خبر کامل
نقد منفی «چارهای نیست» پارک چانووک؛ فیلمی با ایدههای فراوان و ساختاری سست
نقد منفی «چارهای نیست» پارک چانووک؛ فیلمی با ایدههای فراوان و ساختاری سست
پارک چانووک، کارگردان صاحبسبک کرهای که زبان سینماییاش طی دو دههی اخیر بر زیباییشناسی خشونت و انتقامهای اخلاقباخته متمرکز بوده، اینبار با فیلم «چارهای نیست» (No Other Choice) جهانی را بنا کرده که منتقدان آن را نه ابزورد میدانند، نه واقعگرا، و نه دارای انسجام دراماتیک لازم. این فیلم که در ابتدا میکوشد جهان فاسد رقابتهای شغلی را در قالب یک کمدی سیاه روایت کند، در نهایت به دلیل ناتوانی در انتخاب یک محور مشخص داستانی، در میان ایدههای ناتمام، رفتوبرگشتی سردرگم دارد.

جهانبینی پارک چانووک و سقوط در مرزهای اخلاق
جهانهای سینمایی پارک چانووک در آثاری چون «رفیق قدیمی»، «ندیمه» و «بانوی انتقام» بر این منطق درونی بنا شدهاند که شخصیتها بهطور طبیعی از مدار اخلاقی خارج میشوند تا خود را با جهانی همسنگ کنند که مدتهاست از عقلانیت تهی شده است. در این جهانها، ابزورد بهمثابهی حقیقت پذیرفته میشود و خشونت تبدیل به کنش معنادار میگردد. اما «چارهای نیست» درست در همین نقطه فرو میریزد؛ زیرا جهانی را بنا کرده که نه ابزورد است، نه واقعگرا، و نه توانسته میان این دو جهان پلی قانعکننده بزند.
نوسان لحن و گسست در رویدادها
فیلم از همان آغاز قصد دارد ترکیبی جاهطلبانه از طنز سیاه دربارهی رقابت شغلی شخصیت اصلی، مانسو یو (با بازی لی بیونگهان)، بحران خانوادگی و نقد طبقاتی را به نمایش بگذارد. اما لحن فیلم از همان نیم ساعت اول گرفتار نوسانی میشود که اجازه نمیدهد تماشاگر قرارداد روایی را بپذیرد. قتل اول که بدون برنامه، آنی و فاقد زمینهی روانی رخ میدهد، نشانهای از گسست میان شخصیتپردازی و رویداد است. این قتل به جای آنکه نقطهی آغاز پوچانگاری باشد، تبدیل به لحظهای بیوزن، مضحک و تصنعی میشود.
روایتهای فرعی زائد و خلأ ساختاری
ریتم کند فیلم نه از جنس تأمل، بلکه ناشی از سکانسهای زائد و حاشیهای است که هیچکدام در جهت کشمکش مرکزی بهکار گرفته نمیشوند. در فیلمهای دیگر پارک، هر جزئیات کوچک بخشی از معماری جهانبینی شخصیتهاست؛ اما در «چارهای نیست»، این جزئیات بیشتر شبیه تلاشهای پراکندهای هستند برای پر کردن خلأ ساختاری یک فیلمنامهی بیتمرکز.
جزئیات بیکارکرد در «چارهای نیست»
- درد ناگهانی دندان که نه تشدید میشود و نه کارکرد تماتیک مییابد.
- مشکلات دختربچهی بیمار و نوازندهی بااستعداد که نه به جهان داستان وصل میشود و نه همراهی تماتیک دارد.
- ازدواج پیشین همسر که تبدیل به وصلهای بیکارکرد شده است.
- قصهی دزدی دو نوجوان که نه به پیشبرد روایت کمک میکند و نه لحن مشخصی دارد.
جمع شدن این عناصر، بهجای ساختن جهانی باورپذیر یا ابزورد، فقط به یک نتیجه میرسد: فیلم از معماری دراماتیک تهی است و با انباشتن عناصر پراکنده تلاش میکند خلأ فقدان یک هستهی مرکزی را پنهان کند.
نبود کشمکش مرکزی مشخص: سردرگمی مضمونی
مشکل اصلی فیلم را باید در نبود «کشمکش مرکزی مشخص» دید. آیا فیلم دربارهی فروپاشی یک مرد در مواجهه با فشارهای اجتماعی است؟ یا دربارهی رقابت کاری؟ یا نقد طبقاتی؟ یا بحران خانوادگی؟ فیلم هیچیک از این موارد را تا انتها دنبال نمیکند، و به جای انتخاب یک محور، میان ایدههای ناتمام، رفتوبرگشتی سردرگم دارد.
همین گنگی و سردرگمی است که لحن را از هم میپاشاند؛ نه به طنز سیاه میرسد، نه به تراژدی و نه به ابزوردیتهی خالص. در برخی لحظات، فیلم تلاش میکند با افزودن لایههای کمیک، از سنگینی لحظات جنایی بکاهد؛ اما این کمیکها چون از خاستگاه درونی جهان فیلم نمیآیند، بیشتر شبیه پُرکردن فضای خالیاند تا پدید آوردن لحن.
پایانبندی ناتمام و مقایسه با کارنامهی کارگردان
فیلم بهجای رسیدن به یک جمعبندی اخلاقی یا تماتیک، ناگهان به پایان میرسد، شبیه قطع ناگهانی یک مسیر ناتمام. این فیلم درست همانجا میلغزد که پارک معمولاً بیرقیب است: هماهنگ کردن لحن، فرم، و انگیزهها. در کارنامهای که آثار شاخص آن بر پایهی روایتهای منسجم و جهانهای هنجارگریز بنا شدهاند، «چارهای نیست» بیشتر شبیه تجربهای خام باقی میماند.
این فیلم نه به تیزبینی «عزم رفتن» میرسد، نه به خشم کنترلشدهی «بانوی انتقام» و نه به جنون سرزندهی «رفیق قدیمی». «چارهای نیست» فیلمی است با ایدههای فراوان و ساختاری سست که در قیاس با مجموعهی کارهای پارک چانووک، طرحی نیمهکاره به شمار میآید.
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
