خبر کامل
استراتژی ۲۰۲۵ آمریکا: پایان دکترین کارتر و آغاز عصر «حفاظت اقتصادی» در خلیج فارس

سند «استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ ایالات متحده» که توسط دولت دونالد ترامپ ارائه شده، نه تنها بازگشت به سیاست «اول آمریکا» را تأیید میکند، بلکه با تنزل جایگاه راهبردی منطقه خلیج فارس، عملاً پایان دکترین «جیمی کارتر» را اعلام کرده و نقشه امنیتی واشنگتن در خاورمیانه را دگرگون ساخته است. این تغییر جهت، اولویتهای آمریکا را از تعهدات امنیتی مطلق به سمت منافع مستقیم ملی و حفاظت مبتنی بر مصلحت اقتصادی سوق میدهد.
ماهیت استراتژی امنیت ملی آمریکا و تغییر رویکرد
«استراتژی امنیت ملی ایالات متحده» سندی رسمی است که کنگره و ساختار دولت آمریکا را موظف میکند تا جهتگیریها، اهداف، اولویتها و مهمترین چالشهای پیشِ روی کشور در حوزه امنیت ملی را مشخص سازد. بر اساس قانون فدرال آمریکا از سال ۱۹۸۷، رؤسایجمهور موظفاند این سند را هر سال به کنگره تسلیم کنند؛ هرچند رویه عملی نشان میدهد که این سند تقریباً هر چهار سال یکبار بهروزرسانی میشود.
آخرین سند منتشر شده توسط دولت بایدن در اکتبر ۲۰۲۲، عمدتاً بر رقابت قدرتهای بزرگ، بهویژه روسیه و چین، و تهدیدات فراملی مانند بحران تغییرات اقلیمی تمرکز داشت.
بازگشت «اول آمریکا» و تنزل جایگاه خلیج فارس
مهمترین نکته در «استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵» این است که عملاً بر همان اصل «اول آمریکا» که دونالد ترامپ پرچمدار آن بود، مهر تأیید میزند. این رویکرد را میتوان نوعی بازگشت به «اصل مونرو» در قالبی بازتعریفشده دانست که بر مبنای «اصل آیزنهاور» توسعه یافته و ممکن است در آینده بهعنوان «اصل رئیسجمهور ترامپ» شناخته شود.
این چرخش راهبردی، پیام روشنی برای شرکای خلیج فارس دارد: اولویت نخست آمریکا، بازآرایی منافع و منابع در جهت تأمین مستقیم منافع ملی خود است، نه تعهدات امنیتی بیپایان در فراسوی مرزها. تمرکز مجدد واشنگتن بر «حیات خلوت» خود یعنی آمریکای لاتین و حوزه کارائیب، این رویکرد را تقویت میکند.
استراتژی امنیت ملی آمریکا بهصراحت از کاهش و افول جایگاه راهبردی منطقه خلیج فارس سخن میگوید و «اصل کارتر» را با آنچه میتوان «اصل ترامپ» نامید، جایگزین میکند؛ تغییری که معنای آن عبور از سیاست «حفاظت مطلق» به سمت «حفاظت مبتنی بر مصلحت اقتصادی و سرمایهگذاری» است.
پایان دکترین کارتر و آغاز عصر حفاظت اقتصادی
دکترین کارتر بر اهمیت و مرکزیت منطقه خلیج فارس بهعنوان حوزهای با «اهمیت حیاتی» برای منافع آمریکا تأکید میکرد و در بطن رویارویی جهانی میان غرب و شرق شکل گرفته بود. اکنون با تغییر تمرکز راهبردی و کاهش تعهدات سنتی، این ستون قدیمی سیاست خارجی آمریکا بهتدریج کنار میرود.
سند جدید اولویت را بر تأمین امنیت درونمرزی ایالات متحده میگذارد. حفاظت در برابر موج پناهجویان، مهاجران غیرقانونی و مقابله با کارتلهای مواد مخدر در منطقه کارائیب، در صدر دستور کار قرار دارد. در سطح جهانی، سند NSS-2025 حامل یک پیام محوری برای متحدان واشنگتن در خاورمیانه و خلیج فارس است: جایگاه و اولویتدهی آمریکا در حال تنزل و دگرگونی است و قطبنمای راهبردی واشنگتن به سمت «منطقه هند–پاسیفیک» منتقل شده است.

اهمیت کاهشیافته، اما غیرقابل چشمپوشی خلیج فارس
با وجود تنزل جایگاه، خلیج فارس همچنان بهدلیل برخورداری از ذخایر عظیم انرژی، نقش خود بهعنوان یکی از بازارهای کلیدی برای کالاهای غربی، حضور مستقیم قدرتهای غربی در منطقه و همچنین سرمایهگذاری گسترده صندوقهای ثروت حاکمیتی در بازارهای مالی غرب، از وزنی قابلتوجه در محاسبات راهبردی آمریکا برخوردار است؛ اهمیتی که هرچند کاهش یافته، اما هنوز بههیچوجه قابل چشمپوشی نیست.
سرمایهگذاریهای سنگین؛ معاملهگری جایگزین حضور نظامی
روند عقبنشینی تدریجی آمریکا از خاورمیانه که از زمان خروج نیروها از عراق آغاز شد، در دوره دوم ترامپ با کاهش چشمگیر جایگاه خلیج فارس پیش میرود؛ تغییری که او آن را پیامدِ تبدیل شدن ایالات متحده به «کشور نخست در تولید نفت و گاز» توصیف میکند.
با این حال، ترامپ تلاش کرده است شبکهای گسترده از روابط شخصی، سیاسی و قراردادی با رهبران کشورهای خلیج فارس را حفظ کند. انتخاب عربستان سعودی بهعنوان مقصد نخست سفرهای خارجی ترامپ در هر دو دوره ریاستجمهوریاش (۲۰۱۷ و ۲۰۲۵)، نشاندهنده تداوم اهمیت این شراکت، دستکم در سطح اقتصادی و معاملاتی است.
در همین راستا، سفر ولیعهد سعودی، شاهزاده محمد بن سلمان، به ایالات متحده با تعهد ریاض برای افزایش حجم سرمایهگذاریهای سعودی در اقتصاد آمریکا از حدود ۶۰۰ میلیارد دلار به یک تریلیون دلار در سه سال آینده همراه شد؛ تعهدی که عمق درهمتنیدگی مالی دو طرف را برجسته میکند.
چالش پیشروی شورای همکاری خلیج فارس
در برابر روند عقبنشینی تدریجی آمریکا از منطقه و کاهش وزن خلیج فارس در معادلات راهبردی واشنگتن، مجموعهای از پرسشهای اساسی پیشِروی پایتختهای عربی خلیج فارس و بهطور مشخص کشورهای عضو شورای همکاری خلیج قرار دارد: چه گزینههای واقعبینانهای برای این کشورها باقی مانده است و کدام مسیرها باید بهسرعت فعال، بازآرایی یا بازتعریف شوند تا با نظم جدید در حال شکلگیری مواجههای هوشمندانه داشته باشند؟
درباره هوشمصنوعی دستاول:
تمامی اخبار دستاول توسط دستیار هوش مصنوعی «هوشنگ» پردازش، صحتسنجی، خلاصه و بازنویسی شده است. هوشنگ هر روز با دادههای جدید آموزش داده میشود و با نظارت دقیق انسانی و سردبیری دستاول در حال بهتر شدن است.
شما میتوانید از چتبات و سایر ابزارهای هوشنگ به صورت رایگان استفاده کنید.
