خبر کامل
سازمان بهینهسازی انرژی دولت پزشکیان؛ تقابل انحصار دولتی و اصلاح ساختاری
در میانه بحرانهای مزمن آب، برق، گاز و بنزین که ساختار انرژی کشور را در آستانه فروپاشی قرار داده، دولت چهاردهم به ریاست مسعود پزشکیان تصمیم به ایجاد یک نهاد کلیدی برای مدیریت این چالشها گرفت. «سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی» با هدف افزایش تمرکز و نظارت بر بخش انرژی و ساماندهی معضل دیرینه ناترازیها تأسیس شد؛ اما این سازمان پیش از آغاز فعالیت جدی، با انتصاب رئیس خود که از چهرههای نزدیک به دولت پیشین بود، موجی از انتقادها و گمانهزنیها را برانگیخت. با این حال، کارشناسان بر اهمیت عملکرد این نهاد جدید در مواجهه با بحران ساختاری انرژی ایران تأکید دارند.
ساختار و ماموریتهای سازمان جدید انرژی
تشکیل سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی بر اساس حکم رئیسجمهور برای سقاب اصفهانی صورت گرفته و قرار است این نهاد دولتی با اساسنامهای تازه و تحت نظر مستقیم رئیسجمهور فعالیت کند. این سازمان از ادغام سه مجموعه مهم در حوزه انرژی شکل گرفته است:
- شرکت بهینهسازی مصرف سوخت
- سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا)
- ستاد مدیریت حملونقل و سوخت
طبق حکم ریاست دولت چهاردهم، ماموریتهای اصلی این سازمان بر محوریت مدیریت کلان و متمرکز بر مصرف انرژی تعریف شده است. این وظایف شامل ایجاد هماهنگی فرابخشی، ساماندهی بهینهسازی، رفع ناپایداری انرژی، تعیین میزان و نحوه تخصیص یارانههای انرژی، و پیگیری پروژههای بهینهسازی در بخشهای عرضه و مصرف خواهد بود.
انتقاد کارشناسان: سازمانسازی موازی و انحصار دولتی
با وجود اهداف روشن سازمان جدید، بسیاری از کارشناسان معتقدند که این اقدام، تکرار رویهای غلط است. وزارتخانههای نفت و نیرو همواره متولی برنامهریزی در این عرصه بودهاند و از دهه ۷۰ تاکنون سازمانهای متعددی نظیر «سانا»، «سابا»، «شرکت بهینهسازی مصرف سوخت» و «ساتبا» در این حوزه فعالیت داشتهاند. استمرار سازمانسازیهای موازی و دولتیکردن هرچه بیشتر امور انرژی، سالهاست که مورد انتقاد جدی قرار دارد.
ریشه بحران، فقدان تفکر صحیح سیاستگذاری است
هاشم اورعی، عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف، ریشه بحران انرژی در ایران را نه کمبود سازمان، بلکه فقدان تفکر صحیح در سیاستگذاری میداند. او اظهار کرد که اگر همان نگاهها، روشها و الگوهای حکمرانی در قالب جدید تکرار شود، نه تنها مشکلی حل نمیشود بلکه بر ابعاد آن افزوده خواهد شد. او تاکید کرد که ناترازی انرژی، محصول تبدیل انرژی از یک کالای اقتصادی به یک ابزار سیاسی است.
«ما همین حالا هم ساختارهای عریض و طویلی داریم؛ بخشهایی که وظایف مشابه دارند و کارهای موازی انجام میدهند. در چنین وضعیتی افزودن یک سازمان تازه نه تنها گرهی را باز نمیکند بلکه بر میزان آشفتگی و سردرگمی میافزاید.»
انحصار دولتی در بخش انرژی، که دولت را به کارفرمای بزرگ و بازیگر مسلط بازار تبدیل کرده، منجر به قیمتگذاری دستوری، هدررفت منابع، و وابستگی مزمن به یارانهها شده است. این مدل، انگیزه برای سرمایهگذاری، رقابت و نوآوری را کاهش داده و بازار را در چرخهای معیوب از کمبود و بحرانهای دورهای گرفتار کرده است. برای مثال، در زمستان ۸۰ درصد گاز کشور در بخش خانگی مصرف میشود در حالی که قیمت آن عملاً نزدیک به صفر است، که همین امر، درخواست بهینهسازی مصرف را بیمعنا میسازد.
