خبر کامل
بررسی «برف کهنه، برف نو» اثر مجید قیصری: از ریشههای شهری تا مهاجرت درونی
رونمایی از «برف کهنه، برف نو» و تحلیل جهان داستانی مجید قیصری
آیین رونمایی از مجموعه داستان کوتاه «برف کهنه، برف نو» اثر تازۀ مجید قیصری، با حضور جمعی از نویسندگان و منتقدان برجسته در شهر کتاب اردیبهشت اصفهان برگزار شد. این نشست که به میزبانی علی خدایی ترتیب یافته بود، فرصتی را برای علاقهمندان ادبیات داستانی فراهم آورد تا ضمن آشنایی با روند شکلگیری این مجموعه و تجربه زیسته نویسنده، به تحلیل ویژگیهای انسانی و موقعیتمحور داستانها بپردازند. در این مراسم، رامبد خانلری، محمداسماعیل حاجیعلیان و سعید محسنی نیز حضور داشتند و با ارائه تحلیلهای تخصصی، چشمانداز تازهای از جهان داستانی قیصری ترسیم کردند.
ریشههای شکلگیری جهان داستانی قیصری: شهر و تجربه زیست
مجید قیصری در بخشی از سخنان خود، به پیشینه انتشار نخستین داستانهای این کتاب در نشریه «همشهری داستان» اشاره کرد و بر اهمیت فضاهای شهری در خلق داستان تأکید نمود. وی بیان کرد که کوچههایی با نامهای خاص مانند «کوچه هلند» و خیابانها و میدانهای تهران که هرکدام تاریخ و خاطرهای در دل دارند، به منبع الهام او تبدیل شدهاند.
قیصری افزود: «سالها زندگی در این کوچهها و مشاهده لحظههای روزمره باعث شکلگیری شخصیتها و موقعیتهای داستانی شده است. این تجربه زیستی به من امکان داد تا دریابم مجموعهای از این داستانها میتواند به یک کتاب منسجم تبدیل شود، هرچند ابتدا چنین هدفی نداشتم.»
وی با اشاره به مفهوم «صد میدان» در کتاب خواجه عبدالله انصاری، میدانها را محور زندگی شهری و شکلدهنده تجربه انسانی دانست و تأکید کرد که زندگی او در این میدانها و کوچهها، بخش مهمی از جهانبینی داستانهایش را ساخته است.
زبان موقعیت و فاصلهگذاری عامدانه در روایت
این نویسنده در توضیح شیوه روایت داستانهایش، به نقش تغییر مکان و فاصلهها در تعیین ریتم داستان اشاره کرد. او توضیح داد که در داستانهایی مانند «بسمالله»، تلاش کرده است تا روایت بهطور طبیعی در دل موقعیت شکل بگیرد و فاصلهگذاری در بسیاری از داستانها عامدانه است تا خواننده با تجربه روانی شخصیتها همراه شود.
قیصری یادآور شد که در این مجموعه، برخی شخصیتهای فرعی تنها با حداقل پرداخت حضور دارند، زیرا هدف این بوده که زبان موقعیت، نه شرح و توضیح، بار روایت را به دوش بکشد. وی داستانهایی مانند «انبارسوزی» را نمونههای بارز این رویکرد دانست.
او تأکید کرد که تجربههای شخصی، مانند مواجهه با فقدان یا سردرگمی، در لایههای زیرین داستانها جاریاند و انتخاب این زبان روایی، نه برای خودنمایی، بلکه «ضرورت روایت» است.
قیصری در مقایسهای میان داستان کوتاه و سینما گفت:
در سینما، ساخت صحنه نیازمند تیم و امکانات است، اما در داستان کوتاه همهچیز در کلمه متولد میشود. این امکان آشناییزدایی و خلق تجربههای ناب روایی را فراهم میکند که در مدیومهای دیگر دستنیافتنی است.
وی در پایان این بخش، ادبیات را تمرینی برای دیدن دقیقتر جهان توصیف کرد و گفت: «ادبیات وظیفه دارد این معنا را آشکار کند که هر خاطره و هر تجربه زیسته، در زمان مناسب به داستان تبدیل میشود.»
تحلیل منتقدان: از زیست مشترک تا مهاجرت درونی
رامبد خانلری، نویسنده و منتقد ادبی، در تحلیل خود به بررسی لایههای زیستی و صداقت روایی در داستانهای قیصری پرداخت. وی رابطه میان نویسنده و شخصیتها را شبیه «نسبت پدر و فرزند» دانست که بر پایه نگرانی، نظارت و صداقت شکل میگیرد. خانلری تأکید کرد که قیصری بخشی از عمیقترین تجربههای زیسته خود را برای ساخت جهان داستانی به کار گرفته است.
وی همچنین مجموعه «برف کهنه، برف نو» را داستان «مهاجرت درونی انسان» توصیف کرد و گفت: «بازگشت از زندگی به جنگ و بازگشت دشوار از آن، سایهای دائمی بر روابط انسانی میاندازد و اهمیت مجموعه را دوچندان میکند.»
محمداسماعیل حاجیعلیان، دیگر نویسنده و منتقد حاضر در مراسم، به ویژگیهای انسانی و موقعیتمحور داستانها پرداخت. او عنوان کتاب را نشاندهنده حساسیت نویسنده نسبت به فضا و مضمون دانست و اظهار کرد که نگاه قیصری به مهاجرت و تجربه انسانی، حتی در داستانهای جنگ، بدون برخورد ایدئولوژیک، چهره انسانی شخصیتها را برجسته میکند.
حاجیعلیان افزود: «در داستانهایی مانند «کوچه هلند»، اشیا و محیط اطراف بهانه روایت هستند و نشان میدهند که اشیای روزمره هنوز زندهاند و خاطرات و زندگی آدمها را در خود نگه داشتهاند. این رویکرد، داستانها را از سطح روایت ساده فراتر میبرد.» وی همچنین بر تأثیرگذاری داستانهای کوتاه این مجموعه از طریق جزئیات دقیق و ترکیب آنها با تراژدی و حس انسانی تأکید کرد.
اقتباس و حفظ استقلال روایت: دیدگاه سعید محسنی
سعید محسنی، نویسنده، در بخش پایانی مراسم به موضوع اقتباس از داستان کوتاه پرداخت. او با اشاره به علاقه دانشجویان سینما و تئاتر به اقتباس از داستانهای کوتاه، متذکر شد که بسیاری از روایتهای قیصری به دلیل ساختارهای واگرا و پیچیدگیهای روایی، قابلیت تبدیل مستقیم به فیلمنامه یا نمایش را ندارند.
محسنی تأکید کرد که قیصری روایتهای خود را بر اساس نیاز داستان و تجربه زیسته شکل میدهد و نگاهش اساساً به اقتباس نیست. وی این ویژگی را برای آموزش داستان کوتاه و تمرین روایت مستقل بسیار ارزشمند دانست و افزود: «این مجموعه نشان میدهد اهمیت حفظ زبان مستقل داستان کوتاه در مواجهه با رسانههای تصویری تا چه حد است.»
درباره مجموعه «برف کهنه، برف نو»
مجموعه داستان کوتاه «برف کهنه، برف نو» شامل هفت داستان کوتاه است که توسط نشر افق منتشر شده است. این کتاب نمونهای ممتاز از روایت موقعیتمحور، انسانمحور و تجربهزیسته در ادبیات داستانی معاصر ایران است که با تمرکز بر جزئیات زندگی روزمره و خاطرههای انسانی، تجربهای متفاوت و ناب از داستان کوتاه ارائه میدهد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.