آیکون خبر

خبر کامل

هشدار مقامات درباره «چرخه شوم» ناترازی انرژی و یارانه‌های ۱۳۷ میلیارد دلاری

ناترازی مزمن در حوزه انرژی کشور که اکنون به یک بحران ساختاری تبدیل شده، ریشه اصلی بخش بزرگی از چالش‌های اقتصادی، تورم و بی‌ثباتی نرخ ارز در ایران است. مقامات ارشد دولتی، نمایندگان مجلس و فعالان بخش خصوصی با تأکید بر اینکه مداخلات قیمتی دولت و سیاست‌های تثبیت قیمت، تنها مصرف را تشدید و رانت را گسترش داده است، هشدار دادند که تا زمانی که سیاست‌گذاری از سطح معلول‌ها به سمت علت‌های اصلی حرکت نکند، هرگونه اصلاح ظاهری بی‌اثر خواهد بود.

ریشه‌های ساختاری: چرخه شوم و حکمرانی درهم‌تنیده

بحران انرژی ایران نه یک رویداد مقطعی، بلکه نتیجه «چرخه شومی» است که طی دهه‌ها از ترکیب ناترازی انرژی، درآمد سرانه پایین، تورم مزمن و بی‌ثباتی نرخ ارز شکل گرفته است. این ساختار معیوب، سال‌هاست که با سیاست‌هایی چون تخصیص سوخت ارزان و سرکوب بهای گازوئیل، وضعیت را کنترل کرده، اما نتیجه آن تنها تشدید مصرف، کاهش بهره‌وری و گسترش رانت بوده است.

ضرورت تفکیک نقش‌ها و واگذاری به بخش خصوصی

ساختار حکمرانی انرژی در کشور با اختلاط نقش‌ها مواجه است؛ به‌گونه‌ای که وزارتخانه‌های نفت و نیرو علاوه بر وظایف تولید و تنظیم‌گری، به نهادهای رفاهی و اجتماعی تبدیل شده‌اند و یارانه‌ها را بدون سازوکار مشخص ارائه می‌کنند. این اختلاط، ساختار قیمت‌گذاری، سرمایه‌گذاری و بهره‌وری را به‌طور همزمان آسیب زده است.

اصلاح قیمت انرژی به معنای گران‌کردن ناگهانی نیست، بلکه به معنای جدا کردن مسیر حمایتی از مسیر تولید است؛ مسیری که در آن خانوارها و صنایع کم‌برخوردار از نظام حمایت هدفمند بهره‌مند می‌شوند اما تولیدکننده انرژی با استانداردهای اقتصادی کار می‌کند.

برای برون‌رفت از این وضعیت، دولت باید نقش خود را به سیاستگذاری، تسهیل‌گری و تنظیم‌گری محدود کند و میدان اصلی تولید، مدیریت دارایی، توسعه زیرساخت و بهبود بهره‌وری به بخش خصوصی واگذار شود. منابع عظیم کشور در سه حوزه اتلاف، اسراف و قاچاق هدر می‌رود که می‌توانند به میدان سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تبدیل شوند.

تهدید ناترازی برای پایتخت و یارانه‌های ۱۳۷ میلیارد دلاری

ناترازی مزمن در تامین گاز، برق و سوخت، آینده کلان‌شهرهایی نظیر تهران را تهدید می‌کند. شدت مصرف انرژی در ایران بین دو تا پنج برابر میانگین جهانی برآورد می‌شود که بار مالی سنگینی را به اقتصاد ملی تحمیل کرده است.

پیشنهاد الگوی جدید مدیریت سبد انرژی

حجم یارانه‌های پنهان انرژی به رقمی در حدود ۱۳۷ میلیارد دلار می‌رسد که سهم بخش خانگی در آن قابل‌توجه است. این حجم عظیم یارانه نه تنها رفتار مصرفی را اصلاح نکرده، بلکه انگیزه بهینه‌سازی را نیز کاهش داده است. الگوی جدیدی برای مدیریت سبد انرژی خانوار پیشنهاد شده که بر پایه:

  • تعیین سهمیه‌های پایه برای بنزین، برق و گاز.
  • اعمال قیمت‌های نزدیک به واقعیت برای مصرف مازاد.

هدف از این سیاست، تقویت عدالت مصرفی و صرف منابع حاصل از اصلاح سیاست‌ها در حوزه‌هایی مانند سلامت، زیرساخت و معیشت است.

برنامه‌های شهرداری تهران

شهرداری تهران برای ایفای نقش فعال در تولید و مصرف بهینه انرژی، برنامه‌ریزی برای احداث ۲ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی را آغاز کرده است. همچنین، زیرساخت حمل‌ونقل برقی با خرید اتوبوس‌های برقی، توسعه مترو و به‌روزرسانی ناوگان شهری در حال گسترش است تا سهم حمل‌ونقل شخصی کاهش یابد و آلودگی شهر کنترل شود.

اصلاحات قیمتی و نیاز به اجماع ملی

سیاستگذاری انرژی تنها با اتکا به ابزارهای قیمتی به نتیجه نمی‌رسد. مصوبه اخیر در مورد بنزین نشان داد که ملاحظات اجتماعی و تورمی مانع اصلاح فاصله قیمتی با کشورهای همسایه می‌شود. تصمیم‌های اثرگذار باید در کنار سیاست‌های غیرقیمتی اجرا شوند، از جمله:

  • اتصال یارانه انرژی به کد ملی.
  • تکمیل زنجیره رصد و هوشمندسازی شبکه.
  • جلوگیری از نشت و قاچاق حامل‌های انرژی.

ادامه وضعیت فعلی، کشور را در مسیر اتلاف منابع و تشدید کسری بودجه قرار می‌دهد. راه اصلاح نه افزایش فوری قیمت‌ها تا سطح جهانی و نه رهاسازی کامل قیمت‌گذاری، بلکه حرکت بر مبنای قیمت تمام‌شده داخلی است. قیمت تمام‌شده بنزین حدود ۱۰ هزار تومان برآورد می‌شود که باید همراه با سیاست‌های حمایتی و غیرقیمتی به‌تدریج مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد.

برای موفقیت در اصلاحات، عبور از دوگانه‌سازی‌های سیاسی و شکل‌گیری اجماع ملی شرط اصلی است. ناترازی انرژی موضوعی جناحی نیست و باید با مشارکت دولت، مجلس و بخش خصوصی حل شود.

هشدار بخش خصوصی: توقف ۱۰۰ روزه تولید در سال

بخش خصوصی با پیامدهای محدودیت‌هایی مواجه است که نتیجه سیاستگذاری‌های اشتباه دو دهه گذشته است. درحالی‌که طی ۷ سال اخیر بیش از ۱۰۰۰ درصد تورم در کالاهای مصرفی تجربه شده، ساختار قیمت انرژی تقریباً ثابت مانده و این شکاف، انگیزه سرمایه‌گذاری در بخش برق را از بین برده است.

سیاست تثبیت قیمت برق از سال ۱۳۸۳، نیروگاه‌سازی و تولید برق را از مزیت اقتصادی محروم کرده و موجب کاهش جدی سرمایه‌گذاری‌ها شده است. صنعتگر امروز ترجیح می‌دهد برق گران‌تر بپردازد اما با قطعی مواجه نشود، چرا که توقف خطوط تولید خسارت‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کند. برخی بنگاه‌ها مجبورند ۱۰۰ روز در سال تعطیل باشند که عملاً امکان بازیابی تولید را از بین می‌برد و چرخه اقتصادی کشور را تهدید می‌کند.

ظرفیت ۱۰۰ میلیارد دلاری بهینه‌سازی

اصلاح قیمت انرژی بدون اصلاح مصرف نتیجه نخواهد داشت. راه‌حل، آغاز بهینه‌سازی از مسیر تغییر تجهیزات، اصلاح رفتار و مدل‌های مالی مرحله‌ای است. بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار ظرفیت نهفته در پروژه‌های بهینه‌سازی مصرف انرژی وجود دارد که می‌تواند در اشتغال، کاهش هزینه‌ها و عبور از بحران فعلی نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد. بخش خصوصی آماده همکاری با دولت برای خروج کشور از شرایط بحرانی انرژی است.

بحران ناترازی برق: شکاف عرضه و تقاضا

ناترازی برق به مرحله‌ای رسیده که با اقدامات مقطعی حل نخواهد شد و نیازمند اصلاحات ساختاری در مصرف و تولید است. رشد سالانه تقاضای برق با شتابی مشابه روند جهانی پیش می‌رود و اضافه‌شدن بیش از یک میلیون مشترک جدید در سال، زیرساخت‌های فعلی را تحت فشار قرار داده است.

برای جبران این رشد، کشور نیازمند احداث دست‌کم ۵۷ واحد نیروگاهی در سال است؛ رقمی که به دلیل محدودیت‌های زیست‌محیطی، چالش‌های تامین آب و مشکلات مالی، قابلیت تحقق ندارد. شدت انرژی در ایران همچنان دو برابر میانگین جهانی است و این شکاف نشان می‌دهد که بخش بزرگی از مصرف قابلیت کاهش دارد.

عبور از ناترازی برق به مدل جدیدی از حکمرانی انرژی نیاز دارد که در آن مدیریت مصرف، توسعه تولید، اصلاح قیمت‌گذاری و نوسازی شبکه به‌صورت همزمان پیش برود تا از بروز بحران‌های گسترده‌تر در سال‌های آینده جلوگیری شود.

شناسنامه خبر:

درباره هوش‌مصنوعی دست‌اول:

تمامی اخبار دست‌اول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحت‌سنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با داده‌های جدید آموزش داده می‌شود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دست‌اول در حال بهتر شدن است.
شما می‌توانید از چت‌بات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.

دسترسی رایگان به هوشنگ ↗