نقش دولت باید از مدیریت به نظارت تغییر کند
به عقیده اورعی، اصلاح واقعی نیازمند پیمودن مسیر معکوس است؛ یعنی دولتزدایی تدریجی. این فرآیند که میتواند در بخشهایی مانند بنزین، گازوئیل و برق آغاز شود، فشار تصمیمگیری قیمتی را از دوش دولت برمیدارد و بازار را فعال میکند. او تاکید کرد که بدون اصلاح قیمتگذاری، تعادل حاصل نخواهد شد، اما اصلاح قیمت باید در چارچوبی کامل و همراه با آزادسازی تدریجی بازار انجام شود.
همزمان با کاهش نقش دولت در اقتصاد انرژی، باید نقش حمایتی دولت از مسیر یارانه مستقیم و هدفمند به اقشار آسیبپذیر ایفا شود تا فرآیند اصلاح برای مردم قابل تحمل باشد. بوروکراسی گسترده دولتی که مدام برای خود کار میتراشد، عامل اصلی عدم کاهش تصدیگری دولت در دهههای اخیر بوده است.
تناقض در خصوصیسازی بخش برق
اورعی با اشاره به صنعت برق بیان کرد: اگرچه گفته میشود ۶۰ درصد تولید برق در اختیار بخش خصوصی است، اما بخش بزرگی از این مجموعهها خصوصی واقعی نیستند و متعلق به نهادها و بنیادها هستند. حتی بخش خصوصی واقعی نیز برق را به شبکهای کاملاً دولتی تحویل میدهد و زیر نظر مدیریت وزارت نیرو قرار دارد. نتیجه این است که رقابتی وجود ندارد، قیمتها دستوری است و فضایی برای ظهور بازار واقعی وجود ندارد.
دیدگاه موافق: استقلال سازمان، کلید موفقیت

در مقابل این انتقادات ساختاری، مهدی صادقی شاهدانی، رئیس اندیشکده نفت و انرژی دانشگاه امام صادق، تشکیل سازمان بهینهسازی مصرف انرژی زیر نظر مستقیم رئیسجمهور را اقدامی درست و ضروری میداند. او معتقد است که یکی از مشکلات گذشته، قرارگیری سیاستهای بهینهسازی در دل وزارتخانههای عرضهکننده انرژی (نفت و نیرو) بود که خود تضاد منافع ایجاد میکرد.
صادقی شاهدانی تاکید میکند که اتکای ایران به منابع غنی در دهههای گذشته باعث شد تمرکز اصلی سیاستگذاران بر «توسعه عرضه» باشد و مدیریت تقاضا در حاشیه قرار گیرد. وی افزود: «ناترازی انرژی امروز از حدی گذشته که دیگر توسعه منابع جدید به تنهایی قادر نیست آن را جبران کند. بنابراین تنها راه کاهش ناترازیها، اصلاح الگوی مصرف و ارتقای بهرهوری است.»
اصلاحات قیمتی با ملاحظات اجتماعی
او در عین حال بر لزوم رویکرد تخصصی در سازمان جدید و توجه به تاثیرات محیطزیستی مصرف بیرویه انرژی تاکید کرد. صادقی در خصوص اصلاح قیمت انرژی، بر لزوم همراهی آن با ملاحظات اجتماعی دقیق تاکید کرد. وی توضیح داد که منطق اقتصادی قیمتگذاری باید بازتابدهنده هزینههای نهایی اجتماعی باشد، اما شرایط جامعه امکان شوک قیمتی گسترده را نمیدهد و اصلاحات باید تدریجی، هدفمند و با ملاحظات اجتماعی اجرا شود.
آینده سیاستگذاری انرژی در گرو عملکرد سازمان جدید
با توجه به عمق ناترازی انرژی که محصول دههها سیاستگذاری ناکارآمد است، سرنوشت سیاستگذاری انرژی در ایران به عملکرد این سازمان جدید گره خورده است. اگر این سازمان بتواند از استقلال کافی برخوردار باشد و در تعیین اولویتهای بودجهای، استراتژی کلان پروژهها و بازنگری اساسی در نظام قیمتگذاری، نقش تعیینکنندهای ایفا کند، میتواند از یک کمیته مشورتی به یک مرجع سیاستگذار واقعی تبدیل شود. در غیر این صورت، ادامه مسیر فعلی، تنها انباشت مشکلات بیشتری را به همراه خواهد داشت و یک فرصت تاریخی برای اصلاح ساختار انرژی ایران از بین خواهد رفت.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
