید دانشگاهی خوب ضروری است.
  • اکوسیستم مالی: ایجاد سرمایه‌گذاران نهادی برای هدایت پس‌اندازها به سمت نوآوری و توسعه سرمایه‌گذاری خطرپذیر. او معتقد است که اروپا فاقد یک بازار واحد واقعی برای نوآوری است.
  • سیاست‌های کلان: تعمیم دادن آزمایشگاه‌های ممتاز و ایجاد «دارپاهای اروپایی» برای پیشبرد نوآوری سبز و دفاع. او همچنین بر ضرورت یک سیاست مهاجرتی هوشمندانه برای جذب نیروی متخصص تاکید می‌کند.

او در نهایت هشدار می‌دهد که خطر فعلی برای اروپا این است که انقلاب هوش مصنوعی را از دست بدهد، زیرا استارت‌آپ‌ها امکان رشد در مقیاس بزرگ را در این قاره پیدا نمی‌کنند.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