خبر کامل
نقد و تحلیل فیلم «چارهای نیست» پارک چان ووک | مرز باریک کمدی و تراژدی
نقد و تحلیل فیلم «چارهای نیست» پارک چان ووک

پارک چان ووک، فیلمساز صاحبسبک کرهای، در جدیدترین ساخته خود «چارهای نیست» (No Other Choice)، بار دیگر مرزهای ژانر را درنوردیده و این بار، توازن ظریفی میان کمدی و تراژدی برقرار کرده است. این فیلم، ادامهدهنده مسیر آثار پیشین اوست که همواره مناسبات خود را بر لبه باریک یک دوگانه شکل میدهند؛ اگر در «منطقه امنیتی مشترک» مرز فیزیکی میان دو کره و در «عزم رفتن» خط باریک میان جنایت و عشق بود، اکنون این مهم در مرز میان خنده و اندوه رخ میدهد.
بازی با فاصله: تکنیک کارگردان برای خلق کمدی و تراژدی
برای اعتبار بخشیدن به وجوه تراژیک و همچنین خلق موقعیتهای کمیک، فیلمساز کارکشته کرهای، مدام فاصله خود را با شخصیتها و موقعیتها تغییر میدهد. برخی صحنهها ترکیبی هوشمندانه از این دو هستند؛ موقعیتی در لحظه، همزمان که تراژیک است، بهشدت کمیک نیز جلوه میکند.
- فاصله فیزیکی: در سکانس پایانی حضور شخصیت اصلی در کارخانه، دوربین ابتدا از فاصلهای بسیار دور او را در انتهای قاب نشان میدهد؛ جایی که خوشحالی و مشتهای گرهکرده مرد دیده میشود. اما ناگهان در نمای بعد، دوربین در نزدیکترین فاصله قرار میگیرد و لبخند از چهره مرد رنگ میبازد و او جدی مشغول انجام وظیفه میشود.
- ترکیب موقعیتها: تعقیب ناشیانه مقتول اول و همسرش در جنگل، که در نهایت به نیش مار و کمک همسر مقتول به قاتل ختم میشود، نمونهای بارز از ترکیب تراژدی و کمدی در یک لحظه است.
سیر نزولی احساس مسئولیت قاتل در قتلها
پارک چان ووک علاوه بر دوری و نزدیکی فیزیکی، از نظر ذهنی و احساسی نیز رفتار یویووار خود را در مواجهه شخصیت اصلی با قربانیان ادامه میدهد. این تغییر رویکرد در سه قتل متوالی داستان، کاملاً مشهود است:
قتل اول: نزدیکی احساسی و مسئولیتپذیری
قاتل پیش از انجام قتل، به صحبتهای مقتول و همسرش گوش میدهد و تلاش میکند آنچه بر آنها گذشته را در ذهنش تصور کند. این نزدیکی احساسی باعث میشود که او نسبت به مقتولش دچار احساس مسئولیت شود و تمام تلاشش را بکند تا مرد، دستکم قبل از مرگش از خیانت همسرش باخبر نشود.
قتل دوم: فاصلهگیری و اجرای طرح از پیش تعیینشده
در قتل دوم، نزدیکی عاطفی کاهش مییابد. قاتل حتی مجبور نیست به خانه مقتول برود و او را در راه خانه به قتل میرساند. تنها دغدغه او در این مرحله، خلاص شدن از شر جنازه است.
قتل سوم: کمال دقت و حذف کامل مشکل
در قتل آخر، مشکل خلاص شدن از جنازه نیز حل میشود. نقشه مرد آنقدر دقیق و بینقص است که ما حتی فرجام کار را نمیبینیم، اما مطمئنیم که او کارش را بدون هیچ ردپایی انجام داده است. این روند، گامبهگام فاصله گرفتن از انسان و ارزشهای اوست.
وارونگی «جنایت و مکافات» داستایفسکی
فیلم «چارهای نیست» در این مسیر، معکوس شاهکار داستایفسکی عمل میکند. در حالی که در «جنایت و مکافات»، مخاطب در قتل دوم به قربانی نزدیکتر میشود، در فیلم پارک چان ووک این روند برعکس است:
مخاطب در قتل اول به شخصیت قربانی و زیست او نزدیکتر است تا قتل دوم و قتل آخر. در قتلهای بعدی، بیشتر چگونگی هرچه درستتر پیش رفتن نقشه قتل و هرچه تمیزتر انجام شدن آن است که اهمیت پیدا میکند و همین تغییر مسیر خود دوری از انسان و ارزشهای او و به شدت تلخ است.
راه چاره انسانی فیلمساز برای این مسئله، ساختن ذهنیتی مشترک میان شخصیتهاست تا همگی آنها را قربانی سرمایهداری بیرحم حاکم بر جهان فیلم بداند و نقد خود را به ساحتی بالاتر، یعنی به ساختار نادیده گرفته شده ببرد.
فرجام تلخ: هشدار درباره مرگ تدریجی انسان
فیلمساز بازی با فاصله (دوری و نزدیکی فیزیکی و ذهنی) را تا جایی پیش میبرد که در یکی از سکانسهای پایانی، حتی نمای نقطهنظر به سگ خانواده میدهد؛ شیطنتی فرمی که پس از حذف تمامی انسانها اتفاق میافتد. خانواده قربانیان در پایان فیلم از طبقه الیت جامعه هستند، اما تراژدی و تلخی موقعیت به حال خود واگذاشته نمیشود.
«چارهای نیست» در نقطه پایانی خود، در غیاب حضور انسان به پایان میرسد. تنها ماشینها و محصولات مصرفشده سرمایهداریِ بیرحمِ فیلم باقی میمانند. نوای محزون موسیقی متن در پایان، خود گویای همه چیز است؛ هشداری جدی به مخاطب درباره سرنوشتی تلخ و تاریک که آرام، بیصدا و بیوقفه، انسان و ارزشهای انسانی او را روز به روز بیشتر به مخاطره میاندازد.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
