خبر کامل
تناقض در COP30 برزیل؛ پذیرش اقتصاد دایرهای و مقاومت در برابر حذف سوخت فسیلی

اجلاس جهانی تغییرات اقلیمی (COP30) در شهر بلم برزیل شاهد ورود رسمی مفهوم «اقتصاد دایرهای» به دستور کار خود بود، اما همزمان نتوانست کوچکترین توافق الزامآور برای کاهش یا حذف سوختهای فسیلی را به تصویب برساند؛ تناقضی آشکار که سیاستهای اقلیمی جهان را در بوته آزمایش قرار داده است. این شکاف بزرگ میان پذیرش راهکارهای عملی مدیریت پسماند و مقاومت در برابر ترک اعتیاد به سوختهای فسیلی، آینده سیاستهای اقلیمی و وضعیت کشورهای در حال توسعه را تحتالشعاع قرار داده است.
اقتصاد دایرهای؛ محور رسمی دیپلماسی اقلیمی
ورود اقتصاد دایرهای به COP30 نه به عنوان یک بخش حاشیهای، بلکه در قالب یک «روز موضوعی رسمی» صورت گرفت. این امر نشان میدهد که چرخهسازی مواد، بازیافت صنعتی و مدیریت هوشمند منابع اکنون به زبان مشترک دیپلماسی اقلیمی تبدیل شده است. این تغییر رویکرد از آن جهت حائز اهمیت است که کشورهای ثروتمند و فقیر هر دو با بحران فزاینده پسماند و فشار انتشار گازهای گلخانهای مواجه هستند.
در چنین فضایی، اقتصاد دایرهای به عنوان ابزاری عملی و قابل پیادهسازی مطرح شد؛ راهکاری که برخلاف توافقات پیچیده انرژی، هزینه کمتر و اثر ملموستری دارد. همین ویژگیها باعث شد که این مفهوم بیش از همیشه در COP30 مورد بحث قرار گیرد و حمایت نهادهای مالی را نیز جلب کند.
از وعده تا اجرا: طرح ۳۰ میلیون دلاری NOW!
در جریان نشست بلم، برنامه «No Organic Waste (NOW!)» با تامین مالی اولیه ۳۰ میلیون دلار رونمایی شد. این اقدام نشاندهنده آن است که اقتصاد دایرهای از مرحله شعار عبور کرده و وارد فاز عملیاتی شده است.
اهداف کلیدی طرح NOW!
- کاهش قابل توجه ضایعات غذایی و ارگانیک در کشورهای هدف.
- کنترل انتشار گازهای متان؛ گازی که اثر گرمایش آن چندین برابر دیاکسید کربن (CO₂) است.
اهمیت این پروژه در آن است که برخلاف برنامههای کلان اقلیمی، از پاییندست شروع میکند و بهجای تکیه بر تکنولوژیهای گرانقیمت، بر مدیریت کارآمد و رفتارشناسی مصرف تکیه دارد. موفقیت این طرح میتواند الگویی ارزشمند برای کشورهای دارای بحران پسماند، از جمله ایران، فراهم سازد.
بخش خصوصی؛ شتابدهنده یا بازدارنده؟
شرکتها و ائتلافهای صنعتی حضور پررنگی در پنلهای COP30 داشتند و از برنامههای داوطلبانه برای بهبود زنجیره تامین، بازیافت و کاهش ضایعات سخن گفتند. در حالی که بخش خصوصی در ظاهر آماده همکاری است، انتقادهایی جدی درباره پدیده «سبزنمایی» (Greenwashing) مطرح شد؛ جایی که شرکتها با حداقل اقدام، حداکثر تبلیغ مثبت را دریافت میکنند.
این دوگانگی، اقتصاد دایرهای را در موقعیت حساسی قرار داده است: از یکسو فرصتی واقعی برای تغییر، و از سوی دیگر بستری برای فرار از مسئولیتپذیری اقلیمی. آینده این حوزه به میزان شفافیت و قدرت نهادهای نظارتی بستگی دارد.
نتیجهگیری: مسیر تحول اقلیمی
COP30 نشان داد که سیاست اقلیمی جهانی در نقطهای حساس قرار دارد. پروژههایی مانند NOW! و تمرکز بر اقتصاد دایرهای حرکتی واقعی برای کاهش ضایعات و کنترل متان ایجاد کردهاند. با این حال، ناتوانی در دستیابی به توافق الزامآور درباره خروج از سوختهای فسیلی، تصویر بزرگتر را تیره میکند.
مسیر تحول اقلیمی نه با یک تصمیم بزرگ، بلکه با مجموعهای از اصلاحات عملی و پیوسته شکل میگیرد. جهان به ایدههای جدید نیاز دارد، اما بیش از آن به اراده سیاسی قاطع و سازوکارهای نظارتی الزامآور نیازمند است تا بتواند بر تناقضهای فعلی غلبه کند.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
زمان انتشار:
۱۵:۳۰ - ۱۴۰۴/۰۹/۱۰