خبر کامل
آوارگی کتابها در کوچ اجارهنشینی؛ از «وجین» کتابخانههای عمومی تا رمان یک میلیون تومانی
در حالی که شعارهای پر زرق و برق هفته کتاب، جامعه را به زندگی با کتاب دعوت میکنند، واقعیت تلخ اجارهنشینی، جابهجاییهای سالانه و ضعف زیرساختهای فرهنگی، کتابها را در ایران به موجوداتی آواره و رنجور تبدیل کرده است. این گزارش تحلیلی به بررسی وضعیت کتابخانههای عمومی، کتابخانههای شخصی و چالشهای اقتصادی خرید کتاب در کشور میپردازد.
آوارگی کتابها در کوچ اجارهنشینی
هر سال با رسیدن هفته کتاب، خیابانها از پوسترهایی با شعارهای زیبا پر میشود، اما واقعیت زندگی قشر کتابخوان، پر از اسبابکشی و جابهجایی است. کتابها، همچون حلزونهای خانهبهدوش، همراه مالکان خود از خانهای به خانه دیگر و از طبقهای به طبقه دیگر منتقل میشوند؛ درون کارتنهای موز، چمدانهای شکسته و صندوقعقب خودروها. هیچکس کتابهای خود را برای مستأجر بعدی جا نمیگذارد.
این جابهجاییهای همیشگی، کتابها را دچار فرسودگی میکند. جلدها ترک برمیدارند، گوشهها پاره میشوند و کتابها در میان کارتنها انگار نفسنفس میزنند. این رنج سفر، حتی اعتراض کارگران حمل بار را نیز در پی دارد. کارگران اسبابکشی، قفسههای پر از جلدهای سنگین تاریخ و فلسفه را با نگاهی سرزنشآمیز مینگرند و میگویند:
«آقا جان، این کتابا از یخچال ساید صد کیلویی هم بد دستتره، واسه اینا باید جدا حساب کنیم.»
یکی از کارگران با آهی میپرسد: «مگه هنوز کسی کتاب میخونه؟» اگر کتابی زخمدیده زبان داشت، شاید اینگونه غر میزد:
«مگر من خواسته بودم با تو اجارهنشین باشم؟ من فقط میخواستم روی قفسهای بمانم و خوانده شوم، نه اینکه هر سال در وانت آبی خیابان انقلاب، در صندوقعقب پراید یا درون کامیون باربری تاب بخورم.»
کتابخانههای عمومی؛ از مرکز حیات شهری تا موزههای خاموش
در کشورهای توسعهیافته، کتابخانههای عمومی بهعنوان خانه امن کتابها و مردم، نقشی حیاتی در حیات شهری ایفا میکنند. کتابخانه در آنجا نه یک انبار، بلکه یک نهاد زنده شبیه یک میدان یا پارک است که مردم در آنجا مینشینند، میخوانند، با هم حرف میزنند، دورههای آموزشی برگزار میشود و تا نیمهشب روشن است.
وضعیت کتابخانههای عمومی در ایران
اما در ایران، بسیاری از کتابخانههای عمومی به موزهای بیصدا شبیهاند. صندلیها وقتی فصل مطالعه کنکور نیست، خاک میخورند، فهرستهای دیجیتال کار نمیکنند و کتابدار پشت پیشخوان خسته به نظر میرسد. یکی از چالشهای اصلی، موضوع «وجین» است.
- وجین چیست؟ وجین واژهای اداری برای حذف بیصدای کتابها از مجموعه است.
- دلیل حذف: بسیاری از کتابها نه به دلیل کهنگی یا خطا، بلکه صرفاً برای خالی کردن قفسهها یا به حکم بخشنامهها و نظارتهای سلیقهای، از هستی کتابخانه حذف میشوند.
کتابخانههای شخصی؛ پناهگاههای کوچک و پرخطر
در غیاب کتابخانههای عمومی فعال و پویا، مردم خودشان دست به کار میشوند و کتابخانههای شخصی میسازند؛ مجموعههای خانگی در گوشه اتاقها، زیرزمینها یا اتاق خوابها. این کتابخانههای کوچک، گاهی با نظم افراطی و گاهی با بینظمی دوستداشتنی، حکم پناهگاه را دارند؛ درست شبیه کسانی که در نبود پارکهای خوب، در آپارتمانهای کوچک گلدان نگه میدارند.
چالشهای کتابخانه خانگی
اما این کتابخانههای شخصی نیز در خانههای کوچک و اجارهای، خود به دردسر تبدیل میشوند:
- قفسهها سنگین و جاگیر هستند.
- خطر سوسک، موریانه و رطوبت همیشه در کمین جلدهای قدیمی است.
- کتابخانه خانگی گاهی شبیه انبارِ اشیای شکننده میشود.
کتابهای نجیبانه پنهان
در میان همین قفسهها، کتابهای ممنوعه نیز زندگی میکنند؛ کتابهایی که جایی در قفسههای عمومی ندارند، از نظارتهای سلیقهای جان سالم به در نبردهاند یا هرگز اجازه ورود نگرفتهاند. در واقع، کتابخانه خانگی ایرانی همیشه دو بخش دارد: کتابهای مجاز و کتابهای نجیبانه پنهان که بینام و بیسروصدا، اما زنده نگهداری میشوند.
سنگینی قیمت و سبکتر شدن روح
در سالهای اخیر، قیمت کتاب نیز خود داستانی جداگانه دارد. افزایش شدید قیمت کاغذ باعث شده است که گاهی برای خرید یک رمان خوب باید بیش از یک میلیون تومان پرداخت کرد. در نتیجه، کتاب در سبد خرید خانوادهها با چهرهای نجیبانه در آخر صف میایستد.
با این حال، هنوز هم کسانی هستند که کتاب میخرند، بیآنکه فورا بخوانندش. خرید کتاب برای این افراد، نوعی امید و عهد با آینده است؛ شبیه تنفس یا کشاورزانی که حتی در خشکسالی، بذر میکارند. برخی کتابدوستان آنقدر کتاب دارند که اگر تا ۲۸۰ سالگی هم عمر کنند، باز برای خواندن کتاب دارند، ولی همچنان با اشتیاق خرید میکنند.
وزن حافظه و آرزو
بسیاری از کتابخانههای خانگی، حکم موزههای خانوادگی را دارند. هر جلد، حامل خاطرهای است؛ از خرید از دستفروشی گرفته تا رمانی که در صف رونمایی امضا شده، یا نسخهای که با ترس از دستفروش خیابان انقلاب دریافت شده است. اما افسوس که این گنجینهها، در انزوای خانهها خاک میخورند و کسی جز صاحبشان به آنها سر نمیزند.
کتابها، سنگینیشان از جنس دیگری است. آنها وزنِ حافظه، وزنِ آرزو و وزنِ دانایی را به دوش میکشند. وقتی کتاب از پلهها بالا میرود، بخشی از تاریخ شخصی فرد نیز بالا میرود. شاید روزی برسد که کتابخانههای عمومی فعالتر، شبانهروزیتر و به مردم نزدیکتر شوند و دوباره به خانه نخست کتابها تبدیل گردند. تا آن روز، ما به کتابخانههای کوچک خودمان دلخوشیم؛ جایی که هر جلد، دوستی است و هر قفسه، شهری کوچک.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
